چه بي تابانه ميخواهمت

binam

Active member
چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری
چه بی تابانه تو را طلب می کنم
بر پشت سمندی گویی نوزین که قرارش نیست
وفاصله تجربه یی بیهوده است
بوی پیرهنت اینجا
و اکنون کوه ها در فاصله سردند
دست در کوچه و بستر
حضور مانوس دست تو را می جوید
وبه راه اندیشیدن یاس رج می زند
بی نجوای انگشتانت فقط و جهان از هر سلامی خالی است
 
بالا