عدم حضور امامان در جنگ های اعراب برضد ایرانیان

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

mehran35

New member
سلام خدمت دوستان به علت شبهاتی که درتاپیک قبلی پیش امد برخودلازم دانستم که اطلاعاتی در این باره جمع اوری نمایم از دوستانی که اطلاعات بیشتری دارند خواهشمند است همکاری نمایند!
( حضور امام حسن و امام حسین (ع) در ایران و نبرد با ایرانیان )

در سالهای اخیر در برخی سایتهای اسلام ستیز ادعایی مطرح شد ،
با عنوان "کشتار ایرانیان بدست امام حسن و امامحسین"
البته ما هر چه در نوشته هایشان گشتیم ، کشتاری ندیدیم ...
فقط ادعا شده در یک لشگر کشی به طبرستان حضور داشتند.پس در این نوشته به " حضور " این دو امام در ایران میپردازیم ...چون با توجه عدم حضورشان در ایران دیگر حضوری در جنگ نداشته اند
که سخن از کشتار باشد...
در این ادعای حضور امام حسن و حسین تنها که شامل فتوح البلدان و تاریخ طبری است ...
بنا براین صحت این روایات را بررسی میکنیم ، تا صحت ادعا روشن گردد :

بن مایه اول : فتوح البلدان –بلاذری :
فتوح البلدان - البلاذري - ج 2 - ص 411
جرجان وطبرستان ونواحيها 834 - قالوا : ولى عثمان بن عفان رحمه الله سعيد بن العاصي بن سعيد ابن العاصي بن أمية الكوفة في سنة تسع وعشرين . فكتب مرزبان طوس إليه وإلى عبد الله بن عامر بن كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس ، وهو على البصرة ، يدعوهما إلى خراسان ، على أن يملكه عليها أيهما غلب وظفر . فخرج ابن عامر يريدها ، وخرج سعيد . فسبقه ابن عامر ، فغزا سعيد طبرستان ، ومعه في غزاته فيما يقال الحسن والحسين أبناء علي بن أبي طالب عليهم السلام .

گرگان-جرجان- و طبرستان: گفته اند که عثمان بن عفان(خلیفه سوم) سعید بن العاصی بن امیه را در سال 29 (هجری) والی کوفه قرار داد. پس مرزبان توس بدو و عبد الله بن عامر بن كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس ، والی بصره ، نامه ای نگاشت و آنان را بسوی خراسان دعوت نمود.....
پس سعید و عامر هر دو اهنگ خراسان نمودند اما عامربرو پیشی گرفت پس سعید آهنگ طبرستان نموددر حالیکه گفته می شود حسن و حسین فرزندان علی بن ابیطالب در شمار همراهان وی بوده اند؟
ایرادهایی که بر این روایت وارد است :
1- در متن ترجمه شده پارسی اسلامستیزان عمدا یا سهوا واژه "گفته میشود" از قلم افتاده است...
حال انکه در یک روایت تاریخی یا یک حدیث همین واژه بتنهایی برای رد چنین ادعایی کافی است.
چون خبری از راوی نیست بلکه گویا نویسنده هم به اصل وجود مشکوک است !!
در اینجا امانتداری مترجم سخت به چالش گرفته میشود.
2- باز در اینجا میبینیم که تبری در صفحه 323 کتاب خود (متن عربی) اشاره به همراهان سعید در جنگ تبرستان دارد اما در روایتی دیگر و اتفاقا با همان سلسله سندو راویان تبری و در روایتی دیگر درباره همراهان سعید نامی از حسنین در حضور در تبرستان نمیبرد!
آنچه فرضیه اضافه شدن نام امام حسن و امام حسین در شمار همراهان را بعدها و در زمانی معاصر خود نویسندگان-بلاذری و تبری-را بیش از پیش تقویت میکند!!
3- حال باید پرسید که اصولا در آن زمان که سعید والی کوفه و عامر والی بصره اهنگ خراسان کرده اند اصولا حسنین در کوفه یا بصره حضور نداشته اند و در منابع تاریخی میز مثالی بر این مدعا یافت نمیشود حال چگونه آنها میتوانسته اند در شمار همراهان سعید و عامر قرار گیرند خود جای پرسش فراوان دارد!!
4- و اینکه، اصولا امام علی که حتی در زمان خودش اجازه شرکت در جنگ را برای امام حسن و امام حسین صادر نمیکرد چگونه راضی به فرستادن فرزندان خود به آن منطقه شده بود !

