rawy
New member
:25r30wi::25r30wi::25r30wi:
بچه ها دیشب شب عید بوده و ماشالله طبع طنز همتون گل کرده....از وقتی اومدم یه سره دارم میخندم!خداروشکر!!
ایشالا همیشه خندون باشی دوست گلم
:25r30wi::25r30wi::25r30wi:
بچه ها دیشب شب عید بوده و ماشالله طبع طنز همتون گل کرده....از وقتی اومدم یه سره دارم میخندم!خداروشکر!!
نههههههههههههه نرووووووووووووووووو....
آشپزی رو به برنامه های دوستای متاهل اضافه کن راوی جونم...باور کن نصف روزم رو میگیره!!
راس میگی خدایی, من بعضی وقتا لجم درمیاد, آخه حیف وقت آدم نی انقد تو آشپزخونه بگذره؟
وقتی می شه اینهمه کتاب خوند و فیلم دید؟
کاش شکم تفریحی بود, هر وقت دلت خواست, خدا هم آدمیزاد و اینجوری اسیر کرده که از این پر رو تر نشه
سلام . معلومه غیبت ما چندان محسوس نبوده:dadad4:
سلام عزیزدلم. مرسی خوبم خدارو شکر....
امروز بعد مدتها ساعت 8 صبح از خواب بیدار شدم همش دوست دارم بخوابم.....
منم بچه بودم (7 یا 8 سالم بود!) از این کارا میکردم...مامانم رو کلافه میکردم همیشه...پیاز رو تا بیای جدا کنی غذا سرد میشد و هزار تا مکافات دیگه....
ولی از 10 سالگی به این ور فکر کنم با پیاز دوس شدم...
الان پیاز نباشه انگار یه چیزی کمه...تو دستور غذای امروزم (سوپ جو با شیر) پیاز نداشت همش احساس میکردم یه چیزی کم ریختم تو قابلمه!!!:25r30wi::25r30wi:
اخ پرند گفتی . منم مثه تو... امروز تا ساعت 2 خواب بودم . فکر کن. خودم دیگه از خودم بدم اومد :shocked:
راوی جون...گذشته از تمام علایق مشترک و برنامه هامون...
یه اعتراف: من از بس این یه سال درس خوندم و استرس کشیدم الان که میشینم چند صفحه کتاب بخونم خوابم میبره...عین قرص خواب برام عمل میکنه باور کن...چه برسه به زبان که الان مغزم هنگ هنگه
مگه اینکه کمی بگذره و از این وضع دربیام
نمیدونم چیکار کنم.....ذهنم خیلی خسته اس!!:j58r36j3gcr4suxymup
عههههه راااااااااااااس می گی هاااااااااااااااا :5:
چرا به عقل خودم نرسیده بود؟ :21:
خودم دو سه ماه خوندم خسته نیستم فک می کردم همه مثل منن
باااااااااااشه پس من رفتم تاپیک 93 :25r30wi:
منم بچه بودم (7 یا 8 سالم بود!) از این کارا میکردم...مامانم رو کلافه میکردم همیشه...پیاز رو تا بیای جدا کنی غذا سرد میشد و هزار تا مکافات دیگه....
ولی از 10 سالگی به این ور فکر کنم با پیاز دوس شدم...
الان پیاز نباشه انگار یه چیزی کمه...تو دستور غذای امروزم (سوپ جو با شیر) پیاز نداشت همش احساس میکردم یه چیزی کم ریختم تو قابلمه!!!:25r30wi::25r30wi:
یا الله
سلام
کسی هست یا هشکی نیست؟
سلام به همه رواندوستای عزیز.روای منو دعوت کرده اینجا. کمی روانم درد میکرد ایناها اینجاش:heart:
روای جونم گفت بیام اینجا. روای قراره اینجا بیاد به بالین روان من خوبم کنه. همینجا منتظرش میمونم. هیشکی نمیتونه مث من انتظار بکشه:65d6a5d6s:
پس چرا من همیشه از پیاز خوشم میومد و میخوردم :dadad4: از بادمجون بدم میاد :25r30wi:
سلااااااام آیناز جون
صبت بخیر
خسته نبااااااااااشی
از کت و کول افتادی که برو یه ذره استراحت کن
اخییییییی مامانت
بالاخره یه جای کار می لنگیده
من همزمان از هردوش بدم میومد
(الان بیشتر ادامه بدید دلتون برای مامانی من می سوزه)
آدم تو این مملکت نمیتونه ی طبقه اختلال روانشناسی برا خودش داشته باشه.برو به انجمن آمریکا بگو برات درست کنن،کلی زحمت کشیدم تا طبقمو درست کردن
نشانه هاشم در سندرم یزدان خلاصه میشه.
:25r30wi: سلام راوی جونم . ظهرت بخیر
اره والا اینقده دیشب خوابهای جور وا جور دیدم که نگو... تو یکیش داشتم پرواز میکردم. البته زیاد از سطح زمین بالاتر نبودم... یه جای دیگه ی خوابم کلی پرنده داشتن میومدن سمت خونمون. و ما همه ی پنچره ها رو بستیم و اونا چسبیده بودن به دیوار خونه . طوری که دیوار سیااه شده بود.
خلاصه میبینی کلی کار کردن تو خواب خسته شدم.
اههههمبفرمایید دم در بده
سلام
الان هستیم شما هستید آیا؟
والا تضمین نداره چون من هیچی بلد نیستم ولی با کمک بچه ها شاید بتونیم دردشو تسکین بدیم
آخییییییییییی نازی چی کار کردی با روانت منتظر؟
نه نگران نباش سپردم به بچه ها که کاری باهات نداشته باشناههههم
یا الله یا الله
دخترا پسرا لفطاً حجابتون سرتون باشه یه آغا هم همرامه اومده.
هستین یا هسین ولی نیسین؟!!
یکی یه چیزی بگه!
راوی من اینجا غریبما!!!!! نگیرن منو بزنن:sdasdasd:
اما اونجای دلم چی شده راوی:heart:
دخی راوی مرا وقتی دلی بود
که با وی گفتمی گر مشکلی بود
به گردابی که می افتادم از غم
به تدبیرش امید ساحلی بود
حالا فهمیدی؟
آره من احساس میکنم دلمو گمش کردم:sadsmiley:
سلام ایناز عزیزم . خوبی؟ مرسی من که معمولا کم وبیش سر می زنم ، قربونتون اگه نبودم زنبیل من و تو صف بزارین:28:سلاممم بارلی جون. خوبییییییی نه عزیزم این چه حرفیه . هر کی نیاد ما بهش فکر میکنیم... بیشتر بیا