bahar9368
New member
رو در و دیوار این شهرتا کی بشینم منتظر تا خبری از تو بیاد
دل دیگه طاقت نداره این انتظارو نمی خواد
تا کی بگم بمون بمون تو این خیال نا تموم
تا کی باید گل بچینم بعد اونا رو پر پر کنم
تا کی تو این بغض غریب ابن انتظارو سر کنم
تا کی باید عاشق باشم عاشق اون که دوره ازم
تا کی باید خواب ببینم اما به رویام نرسم
همش از تو یادگاره
توی این کوچه تاریک
منو تنها نمیزاره
یاد حرفای قشنگت
که تو قلبم لونه میکرد
یا دلتنگش چشمات
که منو بهونه میکرد
میزنی اتیش به جونم
پس کجایی مهربونم