چرا با حجاب شدم؟

AWWA

New member
43593161997455906695.jpg
 

goo

New member
سلام دوستای گلم ، عزیزان دلم، منم می خوام درباره حجابم بگم.
انتخاب حجاب من برمیگرده به چند سال پیش ، موقعی که مانتویی بودم. راستش من بدم می اومد از نگاه مردانی که به جسم من توجه می کردند ، از نگاهی که قبل از من به 100 نفر دیگه نگاه کرده بود و بعد از منم به 100 نفر دیگه نگاه می کرد.
آن موقع من زیاد در بهر دین و خدا نبودم.
یعنی دختر بودنم بود که به من این احساس رو می داد که دوست نداشته باشم که نشانه تیر نگاه های عده ای باشم.
همش فکر می کردم که ما را چه فرض کرده اند که اینطور سرمان گول می مالند که ای خانم ها بیایید آزاد باشید تا ما شما را نگاه کنیم. این آزادی دقیقا آزادی چه بود؟ آزادی من یا آزادی نگاه های عده ای؟
راستش همان موقع ها چیزهای زیادی درباره برخی خانواده ها و... می شنیدم که خب اینجا جاش نیست که بگم.
دخترخانم ها باید کلی به خودشان می رسیدند و آرایش و ... که عده ای وقتی با آنهایند تعریفشان کنند و بعد برای ما جک بسازند و بخندند؟
راستش بهم برمی خورد...
خانم هایی که موقع ازدواج برای زیباییشون انتخاب شده بودند ، زیبایی که با آرایش و... به دست اومده بوده و الان بعد از سالها ازدواج کسی نبود که درونشون رو درک کنه ...
دوست داشتم بگم ، بابا بیان نگاه کنید من که این جسم نیستم ... من هوش بالایی دارم ... کلی ایده دارم .... کلی کارهای مفید می تونم برای جامعه انجام بدم .... من قدرتش رو دارم که یه جامعه رو عوض کنم و...
اینطوری بود که من چادر رو انتخاب کردم. در فامیل ما همه جور آدمی هستش ولی کسی من رو نه ترغیب کرد و نه مانع شد. البته عده ای از سختی آن می گفتند ، سختی که الان که فکر می کنم هیچ کدامش را چادر نداشت.
من چادر را انتخاب کرده بودم ولی بدون دین و خدا.
الان که چند سالی می گذرد ، چادریم با دین و خدا. وقتی به خدا رسیدم ، هزاران بار شکر کردم که حجاب رو برای ما انتخاب کرده. الان خیلی خوب احساس می کنم که یک زن چقدر باید برای خدا عزیز باشد که حجاب را برایش انتخاب کند.
انشالله که خدا قسمت همتون کنه، دوران دانش آموزی رفته بودم حج ، وقتی که پرده مشکی کعبه رو میگیری یه احساس آرامشی داری که واقعا غیر قابل توصیف هستش... احساسی که مطمئنم هیچ جای دیگه آدم نداره. احساسی که ... انگار که کنار خدایی ... اصلا نمی تونم بیانش کنم ...
الان وقتی که چادر مشکیم رو سر می کنم همون احساس رو دارم...
وای که چه آرامشی دارم وقتی که زیر چادرم...
خدای من ، نمی تونم بیشتر از این احساسم رو بگم ، آخه جنس احساس که نوشتنی نیست ، حس کردنیه...
یه دعا می کنم ، انشالله که خدا توی قلبامون باشه ....
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: am-ml

goo

New member
حجاب مـحدودیت اســت !

