BioScientist
New member
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
در میان لاله و گل آشیانی داشتم(رهی معیری)
من وارٍث عشقم به جز عشق میراث مکتوبی ندارم
مجنون که از لیلا نیاموخت آموخت از ایل و تبارم
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
در میان لاله و گل آشیانی داشتم(رهی معیری)
ما دلی ایثار او کردیم و جانی یافتیم
گوهری در پایش افکندیم و کانی یافتیم(خواجوی کرمانی)
مرغ در دامم مرا پروانه ی پرواز نیست
در گلویم نغمه هست و رخصت آواز نیست
تفرقه برخیزد و شرک و دوی
وحدتست اندر وجود معنوی
"مولانا"
نمیدونم این ن را از کجا آوردی!شعر من با ت تموم شد،پس شما باید با ت شروع کنید
توهم دیگه میازار موری که دانه کش است جان ترش و شیرین داره و وخوش است باور کن!
مگه من با میازار موری شعر نگفتم!! برو بیرون سوختی امینه!!