یه سوال فلسفی
چرا ما احتمال نمیدیم که شاید ما داریم راه رو اشتباه میریم؟
اتفاقا برخی از فلاسفه چنین عقیده ای رو داشتن و دارن؛ من جمله یکی از مشهورترین فیلسوفان حال حاضر ایران که از گفتن نامشان معذورم
به نظر من فلسفه جایگاه فکر هست, تا جایی که فکر می ره می تونه بتازونه و محدودیت نداره
بنابراین مطرح کردن هر عقیده ای مسئله ای ایجاد نمی کنه اما اصل قرار دادن بعضی عقاید می تونه خطرناک باشه
اگر به زندگی بعد از مرگ و آزمایش بودن زندگی مون معتقد باشیم , انسان تا زمان موعود باید به دنیا بیاد و بیاد و بیاد و بره تا وقتش برسه
هرچقدر هم که پست و کثیف شده باشه, چه بسا که طبق همین شعری که گذاشتم :
از همان روزي كه دست حضرت قابيل
گشت آلوده به خون هابيل
از همان روزي كه فرزندان آدم
زهر تلخ دشمني در خون شان جوشيد
آدميت مرد
و در کنار این ایده ای هست که میگه , هر انسانی که متولد می شه یعنی اینکه خدا هنوز به انسان ایمان داره.
همه ی اینا در صورتی هست که اعتقادمون به پوچ گرایی نباشه
اگر کسی دیدگاهش اینه که دنیا فقط همین دنیاست و دیگر هیچ که دیگه جای بحثی نمی مونه