کجایند مردان بی ادعا؟

varia

Well-known member
سميه عباسي(رتبه دوم كنكور تجربي): شهيد زين‌الدين الگوي من بود

شهید زین الدین رتبه چهارم رشته تجربی را در بين پذيرفته‌شدگان دانشگاه شيراز در سال 1356 داشت.

16835747146383532158.jpg




 

varia

Well-known member
دوستان احساساتی نشویم. فقط کمی بیشتر به عمق این سخنان فکر کنیم.

شهید مرتضی آوینی :


1*حرم عشق کربلا ست و چگونه در بند خاک بماند آنکه پرواز آموخته‌است و راه کربلا می‌شناسد و چگونه از جان نگذرد آنکس که می‌داند جان بهای دیدار است.
2*گردش خون در رگهای زندگی شیرین است، اما ریختن آن در پای محبوب شیرین ‌تر است؛ و نگو شیرین ‌تر، بگو بسیار بسیار شیرین ‌تر.
3*در ملکوت اعلا جز شهید زنده نیست و حیات دیگران اگر هم باشد به طفیل شهداست.
4*سوختن کمال عشق است اما آنها که سوختن پروانه در آتش شمع را کمال عشق می‌دانند کجایند که سوختن انسان در آتش عشق را به نظاره بنشینند؟
5*سر مبارک امام عشق بر بالای نی رمزی است بین خدا و عشاق، که این است بهای دیدار.
6*در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نمی‌شود.
7*هنر آن است که بمیری، پیش از آنکه بمیراندت، مبدأ و منشأ حیات آنان‌اند که چنین مرده‌اند.
8*ای شهید! ای آنکه بر کرانه‌ی ازلی و ابدی وجود برنشسته‌ای! دستی برآر و ما قبرستان ‌نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش.

یاران شتاب کنید...گویند قافله ای در راه است که گنهکاران را در آن راهی نیست، آری گنهکاران را راهی نیست ، اما پشیمانان را می پذیرند.

9*هیچ شنیده ای که مرغی اسیر، قفس را هم بر دارد و با خود ببرد؟
10*مکه برای شما، فکه برای من!
11*بالی نمی خواهم، این پوتین های کهنه هم می توانند مرا به آسمان ببرند.

36629030573715494507.jpg

 

varia

Well-known member
شهید دکتر شریعنی

دکتر شریعتی انسان ها را به چهار دسته عمده تقسیم کرده است:



آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدمها . حضورشان مبتنی به فیزیک است . تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند . بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند
آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان . خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند . بی شخصیت اند و بی اعتبار . هرگز به چشم نمی آیند . مرده و زنده اشان یکی است
آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند
آدمهای معتبر و با شخصیت . کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند . کسانی که همواره به خاطر ما می مانند . دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم
آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم هستند
شگفت انگیز ترین آدمها . در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم . اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم . باز می شناسیم . می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند .ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم .قفل بر زبانمان می زنند . اختیار از ما سلب میشود . سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم و درست در زمانی که می روند یادمان می آیدکه چه حرفها داشتیم و نگفتیم . شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

82610067884933061592.jpg

 

varia

Well-known member
شهید دکتر چمران

46671905343075074567.jpg

وي تحصيلات خود را در مدرسه انتصاريه، نزديك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشكده فني دانشگاه تهران ادامه تحصيل داد و در سال 1336 در رشتة الكترومكانيك فارغ‏التحصيل شد و يك‏سال به تدريس در دانشكدة‌ فني پرداخت.وي در همة دوران تحصيل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصيلي شاگردان ممتاز به امريكا اعزام شد و پس از تحقيقات‏علمي در جمع معروف‏ترين دانشمندان جهان در دانشگاه كاليفرنيا و معتبرترين دانشگاه امريكا –بركلي- با ممتازترين درجة علمي موفق به اخذ دكتراي الكترونيك و فيزيك پلاسما گرديد.


01706018475565884016.jpg
 

varia

Well-known member
شهید مریم فرهانیان

41058794702991230124.jpg


وی کسی بود که زینب وار از برادران رزمنده مجروح پرستاری می کرد.مریم فرهانیان یکی از ۱۸ نفر خواهران، امدادگران داوطلب بود که در زمان جنگ در بیمارستان طالقانی آبادان در قسمتهای مختلف، خالصانه خدمت کرد وی در تمام مدت عمر گرانبهایش با بیداری و هوشیاری سیاسی، دینی زندگی کرد رفتار و منش این شهیده الگوی زن مسلمان ایرانیست .

