استراحت یک مادر ...

sokot

New member
عشق مادر به فرزند بی چشمداشت ترین عشقه
مطالب زیبا و جملات نابی در مودر مادر نوشنه بودید
من هم این شعر ایرج میرزا رو خیلی دوس دارم. پسری که معشوقش برام شرط میزاره اگه میخوای به من برسی قلب مادرت رو برام بیار. پسر این کار رو می کنه ولی موقع بیرون اومدن میخوره زمین و قلب از دستش جدا میشه و این صدا از قلب به گوش میرسه:
آه دست پسرم يافت خراش! واي پـاي پسرم خورد به سنگ!...

داد معشوقه به عاشـق پيغام
که کــند مــــادر تو با مــن جــنگ

هر کـجا ببيـــندم از دور کـــند
چــهره پرچــيـن و جـبين پر آژنــگ

با نـــگاه غضــب آلـــوده زنــــد
بـــر دل نازک مــن تــــير خـــدنگ

از در خــــانه مـــرا طــرد کـــند
همچو سـنگ از دهــن قلماسنگ

مادر سـنگ دلـت تا زنده است
شهد در کام من و توست شرنگ

نشــوم يک دل و يکرنگ تو را
تا نســـازي دل او از خـــــون رنـگ

گر تو خواهي به وصالم برسي
بايد اين سـاعت بي خوف و درنگ

روي و سينه تنـــگش بدري
دل بـرون آري از آن سينه تــنگ

گرم و خونين به منـش باز آري
تا بـــــرد ز آيــنـه قـــلبم زنــــگ

عاشــــق بي خرد ناهـــنــجار
نه بَل آن فاسق بي عصمت و ننگ

حــــرمت مـــادري از ياد بــــبرد
مســـت از بـــاده و ديــوانه ز بنگ،

رفـــت و مــادر را افکند به خاک
سيـــنه بــدريد و دل آورد به چــنگ

قصد سر منزل معـــشوقه نمود
دل مـادر به کَفـَــــش چون نارنـــگ

از قضــــا خورد دم در به زمـــين
و انـــدکي رنــــجه شــد او را آرنگ

آن دل گرم که جان داشت هنوز
اوفـــــتاد از کــــف آن بي فـــرهنگ

از زمين چو باز برخاســـت،نـمود
پــــي برداشــــــتن دل، آهـــنـــگ

ديـــــد کز آن دل آغشته به خون
آيد آهســــته بــــرون اين آهنگ:



آه دست پسرم يافت خراش!
واي پـاي پسرم خورد به سنگ!

وای مرسی از این که این شعر قشنگو گذاشتی خیلی وقت بود دنبالش بودم یادمه اولین بار که تو دیبرستان خوندیمش باهاش خیلی گریه کردم.ممنون
 

aram ft

New member
وای مرسی از این که این شعر قشنگو گذاشتی خیلی وقت بود دنبالش بودم یادمه اولین بار که تو دیبرستان خوندیمش باهاش خیلی گریه کردم.ممنون

خواهش می کنم عزیزم. منم خودم هربار این شعرو می خونم اشک تو چشمام جمع میشه.واقعا قشنگه...
 
بالا