چشمک و هلنا: با تیر میزنمشون( منظور تیر کمان)
نوتر دیگه باید بری سراغ کتاباش و اونارو برداری بدی به نگار و اون جزواتشم نزدیک امتحان ببری آتیش بزنی خودش به حرف میاد
نوتر یه کم رحم داشته باش...
اخه چقد بلا سرم میاری خوووووو
خووو هلنا خواستم یکم سرگرم شم. خووو حالا این وسط شما قربانی شدین:sadsmiley:
خخ آشل خانم من کتاب نگارو گرفتم تازه :25r30wi:
به به یکم آروم باشین یه تله گذاشتم zot میفته توش استخوناش میشکنه. همه سکووت الان دیگه میفته:rolleyessmileyanim:
به به یکم آروم باشین یه تله گذاشتم zot میفته توش استخوناش میشکنه. همه سکووت الان دیگه میفته:rolleyessmileyanim:
اتفاقا وقتی زوت افتاد تو تله ی من آی خوش میگذره وقتی ناله میکنه نجاتش بدیم و منم میگم اینجا کسی نیس یا اعتراف یا شکنجه بیشتر:motat:
پس باید با تفنگم بیام جلو. زوووت دستا بالا!!!!
پس باید با تفنگم بیام جلو. زوووت دستا بالا!!!!
نوتر تفنگت اصله یا از زمون بچگیت نگهش داشتی؟؟؟؟؟