بـرای نـگاه های شـیطانی
 

am-ml

New member
سلام دوستای گلم ، عزیزان دلم، منم می خوام درباره حجابم بگم.
انتخاب حجاب من برمیگرده به چند سال پیش ، موقعی که مانتویی بودم. راستش من بدم می اومد از نگاه مردانی که به جسم من توجه می کردند ، از نگاهی که قبل از من به 100 نفر دیگه نگاه کرده بود و بعد از منم به 100 نفر دیگه نگاه می کرد.
آن موقع من زیاد در بهر دین و خدا نبودم.
یعنی دختر بودنم بود که به من این احساس رو می داد که دوست نداشته باشم که نشانه تیر نگاه های عده ای باشم.
همش فکر می کردم که ما را چه فرض کرده اند که اینطور سرمان گول می مالند که ای خانم ها بیایید آزاد باشید تا ما شما را نگاه کنیم. این آزادی دقیقا آزادی چه بود؟ آزادی من یا آزادی نگاه های عده ای؟
راستش همان موقع ها چیزهای زیادی درباره برخی خانواده ها و... می شنیدم که خب اینجا جاش نیست که بگم.
دخترخانم ها باید کلی به خودشان می رسیدند و آرایش و ... که عده ای وقتی با آنهایند تعریفشان کنند و بعد برای ما جک بسازند و بخندند؟
راستش بهم برمی خورد...
خانم هایی که موقع ازدواج برای زیباییشون انتخاب شده بودند ، زیبایی که با آرایش و... به دست اومده بوده و الان بعد از سالها ازدواج کسی نبود که درونشون رو درک کنه ...
دوست داشتم بگم ، بابا بیان نگاه کنید من که این جسم نیستم ... من هوش بالایی دارم ... کلی ایده دارم .... کلی کارهای مفید می تونم برای جامعه انجام بدم .... من قدرتش رو دارم که یه جامعه رو عوض کنم و...
اینطوری بود که من چادر رو انتخاب کردم. در فامیل ما همه جور آدمی هستش ولی کسی من رو نه ترغیب کرد و نه مانع شد. البته عده ای از سختی آن می گفتند ، سختی که الان که فکر می کنم هیچ کدامش را چادر نداشت.
من چادر را انتخاب کرده بودم ولی بدون دین و خدا.
الان که چند سالی می گذرد ، چادریم با دین و خدا. وقتی به خدا رسیدم ، هزاران بار شکر کردم که حجاب رو برای ما انتخاب کرده. الان خیلی خوب احساس می کنم که یک زن چقدر باید برای خدا عزیز باشد که حجاب را برایش انتخاب کند.
انشالله که خدا قسمت همتون کنه، دوران دانش آموزی رفته بودم حج ، وقتی که پرده مشکی کعبه رو میگیری یه احساس آرامشی داری که واقعا غیر قابل توصیف هستش... احساسی که مطمئنم هیچ جای دیگه آدم نداره. احساسی که ... انگار که کنار خدایی ... اصلا نمی تونم بیانش کنم ...
الان وقتی که چادر مشکیم رو سر می کنم همون احساس رو دارم...
وای که چه آرامشی دارم وقتی که زیر چادرم...
خدای من ، نمی تونم بیشتر از این احساسم رو بگم ، آخه جنس احساس که نوشتنی نیست ، حس کردنیه...
یه دعا می کنم ، انشالله که خدا توی قلبامون باشه ....

خیلی ممنونم goo جان -خیلی زیبا احساست و دلایلت رو گفتی-

از بقیه دوستان هم خواهش می کنم اگه براشون مقدوره ،اینطوری برامون بگن - من تو این تاپیک دنبال این توضیحات هستم -
 

Delaram92

New member
منم یه زمانی مانتویی بودم اما حجابمو رعایت میکردم بعضی وقتا که چادر میپوشیدم حس میکردم اطرافیانم بدشون میاد مثلا دخترای فامیل با تمسخر و تحقیربهم میگفتن: چادری شدی؟چادر چیه بابا ما که مانتو میپوشیم همین کافیه دیگه ما که حجاب داریم...اما از یه جایی به بعد به حرفای مادرم گوش کردم و برای همیشه چادری شدم آنچنان احساس آرامش و امنیتی دارم که نگو و نپرس چادرمو خیلی دوست دارم حتی میبینی بعضیا بهم میگن چادر نپوش چادر چیه اما من به حرفشون گوش نمی کنم وقتی با چادر میرم بیرون راحتترم سر کلاس تو دانشگاه راحتت میشینم .یه سری آدما بهم میگفتن چادر جمع کردنش سخته اما میبینم همه ی اینا یه جور بهانست واسه ما مونده به خود ما که چه طور در مورد چادر فکر کنیم.حالا همون دخترایی که منو مسخره میکردن خودشونم چادری شدن
 

reihan

New member
البته من چادر نمی پوشم ولی به حجاب کاملا معتقدم. در مورد افرادی که چادر سر میکنند یا نمی کنند ولی باحجابند هیچ قضاوتی نمیکنم. خداوند به ماها قدرت اختیار داده که انتخاب کنیم. دین ما قوانین خیلی قشنگی داره پس بهتره به جای اینکه بین مانتوی محجبه و فردی که چادر سر میکنه مرز ایجاد کنیم و یا قضاوت کنیم که این یکی بهتره، بریم بقیه دستورات و عمل کنیم بعد بریم سراغ جزئیات. متشکرم
 

celine

New member
سلام جای جالبیه اینجا و حرفای همه خوب بود
من خودم چادری نیستم ولی جوری لباس نمیپوشم که در دید باشم و از این کار خییییییییییییلی راضیم :a2d3:
 

goo

New member
البته من چادر نمی پوشم ولی به حجاب کاملا معتقدم. در مورد افرادی که چادر سر میکنند یا نمی کنند ولی باحجابند هیچ قضاوتی نمیکنم. خداوند به ماها قدرت اختیار داده که انتخاب کنیم. دین ما قوانین خیلی قشنگی داره پس بهتره به جای اینکه بین مانتوی محجبه و فردی که چادر سر میکنه مرز ایجاد کنیم و یا قضاوت کنیم که این یکی بهتره، بریم بقیه دستورات و عمل کنیم بعد بریم سراغ جزئیات. متشکرم

خیلی از احکام توی قرآن اومده ولی چگونه انجام دادنش رو پیامبر برامون تبیین فرمودند مثل نماز و... ولی به نظر من اینکه خداوند خودش در قرآن امر به حجاب کردند و حتی چگونه بودنش رو و حتی درباره طرز راه رفتن و صحبت کردن و نگاه کردن حالا چه مرد و زن برای ما فرمودند نمی تونه جزء جزئیات باشه.
 

parvin nikkhah

New member
به رعایت اخلاق و چارجوب اخلاق معتقدم کاملا..........

ولی به چادر و روسری اعتقادی ندارم...........

نه پوشیدن چادر برای کسی ارزش میاره نه و نه نپوشیدنش کسی رو بی ارزش میکنه........

با احترام به همه دوستان محجب و چادری ،افرادی که عضو فعال خانه های عفافند طبق آمار اکثرا چادریند ( فقط جهت اطلاع).........
 

حسان

Well-known member
رخت زیبای آسمانی را خواهرم با غروربر سر کن
نه خجالت بکش نه غمگین باش چادرت ارزش است باور کن
بوی زهرا ومریم وهاجر از پر ِ چادرت سرازیر است
بشکند آن قلم که بنویسد: دمده گشته ودست وپا گیر است
توی بال فرشته ها انگار حفظ وقت عبور می آی
کوری ِ چشمهای بی عفت مثل یک کوه نور می آیی
حفظ و پوشیده در صدف انگار ارزش و شان خویش میدانی
با وقاری و مثل یک خورشید پشت ِ یک ابر ِ تیره میمانی
خسته ای از تمام مردم شهر از چه رو این قدر تو غم داری؟
نکند فکر این کنی شاید چیزی از دیگران تو کم داری
قدمت روی شهپر جبریل هر زمانی که راه می آیی
در شب ِ چادرت تو می تابی مثل یک قرص ِ ماه می آیی
سمت جریان آبها رفتن هنر هر شناگری باشد
تو ولی باز استقامت کن پیش رو جای بهتری باشد
پر بکش سمت اوج میدانم که خدا با تو است در همه جا
پر بزن چادرت تو را بال است و بدان می برد تو را بالا
در زمانی که شان و ارزش جز به دماغ و لباس و ماشین نیست
توی چادر بمان و ثابت کن ارزش واقعی زن این نیست....!!!

