هر چه می خواهد دل تنگت بگو (تاپیکی برای بچه های آمار زیستی)

shayeste

New member
همه ی حرف دلم با تو همین است که دوست
چه کنــم؟
حرف دلـــم را بزنم یا نزنم؟
گفتــه بودم که به دریــا نزنم دل
امــا
کــــو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟!

" قیصر امین پور"
 

mw.ashel

New member
نذر کرده ام
یک روزی که خوشحال تر بودم
بیایم و بنویسم که
زندگی را باید با لذت خورد
که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید
و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد
یک روزی که خوشحال تر بودم
می آیم و می نویسم که
"این نیز بگذرد"
مثل همیشه که همه چیز گذشته است و
آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است
یک روزی که خوشحال تر بودم
یک نقاشی از پاییز میگذارم
که یادم بیاید زمستان تنها فصل زندگی نیست
زندگی پاییز هم می شود
رنگارنگ , از همه رنگ , بخر و ببر !
یک روزی که خوشحال تر بودم
نذرم را ادا می کنم
تا روزهایی مثل حالا
که خستگی و ناتوانی
لای دست و پایم پیچیده است
بخوانمشان
و یادم بیاید که
هیچ بهار و پاییزی بی زمستان مزه نمی دهد
و هیچ آسیاب آرامی بی طوفان


"مهدی اخوان ثالث"
 

mw.ashel

New member


در كتاب چار فصل زندگي
صفحه ها پشت سرِ هم مي روند
هر يك از اين صفحه ها، يك لحظه اند
لحظه ها با شادي و غم مي روند...

گريه، دل را آبياري مي كند
خنده، يعني اين كه دل ها زنده است...

زندگي، تركيب شادي با غم است
دوست مي دارم من اين پيوند را

گر چه مي گويند: شادي بهتر است
دوست دارم گريه با لبخند را...
:thanks::thanks::thanks::thanks:

 

biosta

Well-known member
ClickHandler.ashx
 

mw.ashel

New member


شب قدر ، شب بیدار شدن است نه بیدار ماندن



دعا کنیم بیدار شویم


اگر یادتان بود و باران گرفت


دعایی به حال بیابان دل ما هم بکنید .:rose:
 

biosta

Well-known member
وقتی با تیم دومیدانی دانشگاه رکوردی می دوم
تو 400 متر 50 متر می گیرمشان

وقتی با تیم دو میدانی خراسان رضوی رکوردی می دوم
تو 400 متر 50 متر منو می گیرند

نمی دونم تکلیفم رو
یعنی الان خوب هست وضع ام یا نه :whistle:
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mw.ashel

shayeste

New member
جانی تو و جانمان عوض خواهد شد
چون با تو جهانمان عوض خواهد شد
با لحن خودت اگر که دستور دهی
دستور زبانمان عوض خواهد شد!
 

imanmirr

New member
تقدیم به تمام دوستان انجمن

شاعر:ایمان میر


امشب به یادت آخرین پیمانه را سر میکشم
پیمان شکن بودی ولی من پیک آخر میکشم
دور زمان چرخیده ام خوب و بدش را دیده ام
از مردمان دل خسته ام بر آسمان پر میکشم
گوش زمین را گو چرا بر ناله ی من کر شدی
حرف زبان را با ادا بر مردم کر میکشم
چشمم شکایت میکند از تو حکایت میکند
نقش دو چشم مست تو با دیده ی تر میکشم
بر آستان کوی او بنشسته ام شب تا سحر
یادم ز یادش رفته است نفرین به اختر میکشم
بر درس و مشق زندگی سرمشق من شد بندگی
یکبار دیگر نام او بر سطر دفتر میکشم
بر هر دری در میزنم از طالع ام در بسته شد
نومید نی ام از لطف او باز حلقه بر در میکشم
تکبیر او بر گوش دل غوغای دیگر میکند
در وقت دیدار رخش الله و اکبر میکشم
هر دم که شور عشق آید بر دلم مهمان شود
بزم دل خود را بر او با جام ساغر میکشم
"ایمان" خود گم کرده ام کفری نشسته بر دلم
خطی به روی کفر خود از جنس باور میکشم
:rose:
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mw.ashel

shayeste

New member
فهمیده ام که داغ جنوب از وجود توست....
اهواز بی حضور تو تبریز دیگرست
"امید صباغ نو"
 

shayeste

New member
الان داشتم خاطرات پارسال خودمون رو مرور میکردم و تاپیک نظرات شرکت کنندگان کنکور 92 رو میخوندم.یادش بخیر.این شعرم یکی از بچه ها گفته بود واسه دوستان اون زمان
اینجا تاپیکه آماره
آمار و احتماله
اینا همه زیستین
نمرشون صدو بیستین
مدیریشون بیواستا
راحله اینوقتا نیستا
بابک که اینجا پلاسه
سر نمره با همه میلاسه
آدم جالبم مسعوده
قبوله از زیستی منفوره
شایسته شاد و خرم زیسته
بشه نشه روحیش بیسته
عاشق لایکمون سانازه
فک کرده اینجا فیسبوکه
رتبه یکمون اچ ببره
یه پای نمرش میلنگه
وای وای این خوبه میناس
خیلی میحرفه ورد زبوناس


- - - Updated - - -

الان داشتم خاطرات پارسال خودمون رو مرور میکردم و تاپیک نظرات شرکت کنندگان کنکور 92 رو میخوندم.یادش بخیر.این شعرم یکی از بچه ها گفته بود واسه دوستان اون زمان
اینجا تاپیکه آماره
آمار و احتماله
اینا همه زیستین
نمرشون صدو بیستین
مدیریشون بیواستا
راحله اینوقتا نیستا
بابک که اینجا پلاسه
سر نمره با همه میلاسه
آدم جالبم مسعوده
قبوله از زیستی منفوره
شایسته شاد و خرم زیسته
بشه نشه روحیش بیسته
عاشق لایکمون سانازه
فک کرده اینجا فیسبوکه
رتبه یکمون اچ ببره
یه پای نمرش میلنگه
وای وای این خوبه میناس
خیلی میحرفه ورد زبوناس
 

کرهانی

New member
بالاخره یاد می گیری
که از یک دوستت دارمِ ساده، برای دلت یک خیالِ رنگارنگ نبافی…
که رابطه یعنی بازی و اگر بازیگری نکنی، می بازی…
که داستان های عاشقانه، از یک جایی به بعد رنگ و بوی منطق به خود می گیرند…
که سر هر چهار راهِ تعهد، یک هوسِ شیرین چشمک می زند…:14:

یاد می گیری
که خودت را دریغ کنی تا همیشه عزیز بمانی…
که آدم جماعت چه خواستن های سیری ناپذیری دارد…و چه حیله هایی برای بدست آوردن…
که باید صورت مسئله ای پر ابهام باشی، نه یک جوابِ کوتاه و ساده…
که وقتی باد می آید باید کلاهت را سفت بچسبی، نه بازوی بغل دستی ات را…:dadad4:

روزی می فهمی
در انتهای همه گپ زدن های دوستانه، باز هم تنهایی…
و این همان لحظه ای ست
که همه چیز را بی چون و چرا می پذیری
با رویی گشاده
و لبخندی که دیگر خودت هم معنی اش را نمی دانی .:sad:
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mw.ashel

mw.ashel

New member
دلم میخواهد چشم هایم را ببندم
جدیدا..هرچقدر بیشتر نگاه میکنم ،
بیشتر دلم میخواهد چشم هایم را ببندم
هرچه بیشتر گوش میکنم
بیشتر دلم میخواهد دیگر نشنوم
آدمای این روزها خودشانم نمیدانند چی میخواهند از زندگی…
نمیشود فهمیدشان… نمی شود!:65d6a5d6s:
 

pegii

New member
دلم میخواهد چشم هایم را ببندم
جدیدا..هرچقدر بیشتر نگاه میکنم ،
بیشتر دلم میخواهد چشم هایم را ببندم
هرچه بیشتر گوش میکنم
بیشتر دلم میخواهد دیگر نشنوم
آدمای این روزها خودشانم نمیدانند چی میخواهند از زندگی…
نمیشود فهمیدشان… نمی شود!:65d6a5d6s:

اینروزا شدم مثه همین بعضیا ک نمیدونن چی میخوان؟!
 

pegii

New member
خواب مرا برد با تمام اشک هایم
انگار دانست چقد به مردن احتیاج دارم...
چقدر آرامم با مرگ; چقدر دوستش دارم!
 
بالا