92958010605919256434.jpg

 

mj1919

New member
اینم یک مرد بی ادعاست!
ولی جنسش فرق می کنه؛



"سردار سرلشگر قاسم سلیمانی در دیدار دیشب (چند روز قبل ) کارگزاران نظام با ولی امر مسلمین

خوشم میاد سردار خاکی ما با لباس نظامی نیومده تو جلسه
خیلی ساده با لباس شخصی رفته وسط جمعیت ...
کسی که شیمون پرز گفت خاورمیانه روی انگشت ژنرال قاسم سلیمانی میچرخد اینگونه است...
عاشق این نگاه تو هستم...
دعا میکنم به آرزوت برسی حاج قاسم "
 

sakar

New member
سید جمال برای مرخصی به دیدار خانواده اش امده بود آخرین مرخصیش بود ...... آخه بعد از 2 سال سربازیش رو به اتمام بود........
یه روز زودتر از روزیکه قرار بود سر خدمتش برگرده از همه خداحافظی میکنه اما نمیتونه پدرش رو ببینه برای کاری رفته بوده روستا ............ برادرش با عجله یه ماشین براش میگیره که از اتوبوس جا نمونه و راهی میشه و میگه از طرف منم از پدرم خداحافظی کنید.........
اما پدر بعد از خوابی که دیشب دیده نمیتونه طاقت بیاره وراهی میشه که پسرشو ببینه و اگه میتونه قانعش کنه سر خدمتش برنگرده اما وقتی میرسه میبینه که پسرش رفته اونم خیلی با عجله........ پدر میمونه و خوابی که میدونه تعبیر میشه ..........
اعلام آتش بس جنگ ایران و عراق............قطعنامه پذیرفته شد...........
خوشحالی خانواده از یه طرف بخاطر تموم شدن جنگ و از یه طرف بخاطر فرزندشون که میتونن دوباره ببیننش....
پدر با خوشحالی و ناراحتی راهی فکه میشه دنبال پسرش اما اثری از پسرش نیست بعد از چن روز برمیگرده و منتظر میمونه........
انتظار...... انتظار.......... تا اینکه بهش خبر میدن بره برای شناسایی........
اما انگار 20 روز قبل از اعلام آتش بس صدام کار خودش رو کرده بود.......... بمباران شیمیایی فکه..........
پیکر مطهرشو با همون لباسا دفن میکنن.... چون شیمیایی بوده اجازه ندادن که پدرش هم برای آخرین بار در آغوشش بگیره............
میره پیش مادری که سالها پیش رفته بود............
و خونواده رو تو سوگشون تنها میزاره...........
دایی عزیزم خیلی دوست داشتم ...... خیلی مهربون بودی ......
ببخش اگه چیزی که میخواستی نشدم........همیشه تاکید میکردی که باید درسمونو خوب بخونیم..........
دایی جونم هنوزم نامه هایی و که واسمون ازون راه دور مینوشتی نگهداشتیم.....
جالبه بدونی که تو یکی از نامه هات به اندازه ی 17 سال به عمت(که جای مادرت رو برات گرفته بود) سلام رسونده بودی دقیقا عمه هم بعد از 17 سال از تاریخ نامه ی تو در گذشت
دایی عزیزم شما فرمانده نبودید اما اگه امثال شما نبودن فرماندهان با همه ذکاوتشون کاری از پیش نمیبردن.......
انا لله و انا الیه راجعون
گریزی از مرگ نیست اما همه یه نوع نمیمیرن.........
 
آخرین ویرایش:

STRUCTURE 66

New member
اینم یک مرد بی ادعاست!
ولی جنسش فرق می کنه؛



"سردار سرلشگر قاسم سلیمانی در دیدار دیشب (چند روز قبل ) کارگزاران نظام با ولی امر مسلمین

خوشم میاد سردار خاکی ما با لباس نظامی نیومده تو جلسه
خیلی ساده با لباس شخصی رفته وسط جمعیت ...
کسی که شیمون پرز گفت خاورمیانه روی انگشت ژنرال قاسم سلیمانی میچرخد اینگونه است...
عاشق این نگاه تو هستم...
دعا میکنم به آرزوت برسی حاج قاسم "

دکتر مواضع سیاسی جالبی داره ایشون! بر خلاف ظاهرش! کاملا اصلاح طلبه ! به جون خودم!
ولی فوقالعاده سخت کوش! خیلی جدی!خیلی!
 

STRUCTURE 66

New member
این ها از همه بی ادعا ترند !!بهتره بگم اینها با ادعا کردن غریبه اند !!! ( جانبازان قطع نخاع و اعصاب وروان )!!


%D8%A7%D9%82%D8%A7.....%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86%20%D8%A7%D8%B9%D8%B5%D8%A7%D8%A8%20%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86.jpg




images
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: sakar

varia

Well-known member
دوستان حقیقتش من اصلا دوست ندارم کسی رو احساساتی کنم ولی میخوام بدونید بهتره کمی بیشتر فکر کنیم به راه این مردان بی ادعا و اینکه ته دلشون چی میگذشته و کمی در قضاوتهامون عادل باشیم!
82096634003130218393.jpg
 

M@RY@M

New member
سلام بر آنهایی که از همه چیز گذشتند تا ما به هر چه میخواهیم برسیم

سلام بر آنهایی که قامت راست کردند تا قامت ما خم نشود

سلام بر آنهایی که به نفس افتادند تا ما از نفس نیافتیم

سلام بر آنهایی که رفتند تا ما بمانیم

سلام بر مردان خدا

سلام بر شهدا ...!
 

M@RY@M

New member
دیروز از هر چه بود گذشتیم و امروز از هر چه بودیم گذشتیم ...

آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز...

دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز تلاش می کنیم ناممان گم نشود ...

جبهه بوی ایمان میداد و اینجا ایمانمان بو می دهد ...

آنجا روی درب اطاقمان می نوشتیم : یا حسین فرماندهی از آن توست، اینجا می نویسیم بدون هماهنگی وارد نشوید ...

الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم

و بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم

و آزادمان کن تا اسیر نگردیم ...


شهید شوشتری
 

M@RY@M

New member
شـما حماسه سرودید و ما به نام شما

فقط تــرانه ســرودیم، نـان درآوردیـــــم

بـــرای ایــن‌کــه بگوییــم با شما بودیـم

چقـــدر از خـــودمان داستـان درآوردیـم

و آبــــــهای جــهان تا از آسیـــاب افتـاد

قلم به دست شدیم و زبان درآوردیم ...
 

