ROJO
New member
چند سال پیش موجی از پیامک هایی به راه افتاد، که مضمون اصلی آن ها شوخی با دکتر شریعتی بود. دامنه چنین جوک هایی آن قدر فراگیر شد که عده ای را به واکنش وا داشت. در همان دوران، برخی جامعه شناسان این پدیده را نگران کننده ندانستند و آن را موجی زودگذر تلقی کردند؛که البته اینچنین نیز شد.
چند سالی گذشت تا نوبت به گوشی های هوشمند و ابزارهای پیامک رسان رایگان رسید و حالا دیگر به مدد این نورسیده های تکنولوژیکی گروه های بسیاری برای اشتراک گذاری جوک و لطیفه بر روی گوشی های موبایل تشکیل شده و این وضعیت فرصتی شده برای بازگشت همان موج پیامکی که در ابتدای یادداشت به آن اشاره شد.
دوباره دکتر شریعتی در قالب جوک و هجو روی موبایل ها آمده است. این موج جدید البته با دو ویژگی خطرناک پا به میدان گذاشته؛ اول این که اگر چند سال پیش بیشتر با جملات شاعرانه دکتر شوخی می شد، این بار اما جوک ها بدون رعایت هیچ حدومرزی، بسیار غیراخلاقی، سخیف و قبیح هستند؛ دوم این که اکنون برخی از به ظاهر نخب.گان هم در تکثیر و اشتراک این جوک ها مشارکت فعال دارند!
یعنی برخی از همان هایی که به اصطلاح قرار است نقش گروه مرجع را برای مردم بازی کنند و وقتی جامعه از مسیر صواب خارج می شود، وارد عمل شوند، حالا خودشان یک پای این «خودزنی تاریخی-فرهنگی» شده اند.
تبیین جامعه شناختی این قبیل جوک ها بماند برای بعد که نه در حوصله این مقال می گنجد و نه غرض اصلی نگارنده از این نوشته است. کاری هم ندارم به این که جوک هایی این چنین از کجا سربر می آورند؛ اما صورت ساده قضیه این که مگر کسی جز من و شما به این جوک ها می خندد؟ و مگر کسی جز من و شما آن ها را تکثیر می کند و با دوستان و اقوامشان به اشتراک می گذارد؟
مگر ما نیستیم که می نشینیم و با یکدیگر به ریش میراث تاریخی و فرهنگی و فکری مان می خندیم؟ کدام قوم و ملتی را سراغ دارید که چنین رفتار کرده باشند؟ تصور کنید روس ها یکی مثل داستایوسکی را دست بیندازند یا آلمانی ها گوته و اشعارش را مسخره کنند و بخندند یا ایتالیایی ها دانته را!
خوب است کمی به خودمان بیاییم. ادبیات ما، چه در نظم و چه در نثر پر است از طنز و فکاهی. طنزنویس های با استعدادی هم هر روز در رسانه ها، از سوژه های اقتصادی، سیاسی و… به خوبی استفاده می کنند و مطالبی می نویسند که به قدر کافی خنده دار هستند. در زمینه جوک هم خوشبختانه کم وکسری نداریم. خندیدن به مفاخر و بازی با آن ها را جدا خط قرمز فرهنگی خودمان به حساب آوریم؛ بنشینیم و فکری برای نگاهداشت عقبه تاریخی- فکری مان کنیم و طوری نشود که خدای ناکرده مقابل نسل آینده رو سیاه باشیم.:dadad4:
ای خداوند!
به علمای ما مسئولیت
و به عوام ما علم
و به مومنان ما روشنایی
و به روشنفکران ما ایمان
و به متعصبین ما فهم
و به فهمیدگان ما تعصب
و به زنان ما شعور
و به مردان ما شرف
و به پیران ما آگاهی
و به جوانان ما اصالت
و به اساتید ما عقیده
و به دانشجویان ما نیز عقیده
و به خفتگان ما بیداری
و به دینداران ما دین
و به نویسندگان ما تعهد
و به هنرمندان ما درد
و به شاعران ما شعور
و به محققان ما هدف
و به نومیدان ما امید
و به ضعیفان ما نیرو
و به محافظه کاران ما گشتاخی
و به نشستگان ما قیام
و به راکدان ما تکان
و به مردگان ما حیات
و به کوران ما نگاه
و به خاموشان ما فریاد
و به مسلمانان ما قرآن
و به شیعیان ما علی(ع)
و به فرقه های ما وحدت
و به حسودان ما شفا
و به خودبینان ما انصاف
و به فحاشان ما ادب
و به مجاهدان ما صبر
و به مردم ما خودآگاهی
و به همه ملت ما همت، تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت
ببخش:riz304:
(دکتر علی شریعتی)
چند سالی گذشت تا نوبت به گوشی های هوشمند و ابزارهای پیامک رسان رایگان رسید و حالا دیگر به مدد این نورسیده های تکنولوژیکی گروه های بسیاری برای اشتراک گذاری جوک و لطیفه بر روی گوشی های موبایل تشکیل شده و این وضعیت فرصتی شده برای بازگشت همان موج پیامکی که در ابتدای یادداشت به آن اشاره شد.