 

mehran35

New member
اگر امامان در اين جنگ ها حضور نداشته اند، آيا امام علي (ع) يا امام حسن (ع) يا امام حسين (ع) هيچ اقدامي براي جلوگيري از اين جنگ ها انجام داده اند ؟ اگر نه چرا؟! در چند سايت مشاهده کردم که با استناد به حديثي از کتاب تاريخ طبري گفته بودند که امام حسن (ع) و امام حسين (ع) در جنگ با ايران شرکت داشته اند و در طبرستان سر بسياري از زنان و مردان ايراني را از تن جدا کرده اند و با اين عمل اعتقادات بسياري را به بازي گرفته اند ...!!
نمي‏توان چنين سخني را پذيرفت كه امام علي(ع) به طور مطلق جنگ هايي را كه در دوره خلفا، اتفاق افتاد، تأييد و يا طرد نمودند.
به صورت حكم كلي و به مقتضاي ضوابط و ايدئولوژي اسلام؛ يعني با توجه به محتواي دين اسلام (كه مشتمل بر جهاد، دفاع، امر به معروف، نهي از منكر، دادخواهي و كمك به مظلومان و استضعاف زدايي و... است) و سيره پيامبر(ص) و امامان(ع) مي‏توان گفت: جهاد و دفاع و اتخاذ شيوه جنگي براي زدودن موانعي كه در مسير گسترش اسلام وجود دارد، تا حدودي، آن هم با وجود يك سري ضوابط و شرايط پذيرفته است.
جنگ هايي كه مورد تأييد اسلام است، جنگ‏هاي كشور گشايي و فتوحات پادشاهان با اهداف مادي نيست، بلكه مبارزاتي رهايي بخش است. شعار پيامبر اسلام(ص) شعار رستگاري، آزادي و آزادگي بشريت بود «قولوا لا اله الاّ اللَّه تفلحوا» و مي‏كوشيد با اقدامات فرهنگي مردم را به راه رستگاري رهنمون سازد. جنگ‏هاي پيامبر(ص) تنها براي رفع موانع بود، چون كه دشمنان در مسير فعاليت‏هاي سازنده آن حضرت موانع ايجاد مي‏كردند، حال اگر پيامبر(ص) موانع را از مسير راه بر نمي‏داشت، نمي‏توانست به هدف‏هاي والاي خويش -كه همان هدايت و رستگاري بشر بوده- نايل گردد؛ به ناچار از استراتژي جهاد و دفاع بهره مي‏گرفت تا مانع‏هاي مسير رشد زدوده و راه، براي سعادت و رستگاري هموار گردد.
اسلام استفاده از قدرت نظامي را تنها در سه مورد روا مي‏داند:
1. براي نابودي آثار شرك و بت پرستي. چون از نظر اسلام شرك و بت پرستي، انحراف و بيماري و خرافه است. از اين رو پيامبر اسلام(ص) اوّل بت پرستان را از راه تبليغ به سوي توحيد دعوت مي‏كرد، آن گاه كه مقاومت كردند، به زور متوسّل شد.
2.كساني كه نقشه نابودي و حمله به مسلمانان را مي‏كشند، اسلام دستور جهاد و توسل به قدرت نظامي بر ضد اينان را صادر كرده است.
3. هر آييني حق دارد آزادانه و به صورت منطقي خود را معرفي كند و اگر كساني مانع اين كار شوند، مي‏توان با توسل به زور اين حق را به دست آورد.(1)
اما مشروعيت جهاد ابتدائي منوط به اذن امام معصوم(ع) مي‏باشد.
مي‏توان همه اين موارد سه گانه را در دايره دفاع از رشد و تعالي و كمال انسان‏ها قرار داد. دفاع يكي از ضروريات در زندگي بشر است به عبارت ديگر: دفاع در زندگي بشر همانند غرايز است كه از دورن انسان مي‏جوشد، اسلام اين ويژگي را هدايت نموده و با برنامه خاصي، به آن جهت داده است.
هر كس دين اسلام را بپذيرد بر اساس آن، برنامه دفاعي خود را تنظيم مي‏كند. اين برنامه دفاعي خردمندانه است و با منطق و برهان مي‏توان از آن دفاع نمود.
