گنجشک و آتش

hassan.n

New member
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت !

پرسیدند : چه می کنی ؟

پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم ...

گفتند:حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد

گفت: ...شاید نتوانم آتش را خاموش کنم.

اما آن هنگام که خداوند می پرسد:زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟

پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد!!!!!





دوستی نه در ازدحام روز گم می شود نه در سکوت شب،

اگر گم شد هرچه هست دوستی نيست


 

nanaz

New member
هر چند خیلی برای من تکراری هست ولی مطلب قشنگیه.


پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد!!!!!
 
بالا