در برگ ریزان پاییز برگهای زیبا هم
بر زمین می افتد !
من به بی اعتباری این دنیا واقف بودم
که هر لحظه برای دیدارت فریاد می زدم
من یقین دارم آینه فردا به من
اولین اخطار را خواهد داد
و اولین موی سپیدم را به رخم خواهد کشید
و من از آن پس تا ابد از تو خواهم گریخت
تا تصویر بهار گونه من در ذهنت محو نشود
امروز به دیدارم بیا
فردا ای بهار مضاعف برای من زمستان است
و مگو من زمستان عمر ترا
هرگز باور نخواهم داشت
باور داشته باش
در برگ ریزان پاییز برگهای زیبا هم
بر زمین می افتد
باور داشته باش گل یخ میعادی
با شکوفه های بهار نخواهد داشت
از آن پس من بی تردید از تو خواهم گریخت
و تو مرا در هیچ نقطه دنیا از دریا گرفته تا کویر
از آسمان گرفته تا زمین نخواهی یافت
ازتو خواهم گریخت
تا تصویر زیبایی من در ذهنت محو نشود !