یادداشتهای جبرئیل

یادداشت اول

به نام خدا

تمام این شش هزار سال ، به نوری که در گوشه راست عرش ، به تسبیح خدا مشغول بوده است ، می اندیشیم. شاید اینک پرده از راز برداشته شود.
اعتراض فرشتگان به اوج رسیده است : « خدایا ! می خواهی موجودی بیافرینی که در زمین فساد و خونریزی کند ، در حالی که ما تسبیح گوی تو خواهیم بود؟!»
و خداوند نهیب می زند: « من چیزی می دانم که شما نمی دانید ! [1]
و بدین ترتیب ، خلقت اولین انسان ، شکل میگیرد ، اما هنوز نمی دانم چه ارتباطی میان این حادثه با آن نور بی زوال برقرار است . با آن که من نیز به آدم سجده کرده ام و شیطان را به خاطر تکبر عصیان گرانه اش ، سرزنش می کنم.

[1] - بقره /3
 
یادداشت دوم

به نام خدا

امشب هم یکی از آن شبهایی است که آسمان در هاله ای از تجرد و شهود ، سیر می کند و زمین در تقویم مکرر خود، شبی از شبهای ربیع الاول عام الفیل را به ثبت نشسته است.
قرار است امشب ایوان کسری بلرزد و چهارده کنگره آن فروز ریزد .
قرار است دریاچه ساوه خشک شود و جز شوره زاری از آن نماند .
قرار است وادی سماوه ، پس از سالها خشکی ، در آب موج زند .
قرار است آتشکده فارس ، پس از هزار سال خاموش شود .
قرار است همین امشب تخت تمام پادشاهان سرنگون گردد.
هیچ کس نمی پرسد چرا ؟
چون هستی به این آگاهی رسیده است که اینها همه مقدمه آمدن اوست .
و او کسی نیست جز محمد
doa(1).png
؛ بنده و فرستاده خداوند !
 
یادداشت سوم

به نام خدا

همین چند ساعت پیش بود که «ثویبه» هیجان زده ، حضور ابوطالب رسید و نفس زنان ، بریده بریده میلاد برادرزاده اش را مژده داد.
و درست همان چند ساعت پیش ، ابوطالب به پاس این بشارت سبز ، او را آزاد کرد.
با خود فکر می کنم ، ثویبه ، کنیز آزاد شده ابوطالب نیست ، بلکه او سند محبتی است که عموی محمد
doa(1).png
به وجود او در این عالم خاک دارد.
شاید هم آزاد کردن ثویبه ، نماد فریاد خاموش ابوطالب در لفافه هستی باشد که محمد
doa(1).png
، بهانه آزادی بشر است !
 
بالا