saharandishe

New member
بابت تاپیک خیلی خوبی که زدین وپست های ارسالی دوستان ممنون،اجرتون باخودشهداوسالارشهیدان
دوستان هنوزهم جنگ تموم نشده!!!مثل قدیماجنگ پابرجاست فقط شکلش عوض شده!!هنوزم رزمنده میخواییم،توجبهه های جنگ نرم،چرامعطلیدپس،سنگراچراخالی مونده؟شماکه دیگه عشق شهدایین چرا؟،امام زمان یارمیخواد،پس این 313نفرکی میخوان بشن سیصدوسیزده نفر!!!به خدازیادنیست فقط سیصدوسیزده نفرآقایارمیخوادتاظهروکنه!!!
راه شهداادامه داره،فقط کسی نیست اونوادامه بده!!!به دوستان جسارت نمیکنم،خودموعرض میکنم،ازبس سرمون گرمه،اماگرمه چی وکجا؟اینهمه تواینترنت میچرخیم،امابه شهداواسلام که میرسه سهممون یه لایکه!!خیلی هنرکنیم یه کپی پیستم میکنم یه پستم میذاریم،که اونم بازم برااینه که لایکمون کنن!!!یعنی همه چیه ماتو1لایک خلاصه شده!!!
به خداامام زمان فقط یه لایک ازمانمیخواد،کی حاضره یه اقدام عملی کنه واسه امام زمانش!!!همین شهداکه اینقدربراولایت فقیه وامرش ارزش قائل بودن ومیگفتن ماشهیدشیم فدای سرروح الله واسلام،فکرمیکنیدبرای چی بود؟همش به خاطرامام زمان بودچون بااین کارمیخواستن به امام زمان اثبات کنن که آقاجان ماوقتی برای ولی فقیهمون جون میدیم اگه توبیای ببین برات چیکارمیکنیم؟اوناداشتن زمینه ی ظهورآقاروآماده می کردن؟اماماداریم چیکارمیکنیم؟اصلا عین خیالمونم نیست،انگارنه انگار،همین که یه نونی باشه شب بخوریموارشدودکتری قبول شیم ویه کارخوبم گیرمون بیادبرامون کفایت میکنه،امام زمان میخواییم چیکار،اصن به ماچه که توکشورای بغل دستیمون چه خبره!اصن به ماچه که همه ی دنیامیخوادماروفریب بده!اصن همه چی به ماچه !بریم ببینیم باکلاسای زمونه(کشورای غربی!!)چی میگن،بزاگوشمونوپرکنن هرچقدمیخوان،یه وقت تاریخونخونیم دشمن شناس شیم خدایی نکرده،میفهمیم سابقه ی خرابشونو!آخه انگارمده هرچقدرآمریکانیزه ترباشی باکلاس تری!!!هرچقدراسلامی ترباشی امل تری،به جایی رسیدیم که دیگه اصلاچیزی به نام ارزشو زد ارزش برامون مفهوم نداره!!!(دوستان بازم میگم جسارت به شما عزیزان نباشه من خودموسرزنش میکنم،دارم به خودم تلنگرمیزنم،دلم ازخودم پره،اینجاخالیش کردم.)..!!!!!!بگذریم....:sad:
حالادوستان کی دوست داره توسنگرامام زمان فعالیت کنه؟
اگه تمایل داشتین(نه درحدلایک فقط)همکاری کنین تشریف بیاریدبه تاپیک زیرتاقدم به قدم اول به خودسازی بپردازیم تاروحمون ظرفیت پذیرش حقیقت روداشته باشه،وهمزمان بااون جنگ نرم رویادبگیریم تابتونیم انشاالله ازهمسنگرای ولی عصر(عج)باشیم..

http://olumpezeshki.ir/thread13618.html
 
آخرین ویرایش:

saharandishe

New member
طرح دوست شهیدت کیه:
ازاین وبلاگی که لینکشوگذاشتم میتونیدآلبوم شهداروبینیدوانتخاب کنید


میرزابیگی ▄▀ خـــــادم بچه ارزشی ها ▀▄ - shahid_friend



گام (1) : انتخاب یک شهید :

اولین ملاک انتخاب شهید قیافه و صورت شهیده. ببینید با لبخند کدوم شهید ته دلتون خالی میشه، ذوق میکنید، به وجد میایید !؟

آفرین. درسته. این همون دوست شماست.





گام (2) : عهد بستن با شهید :

یه جا که جلو چشمتون باشه بنویسید و امضاءکنید :

با دوست شهیدم عهد میبندم پای رفاقتم با او تا لحظه شهادتم خواهم موند و در مسیر رسیدن به خدا ازتذکرات او رو بر نمیگردونم.
گام (3) : شناخت شهید :

تا میتونید از دوست شهیدتون اطلاعات جمع آوری کنید. ( عکس, متن, صوت, کلیپ, دستنوشته, وصیتنامه, خاطرات همرزمان, خاطرات همسر شهید, پوستر و ....)
بصورت خرید از فروشگاه و دانلود از اینترنت.





گام (4) : هدیه ثواب اعمال خود به روح شهید :

از همین الان هر کار خیر و ثوابی انجام میدید مثل ( نماز واجب و مستحبی, ادعیه, زیارات, صدقه, حتی درس خواندن برای رضایت خدا, روزه و خمس و زکات و ....) سریع در ابتدا یا انتهای آن به زبان بیاورید :

( خدایا طاعت من اگرچه ناقص است ولی یه نسخه از ثوابشو هدیه میکنم به روح دوست شهیدم )

طبق روایات نه تنها از ثواب شما کم نمیشه بلکه بابرکت تر هم خواهد شد !

توجه : مطمئناً شهید با کمالات و رتبه ای که داره نیازی به ثواب ماها نداره. پس دلیل این گام چیه !؟؟

جواب : شما با اینکار ارادت و خلوص نیت و علاقتون رو به شهید نشون میدید. یعنی به شهید میگید چیزی بهتر از ثواب اعمال یافت نکردم که تقدیم دوست کنم.



گام (5) : درگیر کردن خود با شهید :

░ سریعا همین الان عکس بک گراند گوشی موبایلتونو عوض کنین و عکس شهید رو بذارید.

از امروز همه پیامک ها و تماس هاتون توسط دوست شما بررسی میشه !

░ همینکارو برای دسکتاپ کامپیوتر هم انجام بدید.

░ محل کارتون, کیف جیبی, داشبورد ماشین, هرجا میتونید یه عکس یا نشونه از شهیدتون بذارید.

▒ صبح بعد از سلام به امام عصر عجل الله، اولین نفر به دوست شهیدتون صبح بخیر بگید و شب هم آخرین شب بخیر...

▒ در طول روز تا میتونید با روح شهید حرف بزنید.

▒ مدام به او و خـــدای متعال فکـــــــر کنید و هرکار دیگری که صلاح میدونید.



گام (6) : عدم گناه به احترام شهید ! :

خود شهید اسم این گام رو گذاشته : آخرین حجاب !

روح شهید تا این گام 5 بسیار بسیار از شما راضیه و تمایل شدیدی به شروع رابطه داره ولی !

آیا در حضور دوست جدید معنوی و به این باصفایی میتوان گناه کرد !؟

نگاه هامون, رابطمون با همکلاسی های نامحرم و اساتید نامحرم, چت با نامحرم, غیبت, دروغ, کاهل نمازی, کم فروشی, کم کاری در شغل, بداخلاقی در منزل و .....

جواب این سوال با خود شما....

گام (7) : اولین پاسخ شهید :

کمی صبر و استقامت در گام 6 آنچنان شیرینی ای در این گام برای شما خواهد داشت که در گام بعدی انجام گناه براتون سخت تر از انجام ندادن اونه !

░ با توسل به دوست شهید و مصلحت خدا برخی نشانه ها را خواهید دید (ان شاء الله) :

خواب دوست شهیدتون.

انواع روزی های معنوی جدید !

لذت عبادت و نمازهایی با حس و حال جدید !

دعوت به قبور شهدا و راهیان نور جنوب و غرب.

دوستان معنوی جدید.

پیامی, نشانه ای, گفتگویی و.....

گام (8) : حفظ و ارتقاء رابطه تا شهادت :



گام های سختی را گذرانده اید. درسته ؟

حال به مدد دوست شهید میتونید توسل به ائمه اطهار (سلام الله علیهم) را بصورتی جدید و شیرین تر پی بگیرید...

و در نهایـــــت به خود خـــــــدا برسید... ( نسئل الله منازل الشهــــــداء)

مطمئنا با شیرینی ای که چشیده اید از این مسیر خارج نخواهید شد... اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.
 

پیوست‌ها

  • shahid_friend0.jpg
    shahid_friend0.jpg
    57.9 کیلوبایت · بازدیدها: 56
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: AWWA

M@RY@M

New member
شهید احمدرضا احدی(رتبه 1 کنکور):

شهید احمد رضا احدی در بیست و پنجم آبان ماه سال 1345 در شهرستان اهواز و در خانواده ای مذهبی و سنتی زاده شد. پدرش درجه دار ارتش و مادر وی خانه دار بود. در شش سالگی وارد دبستان شد و مراحل تحصیل ابتدایی را با موفقیت کامل و احراز رتبه های اول طی کرد. دوره راهنمایی را نیز با معدل های 19 و 20 گذراند. در این هنگام با شروع جنگ تحمیلی همراه خانواده به زادگاه پدر و مادر خویش (ملایر) بازگشت و تحصیلات متوسطه را در رشته علوم تجربی در دبیرستان دکتر شریعتی پی گرفت و سرانجام در سال 63 موفق به کسب دیپلم گردید. سال 64 در کنکور سراسری دانشگاه ها با استفاده از سهمیه رزمندگان رتبه نخست را در کل کشور و در همه رشته های انتخابی بدست آورد و از این پس در رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی تهران به ادامه تحصیل پرداخت.
شهید پس از مهاجرت به ملایر و همزمان با تحصیل در دبیرستان ضمن اندیشه و تأمل در مسائل گوناگون، ایمان روز افزون خود را به حرکت پویای انقلاب اسلامی و امام (ره) نشان داد تا آنکه در سال دوم تحصیل در دبیرستان، بر اثر روح کمال خواه و ایمان والای خویش و به منظور حضور در میدان های جنگ و جهاد لباس رزم بر تن کرد و نخستین بار در عملیات رمضان (سال 61) شرکت جست و در این نبرد مجروح شد. حضور در این عملیات را می بایست مبدأ تحولی شگرف و آغاز راهی نو فراروی او به شمار آورد، چنان که شکوه ایمان و اخلاص بسیجیان در این عملیات و شهادت دوستان و هم رزمانش خصوصاً «محمد روستایی» تأثیری ژرف بر او نهاد. ماجرای این واقعه در دو قطعه از یادداشت های وی با عنوان «ضیافت الله» و «با مرگ» با بیانی آکنده از احساس و شور منعکس گردیده است.
در مدت چهار سال حضور در جبهه جنگ بارها مجروح شد و در عین حال در بسیاری از این موارد کمتر اتفاق می افتاد که دوستان و حتی خانواده اش از این موضوع آگاهی یابند.
به سخنان حکیمانه و اشعار عرفانی دلبستگی خاصی داشت آن گونه که در نوشته های خود به مناسبت های مختلف از اشعار نغز شاعران بهره می گرفت.
آن چه که در نگاه نخست از او به نظر می آمد سادگی و صمیمیتی بود که بیننده را از دیدار او مجذوب می ساخت اما در پس این چهره جذاب و شاداب، نگاه ژرف و قلبی محزون وجود داشت که باعث بی توجهی آن به تعلقات دنیایی گردیده بود و او را با عشق و ایمانی خالص راهی میدان های دفاع از دین و میهنش می کرد.

همیشه و در همه حال خدا را بر اعمال خود ناظر و حاضر می دید و به محاسبه و مراقبت از نفس خویش اهتمام می ورزید چنان که اعمال نیک و بد خود را رمز گونه در دفتری جداگانه ثبت می کرد. حضور پیاپی او در جبهه های غرب و جنوب به عنوان یک دانشجوی پزشکی هیچ گاه باعث برتری و غرور وی نمی شد چرا که او دنیای غرور و خودخواهی را سخت سست و بی مقدار می شمرد. هنگام راز و نیاز، حالتی وصف ناپذیر داشت آن گونه که دوستان او گفته اند اهل تهجد و شب زنده داری بود. چنان که هنوز گریه های سوزناک او در جای جای سنگرها در ذهن و یاد دوستانش باقی مانده است.

احمدرضا که نوجوانی و بلوغ جسمانی خویش را در میدان های جنگ آغاز کرده بود در مقام معرفت و سلوک علمی مدارج روحانی را در مقام انقطاع از دنیا و اتصال به مبدأ اعلی درمی نوردید و چنین بود که بسیجی مرد میدان های جنگ سرانجام پس از شرکت فعال در عملیات کربلای 5 ، در شب دوازدهم اسفند ماه سال 65 همراه تنی چند از همرزمانش از آن جمله مجید اکبری در درگیری با کمین های دشمن بعثی به شهادت رسید و به لقاءالله پیوست و پس از 15 روز که پیکر خونینش میهمان آفتاب بود بازگردانیده و درآرامگاه عاشورای ملایر به آغوش خاک سپرده شد.
 

M@RY@M

New member
دست نوشته اي از شهيد احمد رضا احدي:

بسم رب الشهدا و الصديقين

چه كسي مي داند جنگ چيست؟چه كسي مي داند فرود يك خمپاره قلب چند نفر را مي درد؟چه كسي مي داند جنگ يعني سوختن، يعني آتش، يعني گريز به هر جا، به هر جا كه اينجا نباشد، يعني اضطراب كه كودكم كجاست؟جوانم چه مي كند؟ دخترم چه شد؟

به راستي ما كجاي اين سوال ها و جواب ها قرار گرفته ايم؟

كدام دختر دانشجويي كه حتي حوصله ندارد عكس هاي جنگ را ببيند و اخبار آن را بشنود، از قصه دختران معصوم سوسنگرد با خبر است؟آن مظاهر شرم و حيا را چه كسي ياد مي كند كه بي شرمان دامنشان را آلوده كردند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.كدام پسر دانشجويي مي داند هويزه كجاست؟چه كسي در هويزه جنگيده؟كشته شده و در آنجا دفن شده؟

چه كسي است كه معني اين جمله را درك كند: نبرد تن و تانك؟! اصلا چه كسي مي داند تانك چيست؟چگونه سر 120 دانشجوي مبارز و مظلوم زير شني هاي تانك له مي شود؟

- آيا مي توانيد اين مسئله را حل كنيد؟گلوله اي از لوله دوشكا با سرعت اوليه خود از فاصله هزار متري شليك مي شود و در مبدا به حلقومي اصابت نموده و آن راسوراخ كرده و گذر مي كند،حالا معلوم نماييد، سركجا افتاده است؟كدام گريبان پاره مي شود؟كدام كودك در انزوا و خلوت اشك مي ريزد؟و كدام كدام ………….؟

توانستيد ؟؟

اگر نمي توانيد، اين مسئله را با كمي دقت بيشتر حل كنيد.

هواپيمايي با يك و نيم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متري سطح زمين، ماشين لندكروزي را كه با سرعت درجاده مهران – دهلران حركت مي نمايد، مورد اصابت موشك قرار مي دهد،اگراز مقاومت هوا صرف نظر شود. معلوم كنيد كدام تن مي سوزد؟ كدام سر مي پرد؟

چگونه بايد اجساد را از درون اين آهن پاره له شده بيرون كشيد؟چگونه بايد آنها را غسل داد؟

چگونه بخنديم و نگاه آن عزيزان را فراموش كنيم؟چگونه مي توانيم در شهرمان بمانيم و فقط درس بخوانيم؟چگونه مي توانيم درها را به روي خود ببنديم و چون موش در انبار كلمات كهنه كتاب لانه بگيريم؟كدام مسئله را حل مي كني؟ براي كدام امتحان درس مي خواني؟

به چه اميد نفس مي كشي؟ كيف و كلاسورت را از چه پر مي كني؟از خيال، از كتاب ، از لقب شاخ دكتر يا از آدامسي كه هر روز مادرت دركيفت مي گذارد؟كدام اضطراب جانت را مي خورد؟ دير رسيدن به اتوبوس، دير رسيدن سر كلاس، نمره گرفتن؟دلت را به چه چيز بسته اي؟ به مدرك، به ماشين، به قبول شدن در حوزه فوق دكترا؟ صفايي ندارد ارسطو شدن خوشا پر كشيدن، پرستو شدن آي پسرك دانشجو، به تو چه مربوط است كه خانواده اي در همسايگي تو داغدار شده است؟جواني به خاك افتاده است؟آي دخترك دانشجو، به تو چه مربوط است كه دختران سوسنگرد را به اشك نشانده اند؟ و آنان را زنده به گور كردند؟

هيچ مي دانستي؟ حتما نه! …

هيچ آيا آنجا كه كارون و دجله و فرات بهم گره مي خورد، به دنبال آب گشته اي تا اندكي زبان خشكيده كودكي را تر كني

و آنگاه كه قطره اي نم يافتي؟

با اميدهاي فراوان به بالين آن كودك رفتي تا سيرابش كني؟

اما ديدي كه كودك ديگر آب نمي خورد!!

اما تو اگر قاسم نيستي، اگر علي اكبر نيستي،

اگر جعفر و عبدالله نيستي،

لااقل حرمله مباش!

كه خدا هديه حسين را پذيرفت و خون علي اكبر و علي اصغر را به زمين پس نداد.

من نمي دانم كه فرداي قيامت اين خون با حرمله چه خواهد كرد….


صفايي ندارد ارسطو شدن / خوشا پر كشيدن، پرستو شدن
 

حسان

Well-known member
داشتیم می رفتیم جایی که پیچیدم توی خیابون یه طرفه

زد روی پام و گفت: داری گـنـــــــــــــاه می کنی ها!

توی جمهوری اسلامی این کار خلاف قانونه

قانون هم که رعایت نکنی گناه کردی

عین اینکه نمــــــــــــازت قضـــــــــــا بشه

هیچ فرقی نداره!!!

خاطره ای از زندگی شهید دکتر محمد علی رهنمون

منبع: " کتاب یادگاران " شهید رهنمون " صفحه ۳۸




49350660234728771845.jpg
 
آخرین ویرایش:
بالا