کلبه ی تنهایی من

bacillus.bs

New member
 

bacillus.bs

New member
دلـتَنگت می شوم…

چـشمانم را روی هم می گذارم

بلکه یادت را فراموش کنم…

تـو بگو دلــکم

مگر می شــود یــک دنیا را فراموش کـرد؟
 

bacillus.bs

New member
گاهی سکوت علامت رضا نیست

شاید کسی دارد خفه میشود

پشت سنگینی یک بغض...
 

ساحل

New member
کو تبلیغات؟ من که تبلیغاتی نمیبینم، فقط یه شوخی بود، فکر نمیکردم بهتون بر بخوره، خیلی وقته که کسی اینجا پست نذاشته، فکر نمیکردم اینقدر حساس و سخت باشید، به هر حال ببخشید بدون اجازه وارد شدم!!!
 

bacillus.bs

New member
باد اورده را باد میبرد

قبول

اما تو که با پاهای خودت امده بودی چرا؟؟؟
 

bacillus.bs

New member
کو تبلیغات؟ من که تبلیغاتی نمیبینم، فقط یه شوخی بود، فکر نمیکردم بهتون بر بخوره، خیلی وقته که کسی اینجا پست نذاشته، فکر نمیکردم اینقدر حساس و سخت باشید، به هر حال ببخشید بدون اجازه وارد شدم!!!
من ناراحت نشدم
 

bacillus.bs

New member
به مرداب خیال بگوئید هرچه میخواهد منجلاب اوهام را وسعت دهد من نیلوفرم نماد صبوری و شادابی .....
 

bacillus.bs

New member
در وفاي عشق تو مشهور خوبانم چو شمعد
شب نشين کوي سربازان و رندانم چو شمع
بس که در بيماري هجر تو گريانم چو شمع
روز و شب خوابم نمي‌آيد به چشم غم پرست
همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع
رشته صبرم به مقراض غمت ببريده شد
کي شدي روشن به گيتي راز پنهانم چو شمع
گر کميت اشک گلگونم نبودي گرم رو
اين دل زار نزار اشک بارانم چو شمع
در ميان آب و آتش همچنان سرگرم توست
ور نه از دردت جهاني را بسوزانم چو شمع
در شب هجران مرا پروانه وصلي فرست
با کمال عشق تو در عين نقصانم چو شمع
بي جمال عالم آراي تو روزم چون شب است
تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع
کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت
چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع
همچو صبحم يک نفس باقيست با ديدار تو
تا منور گردد از ديدارت ايوانم چو شمع
سرفرازم کن شبي از وصل خود اي نازنين
آتش دل کي به آب ديده بنشانم چو شمع
آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت
 
بالا