حجاب مـحدودیت اســت !
بـرای نـگاه های شـیطانی …
سلام دوستای گلم ، عزیزان دلم، منم می خوام درباره حجابم بگم.
انتخاب حجاب من برمیگرده به چند سال پیش ، موقعی که مانتویی بودم. راستش من بدم می اومد از نگاه مردانی که به جسم من توجه می کردند ، از نگاهی که قبل از من به 100 نفر دیگه نگاه کرده بود و بعد از منم به 100 نفر دیگه نگاه می کرد.
آن موقع من زیاد در بهر دین و خدا نبودم.
یعنی دختر بودنم بود که به من این احساس رو می داد که دوست نداشته باشم که نشانه تیر نگاه های عده ای باشم.
همش فکر می کردم که ما را چه فرض کرده اند که اینطور سرمان گول می مالند که ای خانم ها بیایید آزاد باشید تا ما شما را نگاه کنیم. این آزادی دقیقا آزادی چه بود؟ آزادی من یا آزادی نگاه های عده ای؟
راستش همان موقع ها چیزهای زیادی درباره برخی خانواده ها و... می شنیدم که خب اینجا جاش نیست که بگم.
دخترخانم ها باید کلی به خودشان می رسیدند و آرایش و ... که عده ای وقتی با آنهایند تعریفشان کنند و بعد برای ما جک بسازند و بخندند؟
راستش بهم برمی خورد...
خانم هایی که موقع ازدواج برای زیباییشون انتخاب شده بودند ، زیبایی که با آرایش و... به دست اومده بوده و الان بعد از سالها ازدواج کسی نبود که درونشون رو درک کنه ...
دوست داشتم بگم ، بابا بیان نگاه کنید من که این جسم نیستم ... من هوش بالایی دارم ... کلی ایده دارم .... کلی کارهای مفید می تونم برای جامعه انجام بدم .... من قدرتش رو دارم که یه جامعه رو عوض کنم و...
اینطوری بود که من چادر رو انتخاب کردم. در فامیل ما همه جور آدمی هستش ولی کسی من رو نه ترغیب کرد و نه مانع شد. البته عده ای از سختی آن می گفتند ، سختی که الان که فکر می کنم هیچ کدامش را چادر نداشت.
من چادر را انتخاب کرده بودم ولی بدون دین و خدا.
الان که چند سالی می گذرد ، چادریم با دین و خدا. وقتی به خدا رسیدم ، هزاران بار شکر کردم که حجاب رو برای ما انتخاب کرده. الان خیلی خوب احساس می کنم که یک زن چقدر باید برای خدا عزیز باشد که حجاب را برایش انتخاب کند.
انشالله که خدا قسمت همتون کنه، دوران دانش آموزی رفته بودم حج ، وقتی که پرده مشکی کعبه رو میگیری یه احساس آرامشی داری که واقعا غیر قابل توصیف هستش... احساسی که مطمئنم هیچ جای دیگه آدم نداره. احساسی که ... انگار که کنار خدایی ... اصلا نمی تونم بیانش کنم ...
الان وقتی که چادر مشکیم رو سر می کنم همون احساس رو دارم...
وای که چه آرامشی دارم وقتی که زیر چادرم...
خدای من ، نمی تونم بیشتر از این احساسم رو بگم ، آخه جنس احساس که نوشتنی نیست ، حس کردنیه...
یه دعا می کنم ، انشالله که خدا توی قلبامون باشه ....
خیلی هجومی میگیا7977cujr38iyymsu8:
7977cujr38iyymsu8:
مگه ما چطوری نگاه میکنیم یه جوری گفتی که انگار ما آدم خوار هستیم
خدایی انصاف داشته باشین دیگه:sad:
البته من چادر نمی پوشم ولی به حجاب کاملا معتقدم. در مورد افرادی که چادر سر میکنند یا نمی کنند ولی باحجابند هیچ قضاوتی نمیکنم. خداوند به ماها قدرت اختیار داده که انتخاب کنیم. دین ما قوانین خیلی قشنگی داره پس بهتره به جای اینکه بین مانتوی محجبه و فردی که چادر سر میکنه مرز ایجاد کنیم و یا قضاوت کنیم که این یکی بهتره، بریم بقیه دستورات و عمل کنیم بعد بریم سراغ جزئیات. متشکرم