merinos
New member
راستش را بخواهی , این روزها , لاک پشت بودن را به این شتابِ سونامی وار ترجیح می دهم ...
مبهوتِ این عاشق شدن ها و فارغ شدن های لبریز از دروغ و ناچاری و بی دچاری ام ...
این روزها ... انگار , همه فقط می گردند ... می گردند ...
جایی , کسی , نگاهی , لحظه ای ... و اسارت آغاز می شود ...
همه دام گسترانیده اند ... همه به انتظارِ یک حادثه نشسته اند ... به انتظارِ یک مرگ ...
تا غمگین شوند , آزار دهند , حق داشته باشند , گریه کنند , فریاد بزنند ...
این روزها روزهاییست که رخدادِ یک اتفاقِ تلخ از هر چیزی مهمتر است ...
دلیلیست برای توجیه ِ همه ی کثافتی که از روح به بیرون پرتاب می شود ...
و جهان به گندابی بدل می شود ...
این روزها بیش از هرچیزی , تناقض در رگها روان است ,
به قلب که می رسد , من احساس می کنم که دیگر هیچ چیز احساس نمی کنم .
...
پی نوشت :
1 . دلم برات تنگ شده ... در این عفونتِ محض , دلم برای استشمامِ تو تنگ شده .
2 . اول مهر ... حالم از مدرسه به هم می خوره .
3 . آدمهای ضعیف ... آدمهای ترسو ... آدمهای پذیرا ...
آدمهایی که با کوچکترین تلنگری می شکنند ... آدمهایی که حتی از من ... حتی از من هم بدترند .
4 . به شنیدن صدای قرچ قرچ برگها نزدیک می شویم ...
غمگین ترین صدای جهان , در زیباترین فصلِ سال ...
من به تو می اندیشم ...
و اینهمه باران ... که ما را زیر خود غرق عشق نکرد ...
بعدا نوشت:
سخت ترین روزها روزهاییست که " ترین " ها نیستند ...
اما...
سخت تر از روزایی که "ترین ها" نیستند.روزاییه که ترین ها هستند "اما تو دیگه براشون ترین نیستی"!!
مبهوتِ این عاشق شدن ها و فارغ شدن های لبریز از دروغ و ناچاری و بی دچاری ام ...
این روزها ... انگار , همه فقط می گردند ... می گردند ...
جایی , کسی , نگاهی , لحظه ای ... و اسارت آغاز می شود ...
همه دام گسترانیده اند ... همه به انتظارِ یک حادثه نشسته اند ... به انتظارِ یک مرگ ...
تا غمگین شوند , آزار دهند , حق داشته باشند , گریه کنند , فریاد بزنند ...
این روزها روزهاییست که رخدادِ یک اتفاقِ تلخ از هر چیزی مهمتر است ...
دلیلیست برای توجیه ِ همه ی کثافتی که از روح به بیرون پرتاب می شود ...
و جهان به گندابی بدل می شود ...
این روزها بیش از هرچیزی , تناقض در رگها روان است ,
به قلب که می رسد , من احساس می کنم که دیگر هیچ چیز احساس نمی کنم .
...
پی نوشت :
1 . دلم برات تنگ شده ... در این عفونتِ محض , دلم برای استشمامِ تو تنگ شده .
2 . اول مهر ... حالم از مدرسه به هم می خوره .
3 . آدمهای ضعیف ... آدمهای ترسو ... آدمهای پذیرا ...
آدمهایی که با کوچکترین تلنگری می شکنند ... آدمهایی که حتی از من ... حتی از من هم بدترند .
4 . به شنیدن صدای قرچ قرچ برگها نزدیک می شویم ...
غمگین ترین صدای جهان , در زیباترین فصلِ سال ...
من به تو می اندیشم ...
و اینهمه باران ... که ما را زیر خود غرق عشق نکرد ...
بعدا نوشت:
سخت ترین روزها روزهاییست که " ترین " ها نیستند ...
اما...
سخت تر از روزایی که "ترین ها" نیستند.روزاییه که ترین ها هستند "اما تو دیگه براشون ترین نیستی"!!