امّا اصل سؤال كه اگر امام على(ع) حكومت را در دست مى‏گرفت، آيا جنگ‏هايى را كه ابوبكر، عمر و عثمان به راه انداخته بودند، به راه مى‏انداخت؟ اگر در زمان حكومت امويان و عباسيان، امامان(ع) حكومت را در دست داشتند، آيا جنگ‏هاى آنان را به راه مى‏انداختند؟
پاسخ: زمان امام على(ع) با زمان ديگر امامان(ع) تفاوت داشت؛ چرا كه:
1. در دوره بيست و پنج ساله سكوت حضرت، سه خليفه حكومت كردند.
1-1. در دوره كوتاه خلافت ابوبكر وجود شورش‏هاى گسترده، ظهور پيامبران دروغين، وجود مانعين زكات و جنگ‏هاى رده موجب شد تا ابوبكر مجال فراوانى براى دستيابى به فتوحات چشمگيرى همانند دوران پس از خود نداشته باشد.
لشكر كشى‏هاى وى را تنها مى‏توان در مصاف با روميان و ايرانيان در برخى از مناطق شام و عراق دانست.(2)
امام على(ع) كه به سبب مهارت‏هاى فراوان جنگى و فداكارى‏هاى بى نظيرش در جنگ‏هاى بدر، احد، خندق و خيبر كارنامه بسيار درخشانى از خود به يادگار گذاشته بود، نمى‏توانست مورد غفلت و بى توجهى خليفه و كارگزارانش در اين برهه حساس قرار گيرد. عدم شركت حضرت در فتوحات و انزواى وى مى‏توانست اين سؤال را در اذهان مسلمانان برانگيزاند كه چرا آن حضرت با آن همه سابقه درخشان، اكنون كه زمان انتشار اسلام در سرزمين‏هاى كفر و شرك رسيده است، بى‏اعتنا يا منزوى باشد؟ همه مى‏دانستند كه علّت اين امر، ترس او از مرگ يا سستى از جهاد نبوده و خودش هم متذكر شد كه اگر تمامى عرب با او به نبرد برخيزند، او نمى‏ترسد و ميدان نبرد را رها نمى‏كند.(3)
از اين رو خليفه و يارانش مى‏كوشيدند با ورود و شركت حضرت در فتوحات از يك سو زمينه طرح چنين پرسش و ابهامى را از بين ببرند، نيز با ورود امام(ع) به عرصه فتوحات، اعتبار و مشروعيت چنين اقدامى را در اذهان بسيارى از هوادارانش مستحكم سازند و از سوى ديگر از مهارت‏هاى جنگى آن حضرت در فتح شهرها بهره گيرد.
سياست حضرت در اين جريان، سياست بينابين بود. از سويى امام نمى‏خواست با حضور خود در جنگ‏ها بر سياست‏هاى خليفه مهر تأييد بزند و مؤيد خلفا باشد؛ و از جهتى هم نمى‏خواست سپاهيان اسلام شكست بخورند، حضرت در اين ماجرا موضعى «بى طرفانه» و يا حداكثر «مشاورانه» را اتخاذ نمود.
طبق بعضى از گزارش‏هاى تاريخى، ابوبكر براى فتح شام از اصحاب نظر خواهى كرد. هر كس نظرى داد كه مورد پذيرش وى واقع نشد، ولى نظر امام را پذيرفت. حضرت فرمود: «چه خليفه خود به اين نبرد رو آورد و چه لشكرى از جانب خويش روانه كند، در هر دو حال پيروز خواهد شد؛ زيرا از پيامبر(ص) شنيده است كه آيين اسلام بر همه اديان غلبه خواهد كرد. آن گاه امام، خليفه را به صبر و استقامت سفارش نمود.
ابوبكر در حالى كه از شنيدن چنين خبرى خوشحال شده بود، مسلمانان را به جهاد تشويق نمود و آنان را به اطاعت از خدا و پيروى از فرماندهانشان امر كرد.(4)
در جنگ‏هاى اين دوره گروهى از ياران امام على(ع) مانند مالك اشتر، خالدبن سعيد بن عاص، هاشم بن عتبة بن ابى وقاص، معروف به هاشم مرقال و فضل بن عباس، حضورى فعال، بلكه در زمره فرماندهان لشكر اسلام قرار داشتند.
از دو جهت مى‏توان گفت كه تا حدودى جنگ‏هاى اين دوره مورد تأييد امام بود: يكى از جهت رهنمودهاى ايشان كه پيروزى را پيش بينى كرد و آن را وعده پيامبر اسلام(ص) معرفى نمود، ديگرى شركت ياران صميمى حضرت در اين نبردها.
1-2. دردوره ده ساله خلافت عمر، موضعى كه امام در برابر فتوحات اين دوره اتخاذ نمود، همانند موضعى بود كه در دوره خلافت ابوبكر اتخاذ نمود؛ يعنى نه تأييد مشروعيت حكومت و نه موضعى كه موجب تضعيف روحيه سپاهيان اسلام گردد.
عمر كوشيد امام را به شركت در فتوحات وادارد، ولى موفق نشد. بنا به نوشته مورخ نامدار، مسعودى: چون عمر درباره جنگ با ايرانيان از عثمان نظر خواهى كرد، عثمان گفت: مردى را بفرست كه در كار جنگ تجربه و بصيرت داشته باشد. عمر گفت: آن كيست؟ عثمان گفت: على بن ابى طالب است. عمر گفت: پس ببين كه او به اين كار تمايل دارد؟ عثمان با على(ع) مذاكره كرد، امّا على(ع) اين را خوش نداشت و رد كرد.(5)
عمر كه نمى‏توانست على(ع) را به طور مستقيم به همكارى و شركت در فتوحات حاضر كند، تلاش كرد از ديدگاه‏ها و راهنمايى‏هاى آن حضرت بهره‏مند گردد. حضرت چون نمى‏توانست نسبت به سرنوشت اسلام و مسلمانان بى‏اعتنا باشد، تنها در قالب مشاوره و ارائه ديدگاه‏هاى خويش، همانند يك كارشناس برجسته نظامى آنان را در اين امر همراهى كرد. هرگاه عمر از حضرت نظر مشورتى مى‏خواست، حضرت از ارائه رهنمودها دريغ نمى‏ورزيد.(6)
بنا به روايتى از امام باقر(ع) عمر، امور حكومت را كه از مهم‏ترين آن‏ها فتوحات بود، با نظر خواهى از على(ع) به سامان مى‏رساند.(7)
در اين دوره شيعيان و ياران امام على(ع) در جنگ‏ها شركت فعال داشتند، از جمله:
- عمار ياسر در فتح مصر، شوشتر و ديار بكر؛
- مالك اشتر نخعى در نبرد قادسيه و مصر؛
- حجر بن عدى كندى در نبرد جلولاء و قادسيه؛
- براء بن عازب در فتح شوشتر، ابهر، قزوين و زنجان؛
- زيد بن صرحان در نبرد جلولاء؛
- حذيفه بن يمان در جنگ نهاوند؛
- مقداد بن اسود كندى در فتح مصر و ديار بكر؛
- هاشم مرقال در نبرد قادسيه، بيت المقدس و جلولاء؛
- سلمان فارسى در فتح مدائن.
در اين دوره مى‏توان از دو جهت به تأييد امام على(ع) پى برد:
يكى از جهت رهنمودهاى ايشان كه به پيروزى منجر شد.
دوم از جهت شركت فعال ياران صميمى حضرت در نبردها.
اين سخن به معناى تأييد امام از ديگر سياست‏هاى عمر نيست؛ بلكه سخن در اصل فتوحات است، نه سياست عرب گرايانه عمر و موضع‏گيرى او در برابر ايرانيان كه مورد انتقاد امام قرار گرفت و نه موارد ديگر كه ما در نامه قبلى به برخى از آن‏ها اشاره نموده‏ايم و در اين جا از بيان مجدد آن خوددارى مى‏كنيم.
1-3. در دوره دوازه ساله خلافت عثمان، رابطه بين امام و حكومت عثمان مانند دوره قبل نبود. حضرت در اين دوره كم‏تر در صحنه حضور مى‏يافت و به مشورت و همكاى در امور حكومت مى‏پرداخت؛ از اين رو هيچ گزارشى در منابع تاريخ مبنى بر راهنمايى و ارائه نظر در امر فتوحات از سوى حضرت، وجود ندارد.
براى توضيح بيشتر مى‏توانيد به تاريخ در آيينه پژوهش، جلد دوّم، مراجعه نماييد.
 