دوباره دکتر شریعتی در قالب جوک و هجو روی موبایل ها آمده است. این موج جدید البته با دو ویژگی خطرناک پا به میدان گذاشته؛ اول این که اگر چند سال پیش بیشتر با جملات شاعرانه دکتر شوخی می شد، این بار اما جوک ها بدون رعایت هیچ حدومرزی، بسیار غیراخلاقی، سخیف و قبیح هستند؛ دوم این که اکنون برخی از به ظاهر نخب.گان هم در تکثیر و اشتراک این جوک ها مشارکت فعال دارند!
یعنی برخی از همان هایی که به اصطلاح قرار است نقش گروه مرجع را برای مردم بازی کنند و وقتی جامعه از مسیر صواب خارج می شود، وارد عمل شوند، حالا خودشان یک پای این «خودزنی تاریخی-فرهنگی» شده اند.
تبیین جامعه شناختی این قبیل جوک ها بماند برای بعد که نه در حوصله این مقال می گنجد و نه غرض اصلی نگارنده از این نوشته است. کاری هم ندارم به این که جوک هایی این چنین از کجا سربر می آورند؛ اما صورت ساده قضیه این که مگر کسی جز من و شما به این جوک ها می خندد؟ و مگر کسی جز من و شما آن ها را تکثیر می کند و با دوستان و اقوامشان به اشتراک می گذارد؟
مگر ما نیستیم که می نشینیم و با یکدیگر به ریش میراث تاریخی و فرهنگی و فکری مان می خندیم؟ کدام قوم و ملتی را سراغ دارید که چنین رفتار کرده باشند؟ تصور کنید روس ها یکی مثل داستایوسکی را دست بیندازند یا آلمانی ها گوته و اشعارش را مسخره کنند و بخندند یا ایتالیایی ها دانته را!
خوب است کمی به خودمان بیاییم. ادبیات ما، چه در نظم و چه در نثر پر است از طنز و فکاهی. طنزنویس های با استعدادی هم هر روز در رسانه ها، از سوژه های اقتصادی، سیاسی و… به خوبی استفاده می کنند و مطالبی می نویسند که به قدر کافی خنده دار هستند. در زمینه جوک هم خوشبختانه کم وکسری نداریم. خندیدن به مفاخر و بازی با آن ها را جدا خط قرمز فرهنگی خودمان به حساب آوریم؛ بنشینیم و فکری برای نگاهداشت عقبه تاریخی- فکری مان کنیم و طوری نشود که خدای ناکرده مقابل نسل آینده رو سیاه باشیم.:dadad4:
ای خداوند!
به علمای ما مسئولیت
و به عوام ما علم
و به مومنان ما روشنایی
و به روشنفکران ما ایمان
و به متعصبین ما فهم
و به فهمیدگان ما تعصب
و به زنان ما شعور
و به مردان ما شرف
و به پیران ما آگاهی
و به جوانان ما اصالت
و به اساتید ما عقیده
و به دانشجویان ما نیز عقیده
و به خفتگان ما بیداری
و به دینداران ما دین
و به نویسندگان ما تعهد
و به هنرمندان ما درد
و به شاعران ما شعور
و به محققان ما هدف
و به نومیدان ما امید
و به ضعیفان ما نیرو
و به محافظه کاران ما گشتاخی
و به نشستگان ما قیام
و به راکدان ما تکان
و به مردگان ما حیات
و به کوران ما نگاه
و به خاموشان ما فریاد
و به مسلمانان ما قرآن
و به شیعیان ما علی(ع)
و به فرقه های ما وحدت
و به حسودان ما شفا
و به خودبینان ما انصاف
و به فحاشان ما ادب
و به مجاهدان ما صبر
و به مردم ما خودآگاهی
و به همه ملت ما همت، تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت
ببخش:riz304:
(دکتر علی شریعتی)