Dexter2009
New member
زیر سقف ِنقره کوب آسمون
شبح شهر سیاهُ میشه دید
ترمه و عقیق و آب و آینه
گوشه ی ابروی ماهُ میشه دید
بعضیا مثل ستاره ها ؛ سپید
رفتن و تکیه به آسمون دادن
بعضیا رو پشت بوم خونه شون
موندن و ماهُ به هم نشون دادن
باز باید یه دور دیگه بگذره
از همین یک دو سه روز عمرمون
میمونیم یا نمیمونیم با خداس
پای سفره های افطار و اذوون
کاشکی عطر نفس فرشته ها
این دل عاشقُ مبتلا کنه
کاشکی بارونی بیاد از آسمون
قلبای شکسته رُ طلا کنه
کاش زمونه فرصتی به ما بده
فرصت دوباره آشنا شدن
کاش یه بارم ما رُ قابل بدونن
برا پر کشیدن و رها شدن
خوش به حال اون ستاره های دور
که غبار جاده رُ جا میذارن
سوار اسب سیاه شب میشن
تو رکاب ماه نو پا میذارن
خوش به حال اون جوونه های نور
که شدن شکوفه های شب عید
اونا که پرنده های دلشون
از رو دستای قنوتشون پرید
عبدالجبار کاکایی