Taraa

Well-known member
بمیرم برا حضرت علی
تو چه وضعیت سنگینی بوده
تشخیص اولویتا و عمل به ارجح . هم باید اسلامو نگه میداشت هم اختیار کافی نداشت هم باید حواسش به خودیا میبود که خرابکاری نکنن هم به دشمنای خارجی. بد موقعیتیه، بد
 

Persian-Masoud

New member
شیعیان به دلیل توهین به ابوبکر و عثمان و عمر قیامت سختی خواهند داشت! چون خودتون رو از خدا و پیغمبر هم بالاتر میدونین و تشخیص میدین کی خوب بوده و کی بد! اونم از بین خلیفه ها و یاران اول پیامبر و اسلام!
دوستان من خداوند به این سه نفر هم وعده بهشت رو داده. شما چظور به اونها توهین میکنید؟ حتی کسی مثل حضرت عمر رو فقط عمر خطاب میکنید! بگذریم از مراسم عمر سوزان بعضی شیعه های عزیز!!
نمیدونم چی بگم! واقعا نمیدونم! این کار خیلی اشتباهه! خیلی!
 

mehran35

New member
شیعیان به دلیل توهین به ابوبکر و عثمان و عمر قیامت سختی خواهند داشت! چون خودتون رو از خدا و پیغمبر هم بالاتر میدونین و تشخیص میدین کی خوب بوده و کی بد! اونم از بین خلیفه ها و یاران اول پیامبر و اسلام!
دوستان من خداوند به این سه نفر هم وعده بهشت رو داده. شما چظور به اونها توهین میکنید؟ حتی کسی مثل حضرت عمر رو فقط عمر خطاب میکنید! بگذریم از مراسم عمر سوزان بعضی شیعه های عزیز!!
نمیدونم چی بگم! واقعا نمیدونم! این کار خیلی اشتباهه! خیلی!
یه چیز بپرسم ناراحت نمیشی؟؟؟؟؟؟؟؟تو شیعه ای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 

najma

New member
شیعیان به دلیل توهین به ابوبکر و عثمان و عمر قیامت سختی خواهند داشت! چون خودتون رو از خدا و پیغمبر هم بالاتر میدونین و تشخیص میدین کی خوب بوده و کی بد! اونم از بین خلیفه ها و یاران اول پیامبر و اسلام!
دوستان من خداوند به این سه نفر هم وعده بهشت رو داده. شما چظور به اونها توهین میکنید؟ حتی کسی مثل حضرت عمر رو فقط عمر خطاب میکنید! بگذریم از مراسم عمر سوزان بعضی شیعه های عزیز!!
نمیدونم چی بگم! واقعا نمیدونم! این کار خیلی اشتباهه! خیلی!


حالا معلوم شد قضیه چیه !
 

najma

New member
شخصیه.
ربطی هم به حرف من نداشت.
چون شیعم باید به خلیفه ها توهین کنم؟ من این مذهب رو که همچین چیزی بگه به 1 ریال هم نمیخوام!



خب جوابش خیلی سادس : ما اونا رو به عنوان خلیفه قبول نداریم .
چون خلافت حق علی (ع) بوده و نه هیچکس دیگه و وای بر کسی که چنین حقی رو غصب کرده باشه.
به قول خودت تو قیامت چه جوری میخواد جواب بده !!!!!!
 

Persian-Masoud

New member
خب جوابش خیلی سادس : ما اونا رو به عنوان خلیفه قبول نداریم .
چون خلافت حق علی (ع) بوده و نه هیچکس دیگه و وای بر کسی که چنین حقی رو غصب کرده باشه.
به قول خودت تو قیامت چه جوری میخواد جواب بده !!!!!!

:)))))))))))))
تو چیکاره ای که قبولشون داشته باشی یا نه؟
وقتی خدا و پیغمبر قبولشون داره واقعا نظر شما مهمه؟ نه جدا مهمه؟
وقتی توی سقیفه بنی ساعده تمام اصحاب و یاران پیامبر با حضرت ابوبکر بیعت کردند دیگه شبهه ای باقی نمیمونه! کمی تاریخ بخونین! مطمونم حتی این اسم تا امروز به گوشت هم نخورده بود!
 

najma

New member

:)))))))))))))
تو چیکاره ای که قبولشون داشته باشی یا نه؟
وقتی خدا و پیغمبر قبولشون داره واقعا نظر شما مهمه؟ نه جدا مهمه؟
وقتی توی سقیفه بنی ساعده تمام اصحاب و یاران پیامبر با حضرت ابوبکر بیعت کردند دیگه شبهه ای باقی نمیمونه! کمی تاریخ بخونین! مطمونم حتی این اسم تا امروز به گوشت هم نخورده بود!



پس گویا شما هم اسم غدیر خم تا حالا به گوشت نخورده !
 

reza.n

New member
مسعود جان لابد میخای دوستی و ولایتو بگی دیگه:25r30wi:
 

najma

New member
تو اصلا میدونی توی غدیر خم چه اتفاقی افتاد؟ اگه میدونی بگو؟ دقیقا هم بگو که پیامبر هنگامی که دست حضرت علی رو بالا برد چی فرمودند؟


عزیز من ما این بحثا رو خیلی وقته کهنه کردیم توی جای خودشم میریم بحث میکنیم نه توی سایت علوم پزشکی !!
پیشنهاد من اینه که فکر شبهات جدید باشید اینا دیگه تکراریه گوش دنیا هم بهش دیگه شنوا نیست ! نتیجشم که معلومه .
بیخیال شما سایت رو اشتباه اومدی متاسفانه:25r30wi:
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا