او که زیر سایه دیگری راه می*رود، خودش سایه*ای ندارد
یادمان باشد که: هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را
یادمان باشد که: زخم نیست آنچه درد می*آورد، عفونت است
یادمان باشد که: در حرکت همیشه افق*های تازه هست
یادمان باشد که: دست به کاری نزنم که نتوانم آن را برای دیگران تعریف کنم
یادمان باشد که: آنها که دوستشان می*دارم می*توانند دوستم نداشته باشند
یادمان باشد که: فرار؛ راه به دخمه*ای می*برد برای پنهان شدن نه آزادی
یادمان باشد که: باورهایم شاید دروغ باشند
یادمان باشد که: لبخندم را توى آیینه جا نگذارم
یادمان باشد که: آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته*اند و او را راه می*برند
یادمان باشد که: لزومی ندارد همان قدر که تو برای من عزیزی، من هم برایت عزیز باشم
یادمان باشد که: محبتی که به دیگری می*کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد
یادمان باشد که: اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید
یادمان باشد که: دلخوشی*ها هیچکدام ماندگار نیستند
یادمان باشد که: تا وقتی اوضاع بدتر نشده! یعنی همه چیز رو به راه است
یادمان باشد که: هوشیاری یعنی زیستن با لحظه*ها
یادمان باشد که: آرامش جایی فراتر از ما نیست
یادمان باشد که: من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم
یادمان باشد که: برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود
یادمان باشد که: در خسته*ترین ثانیه*های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست
یادمان باشد که: لازم است گاهی با خودم رو راست*تر از این باشم که هستم
یادمان باشد که: سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته*اند، هر کسی سهم خودش را می*آفریند
یادمان باشد که: آن هنگام که از دست دادن عادت می*شود، بدست آوردن هم دیگر آرزو نیست
یادمان باشد که: پیشترها چیزهایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند
یادمان باشد که: آنچه امروز برایم مهم است، فردا نخواهد بود
یادمان باشد که: نیازمند کمک*اند آنها که منتظر کمکشان نشسته*ایم
یادمان باشد که: هرگر به تمامی ناامید نمی*شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی
یادمان باشد که: غیر قابل تحمل وجود ندارد
یادمان باشد که: گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد
یادمان باشد که: خوبی آنچه که ندارم این است که نگران از دست دادن*اش نخواهم بود
یادمان باشد که: وظیفه من این است؛ حمل باری که خودم هستم تا آخر راه
یادمان باشد که: در هر یقینی می*توان شک کرد و این تکاپوی خرد است
یادمان باشد که: همیشه چند قدم آخر است که سخت*ترین قسمت راه است
یادمان باشد که: امید، خوشبختانه از دست دادنی نیست
یادمان باشد که: به جستجوى راه باشم، نه همراه
یادمان باشد که: هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها
یادمان باشد که: هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را
یادمان باشد که: زخم نیست آنچه درد می*آورد، عفونت است
یادمان باشد که: در حرکت همیشه افق*های تازه هست
یادمان باشد که: دست به کاری نزنم که نتوانم آن را برای دیگران تعریف کنم
یادمان باشد که: آنها که دوستشان می*دارم می*توانند دوستم نداشته باشند
یادمان باشد که: فرار؛ راه به دخمه*ای می*برد برای پنهان شدن نه آزادی
یادمان باشد که: باورهایم شاید دروغ باشند
یادمان باشد که: لبخندم را توى آیینه جا نگذارم
یادمان باشد که: آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته*اند و او را راه می*برند
یادمان باشد که: لزومی ندارد همان قدر که تو برای من عزیزی، من هم برایت عزیز باشم
یادمان باشد که: محبتی که به دیگری می*کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد
یادمان باشد که: اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید
یادمان باشد که: دلخوشی*ها هیچکدام ماندگار نیستند
یادمان باشد که: تا وقتی اوضاع بدتر نشده! یعنی همه چیز رو به راه است
یادمان باشد که: هوشیاری یعنی زیستن با لحظه*ها
یادمان باشد که: آرامش جایی فراتر از ما نیست
یادمان باشد که: من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم
یادمان باشد که: برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود
یادمان باشد که: در خسته*ترین ثانیه*های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست
یادمان باشد که: لازم است گاهی با خودم رو راست*تر از این باشم که هستم
یادمان باشد که: سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته*اند، هر کسی سهم خودش را می*آفریند
یادمان باشد که: آن هنگام که از دست دادن عادت می*شود، بدست آوردن هم دیگر آرزو نیست
یادمان باشد که: پیشترها چیزهایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند
یادمان باشد که: آنچه امروز برایم مهم است، فردا نخواهد بود
یادمان باشد که: نیازمند کمک*اند آنها که منتظر کمکشان نشسته*ایم
یادمان باشد که: هرگر به تمامی ناامید نمی*شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی
یادمان باشد که: غیر قابل تحمل وجود ندارد
یادمان باشد که: گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد
یادمان باشد که: خوبی آنچه که ندارم این است که نگران از دست دادن*اش نخواهم بود
یادمان باشد که: وظیفه من این است؛ حمل باری که خودم هستم تا آخر راه
یادمان باشد که: در هر یقینی می*توان شک کرد و این تکاپوی خرد است
یادمان باشد که: همیشه چند قدم آخر است که سخت*ترین قسمت راه است
یادمان باشد که: امید، خوشبختانه از دست دادنی نیست
یادمان باشد که: به جستجوى راه باشم، نه همراه
یادمان باشد که: هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها