پاتوق بچه های بیوشیمی

leylii

New member
تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم چگونه دل اسرت شد قسم به شب نمیدانم تو مثل شمعدانی ها پر از رازی و زیبایی و من در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم تئو دریایی ترین آبی آرام و بی پایان و من موج گرفتاری اسیر دست طوفانم تو مثل آسمون مهربان و آبی و شفاف و من در آرزوی قطره های پاک بارانم نمی دانم چه باید کرد بااین روح آشفته به فریادم برس ای عشق ..من امشب پریشانم ...تو دنیای منی بی انتها و ساکت و سرشار و من تنها در این دنیا مهمانم ...گمشده از مهرت و همیشه به یادت لی لی
 

leylii

New member
سلام بهارجون و لیلی جون.مشاعره داشتین؟:riz304:

سلام داراب خوبی؟؟؟؟؟/من ی کم شعر نوشتم بعد رومن امد گفت بیا مشاعره بعدم بهار اومد ..حالا اگه دوست داری تو هم بیا شعر بنویس ...خوشحال میشیم....
با اجازه از مدیر غزیزمون ......
امیدوارم خوشتون اومده باشه .....
 

leylii

New member
داراب من فک کردم پسری .....نه حالا دختری پس .....پس بیا :25r30wi:
 

roman30

New member
سلام دلبندانم باز برگشتم
مامی دختر خوبیه خودش همه کاراشو کرده بود :25r30wi:
 

bahar9368

New member
بر سر شهر دلتنگیم نگاهم را زیارت کن...

نگاه پر نیازم را به چشمانت تو دعوت کن...

تو می گفتی اگه رفتم حلالم کن...برو باشد


ولی شبها اگر دیدی بد آهنگ است بدان من گریه می کردم


از این دنیا دلم تنگ است...

من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم...

ببین یک خواهشی دارم؟!!!...مرا در خود کمی حل کن...

نگو رفتم خداحافظ کمی دیگر معطل کن...
 

darab

New member
سلام داراب خوبی؟؟؟؟؟/من ی کم شعر نوشتم بعد رومن امد گفت بیا مشاعره بعدم بهار اومد ..حالا اگه دوست داری تو هم بیا شعر بنویس ...خوشحال میشیم....
با اجازه از مدیر غزیزمون ......
امیدوارم خوشتون اومده باشه .....
خیلی قشنگن لیلی جون.خیلی خوبه که تو پانوق هر روز یه چیز قشنگ یاد بگیریم:thanks:
 

darab

New member
گفته بودی درد دل کن گــــــــــاه با هم صحبتی

کو رفیق راز داری؟ کــــــــــــــو دل پرطاقتی؟

شمع وقتی داستانم را شنید آتش گـــــــــرفت

شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتـــــــــــی
 

roman30

New member
برآن چشم سیه صد آفرین باد که در عاشق کشی سحر آفرین است
عجب علمیست علم هیت عشق که چرخ هشتمش هفتم زمین است
شما باید با آخرین حرف من یعنی تتتتتتتتتتتتتت شروع کنین شعرتونو
 

roman30

New member
انگار تو هم امروز خوش بحالت شده
من که امروز نجات یافتم تا موقه سحری هم خدا کریمه :25r30wi:
آره گلم اییییییییییییییییی کاش خدا از این زن داداشایییییییی خوب نصیب ما هم بفرماید آآآآآآآآآآآآآآمممممممممممممممممییییییییییییییییییییییییییین
محتاج دعای سبزتان هستیم :25r30wi:
 

bahar9368

New member
گفته بودی درد دل کن گــــــــــاه با هم صحبتی

کو رفیق راز داری؟ کــــــــــــــو دل پرطاقتی؟

شمع وقتی داستانم را شنید آتش گـــــــــرفت

شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتـــــــــــی

بیا وقتی برای عشق،هورا می کشد احساس
به روی اجتماع بغض حسرت،گاز اشک آور بیاندازیم
بیا با خود بیاندیشیم
اگریک روز تمام جاده های عشق را بستند؛
اگر یک سال چندین فصل برف بی کسی بارید؛
اگر یک روز نرگس در کنار چشمه غیبش زد؛
اگر یک شب شقایق مرد؛
تکلیف دل ما چیست؟
و من احساس سرخی می کنم چندیست
و من از چند شبنم پیش در خوابم
نزول عشق را دیدم
چرا بعضی برای عشق،دلهاشان نمی لرزد؟
چرا بعضی نمی دانند که این دنیا
به تار موی یک عاشق نمی ارزد؟
چرا بعضی تمام فکرشان ذکر است
و در آن ذکر هم یاد خدا خالیست؟
و گویی میوه اخلاصشان کال است
چرا شغل شریف و رایج این عصر رجالیست؟
چرا در اقتصادِ راکدِ احساسِ این مکاره بازاران
صداقت نیز دلالیست؟
 
بالا