یا زهرا
 

epi_info

New member
منم وقتی لباس با حجاب می پوشم احساس آرامش می کنم چون من رو از نگاه هرزه ی دخترای بدچشم محفوظ نگه میداره
 

goo

New member
با حیای دخترانه!

رنگ رنگ می شود با حیای دخترانه اش.
وقتی سر به زیر می اندازد در برابر نگاه هایی که در چشمانش تیر های شیطان را نشان می روند.
زیباترین چشم ها متعلق به توست وقتی لنگرهای ریزخوارهای .... نباشی.
حیای دخترانه نمیگذارد نگاهش گامی جلوتر برود ولی انگار شیطان باز به سویش می تازد.
مانده چه کند!
زیر لب زمزمه می کند: خدایا تو گفتی بپوشان و من پوشاندم همه جسمم با چادر که ناگاه نلرزاند دلهای بیمار را!
خدایا تو گفتی نگو و من نگفتم صدایی را که زیر و بم اش آوای دلنشین برای گوشهای بیمار باشد!
خدایا تو گفتی نرو و من گامی بر نداشتم که رفتنش لذت های .... داشته باشد و نه بانگ صدایش کرنش های شیطانی را خواستار باشد.
حالا من مانده ام با همه نکرده ها برای کسی که خواست من پاک باشم و عفیف .
با حیا باشم و نجیب !
عاشقانه انتخاب کرده ام همه نپوشاندها , نگفتن ها, نداشتن ها....
عاشقانه انتخاب ام کن برای عاشقانه بندگی کردن به درگاهت ای محبوب دوست داشتنی.
 
آخرین ویرایش:

nutgirl92

New member
در وحله ی اول باید بگم ... من دینم رو خودم انتخاب نکردم که وقتی درباره ی گوشه گوشه اش از من سوال میشه جواب واضحی داشته باشم ...
اما مسئله ی حجاب چیزیه که شده جزو زندگی روزمره ما ... و فقط به این دلیل هستش که اگر سوالی دربارش میشه ... جواب داریم که بدیم ...
وگرنه از شما بپرسن که نظرت درباره ی کفاره ی گناه کبیره و صغیره و توبه ی شکسته و عهد وفا نکرده چیه ... خدایی چی داری ک جواب بدی ؟!

و اما حجاب :
حجاب تو هر دینی وجود داره .. فقط شکلش فرق میکنه ... تو جامعه ی ایرانی شکلش مانتو و چادر و اینهاست ... تو ادیان دیگه به اشکال دیگه ... حتی در تابلوهای مریم مقدس هم دقت کنید ... ایشون هم حجاب خاص خودشون رو داشتند ...

این که جناب حداد عادل میفرمایند کههه حجاب مصونیت است و نه محدودیت آخه یعنی چی حداد جان ؟
واقعا یعنی چی استاد ؟!

تاحالا عمیق به این جمله فکر کردید ؟؟؟
میدونم ... تو ذات بشره کههههههه به جنس مخالف توجه ویژه مبذول بداره ... ولی این جمله ی استاد ... خاصتا ایرانی بودن استاد رو نشون میده ... چرا ؟!؟!؟!؟ چون تو ایرانه کهههههه هستن کسایی که با خودشون فکر میکنن زیر چادر چه خبره ؟! واقعاااا چ خبره ؟ به خداااا اون زیر فقط یه آدمیزاده ... مثل همه ... مثل مادرت ... مثل خواهرت ...
اینکه استاد میگه مصونیت است ... یعنی چی ؟ مصونیت از چی ؟ مصونیت از مردان چشم ناپاک ... این جمله توهین به مرد ایرانیه ...
اکمیدوارم این رو درک کنیم ..
من یه دختر مانتویی هستم ... به شیک پوشی اهمیت ویژه ای میدم ... خیلی خیلی برام مهمه ... اما با رعایت اعتدال ... از جلف بازی هم بدم میاد ... خوشم نمیاد کسی بهم نگاه کنه ... اما من مسئول چشم ناپاک دیگران نیستم ... من راه خودم رو میرم و همین که حتیییییی یک نیم نگاه هم به هیچ احدی نمیکنم رو دال بر پاکی فکر و قلب و روح خودم میدونم ... و من ازین منظر خودم رو در پیشگاه الهی از هر اتهامی مبرا میدونم ...
چ بسااااااا به ظاهر محجبه هایی که با هزار نگاه پلیدددددد جوون پاک مردم رو از راه به در میکنن ...
نباید عقلمون به چشممون باشه ...
من تو دانشگاه پی به این مسدله بردم ... دخترا با ترفند حجابببببب به خدااااااااااا کارهاییی میکردن کهههههه هوش بشری درکش نمیکنه ...
در نهایت :
هرچیزی در حد اعتدالش زیباست .
 

حسان

Well-known member
ببین خانومی... قرار نیست ما یه بحث رو به سفسته بکشیم ... ما همه جور ادمی داریم .. و حجاب تنها پوشاندن جسم نیست روح ادم ها هم باید حجاب داشته باشه...
قرار نیست به کسی توهین کنیم یا گناه یه نفرو به پای همه بذاریم...
همه ی ادم ها دنبال ارامش هستن و دوست دارم همه مثل من و شما و بقیه بچه های سایت ارام ارام باشن...
و دعا میکنم که خدا به هممون قدرت تشخیص درست از نا درست رو وقتی که از مو به هم نزدیکتر هستن بده.
 

goo

New member
روزها فکر من اینست و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام آمدن بحر چه بود؟
به کجا می روم آخر ننمایی وطنم]
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده ست مراد وی از این ساختنم
 

goo

New member
به نظر من اینکه عده ای در یک حصار امنی قائم میشن تا یه کار بدی رو انجام بدن دلیل بر بد بودن اون حصار نیست.
اینکه در یک روز طوفانی و تگرگ عده ای توی خونشون دارن کار بدی می کنن دلیل نمیشه که ما بیرون بمونیم و خونمون نریم. این آسیب به خودمون هستش.
البته بماند که اون کار بد رو بیرون از حصار خیلی بیشتر و راحت تر انجامش می دن. ولی اصلا کسی به اونا توجه اینطوری نداره.
این پاکی ذاتی چادر رو نشون می ده که هر بدی همراه چادر بیشتر و سریع تر به چشم می یاد. عیب خوبان زود بر مردم هویدا می شود...
راستش دیگه مسلم شده که برخی پول می گیرند تا یک قبح شکنی هایی انجام بشه ، البته من قصد توهین به کسی رو ندارم ولی وقتی این افراد رو می بینم همش این موضوع به خاطرم میاد.
ولی مطمئنم که هیچ چادری واقعی از این کارها نمی کنه و همه هم این رو خوب می دونن.


این مطلب رو تو یه سایتی برای این افراد گذاشته بودن ، دوسش دارم :

تو سومین نفر بودی

سومین نفر از آدم هایی که آزاد شدند

آدم هایی که از دست اعتقادهایی که به آن اعتقاد ندارند آزاد شدند

تو سومین نفر آن ها بودی که دیدمت

وقتی روی صندلی بوفه نشسته بودی و نفس های راحت آزادی را می کشیدی

با هر نفس ات من هم نفس راحتی می کشیدم

من هم نفس راحتی می کشیدم که چه خوب شد کنارش گذاشتی

چیزی را که دلیلی برای بودنش نداشتی

خوب نبود که

همراه تو باشد و نتواند پوششی برای موهای پریشانت باشد

خوب شد که دیگر همراهت نیست

تو و چادر مشکی به هم نمی آمدید!
 
بالا