هوای پرواز

binam

Active member
روبرو، تکراری سهمگین

از نرده های تیره ، دیوارهای بلند





کمی آن سو تر .......

درختی خسته

از دو رویی ها دیده بسته

از زمانه دگر دوری جسته

این سو تر منم ، من

نشسته چشم بر چشم اندازی چنین بسته



دلم کرده هوای پرواز

به منظری باز

تا فرار از این روز های دراز

تا اولین کوچه دلباز

تا دستانی از صداقت پرنور

تا چشمانی از نگاه پر شور

آه قلبم گرفته از این روز های بی سرور

بی نور

بی حور

دلبسته ام به گذشته ها

گذشته های دور



کدامین روز بود که مرغان عاشق میرفتند ؟

و تو را من در اولین پیچ از کدام خاطره گم کردم؟



شب سیاه شد

گل سرخ پژمرد

پرنده مرد

دیده تار شد ....



تو نبودی .....

به آبعاد سیاه شب که نرده ها را خواهم شکست

به سرخی گل که از دیوار خواهم پرید .

به اولین درخت ،

که از اولین درخت بالا خواهم رفت .

تا بلند ترین نقطه ی فریاد،

غریو سر خواهم داد.



شاید کسی

یادی

صفحه ای

نوشته ای ... دانست:

که من چرا تو را در کدامین پیچ از خاطره به که سپردم ؟
 

khabari

New member
هم شعرتون و هم امضاتون فوق العاده عالي هستن دست گلتون به خاطر تايپشون درد نكنه
 
بالا