اسم قشنگ ترین فیلمی که دیدید چی بوده!؟
جدی؟
ممنون خیلی جالب بود:riz304:
من دوتا:
- کی شمال اومدین و کدوم شهرشمال و بیشتر از همه دوست دارین؟
- کوچولو ک بودین،حیوون خونگی داشتین؟مثلا جوجه رنگی...
وای چه سوالی .متاسفانه اصلا اهل فیلم و تلویزیون نیستم!
1- خود شما، دریا! آخرین بار نزدیک 9 سال پیش بود! توی این دوره ی درسها ، نرفتم. اما جاده چالوس و اینور و انور زیاد رفتم. خود دریا نه. انشاالله امسال میرم با خانواده!
2-جوجه رنگی ، حیوان خانگی!:riz481: دید من به جوجه، یک اسباب بازی بود،
شوخی ! البته بعد چند روز می مرد! جوجه یک روزه! نکه ما بکشیم! نه! خودش میمرد! بچه بودیم دیگه.به حیوونها علاقه داشتم. هنوزم پایه ثابت راز بقام، از 1 تا دو ، 2و نیم شب!
نه به اون معنی که تصور کنید نداشتیم.
پیام داره یا کالاست؟
چ سلیقه ی خوبی...خیلی قشنگه من حفظم...خب یه شعری فریدون مشیری داره اسمش رو نمیدونم ولی توش اینو یادمه که میگه "از همان روزی که . . . " شعر جالبیه ! خوشم اومد ازش ولی یادم نیست که چی بود تونستی پیداش کن نشد هم التماس دعا!
جایزم:اگه بخوایید یه جای دیدنی رو ببینیم کجارو توصیه می کنین؟
پیام داره یا کالاست؟
این آقاهه بچه زیاد داره ،تو فکرشونه؟
دوستم با من بودید؟
ببخشید.کالاست!
تقدیم به دوستم
نام شعر :از همان روزی که ... شاعر:فریدون مشیری نوع شعر: نو
از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان آدم
زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید
آدمیت مرده بود
گرچه آدم زنده بود
از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود
بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب
گشت و گشت
قرنها از مرگ آدم هم گذشت
ای دریغ
آدمیت برنگشت
قرن ما
روزگار مرگ انسانیت است
سینه دنیا ز خوبی ها تهی است
صحبت از آزادگی پاکی مروت ابلهی است
صحبت از موسی و عیسی و محمد نابجاست
قرن موسی چمبه هاست
روزگار مرگ انسانیت است
من که از پژمردن یک شاخه گل
از نگاه ساکت یک کودک بیمار
از فغان یک قناری در قفس
از غم یک مرد در زنجیر حتی قاتلی بر دار
اشک در چشمان و بغضم در گلوست
وندرین ایام زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست
مرگ او را از کجا باور کنم
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان میکنند
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است . . .
ماشین تک سرنشین
ماشین خانواده(ون)؟
1- اگه منظورتون مسافرته: اینجاها رو من بعضی رو دیدم و بعضی رو هم تعریف هاشو شنیدم!
دریای شمال
دریای جنوب، نه کیش و قشم و فلان، خود دریا و ساحلش
مشهد: حرم امام هشتم
اصفهان، میدان نقش جهان
اردبیل: گردنه حیران
قزوین، تنگه واشی
جاده چالوس ، جنگلهای حاشیه اش
و اما....
شیراز: همه جاش، من خیلی ازش خاطره دارم:
سعدیه! حافظه! (اینا رو غروب برید و یا سر شب! خداست!)
تخت جمشید! به به!
شاه چراغ!
خب همینا یک عمره!
2-اگه منظورتون غیر مسافرت هست!
عکس ببینید!
عکسهایی ببینید که خیال و رویاهاتونو زنده می کنه، مث جاهای دیدنی و زیبای دنیا که شاید نشه ببینید، ولی می تونید از نعمت تماشاش استفاده کنید!