ناگفته های عکس!!!
ترس : قانونگذار اعدام را متعلق به زمانی می داند که خوی انسانیت از فرد رخت بر بسته باشد. زمانی که تصور بر این است که راه برگشتی نیست. حتی در زمان قصاص نفس هم مدام توصیه به گذشت می کند تا مبادا انسانی که امکان بازگشت دارد از گردونه زندگی باز ماند. در بسیاری از اعدام ها مجرم پشیمان نیست. ترس به چهره ندارد. خصوصا اگر مجرمی عامل قتل انسان های زیادی شده باشد. خوی غیر انسانی تا لحظه آخر با اوست. اما ترس و نیاز به پشتیبان زمانی است که هنوز راه هایی جز راه کشتن نفس می توانست فرد را به راه بازگرداند.
همدلی: از ویژگی های موفقیت هر فرد یا نهادی که دنبال تبلیغ مرام و حرف خود است، برانگیختن همدلی است. اگر آمران و مجریان اعدام را از هم جدا کنیم، این عکس که اتفاقا نمونه ی انسانی یک اتفاق است نشان از این دارد که آمر احساس همدلی را حتی در مجریان برنیانگیخته، طبیعی است در وجدان عمومی و اجتماع هم این امر به استناد تنها همین یک عکس محقق نشده است.
روشنایی: عکس و زمینه عکس بر خلاف نیتش کار می کند. تقابل تاریکی و روشنایی به چشم میاید. زمینه ی تاریک، مجری سیاه پوش در کنار روشنای چهره انسانی که در هر حال مجرم بوده - حتی اگر اعدام سزایش نباشد - خواسته ی اصلی را نشان نمی دهد. مخاطب بیشتر برای روشنایی دل خواهد سوزاند.
تمام این نکات مستقل از اینکه آیا اعدام خوب است یا بد، یا حتی با این مجرمان چه باید کرد، نوشته شده. این نکات تنها در راستای نیت شناسی از این عمل و انطباق اتفاق با آن نیت ها نوشته شده است.