هر چه می خواهد دل تنگت بگو (تاپیکی برای بچه های آمار زیستی)

biosta

Well-known member
آدم بايد آدم باشد

دانشجو بايد كلم نباشد

استاد بايد آلبالو باشد

حضور و غياب نبايد باشد

حضور بايد دل بخواهي باشد

امتحان بايد تستي باشد

ترتيب سوالات بايد متفاوت نباشد

نمره آدم بايد آويزان در و ديوار نباشد

آبرو بايد نقل مردم كوچه و بازار نباشد

كميته علمي بايد كميته علمي باشد

نمره دادن بايد هركي هركي نباشد

همه هدف بايد اول شخص مفرد نباشد

رفيق بايد خفن باشد ولي خلاف نباشد

آدم بايد نه گفتن را خوب بلد باشد

دانشجو بايد بي خيال همه چي نباشد

دانشگاه بايد فرودگاه دبي نباشد

دكتر شدن بايد ارثي نباشد

سهميه بايد كيلويي نباشد

درس خواندن بايد خوشمزه باشد

آدم بايد گاهي خيلي شرمنده باشد

آدم بايد از بعضي نداشتنها اصلا شرمنده نباشد

كلاس بايد كلاس باشد

غذاي سلف بايد با افزودني مجاز نباشد

نمازخانه بايد نماز خانه باشد

قيمت مرد بايد از قيمت سيب زميني كمتر نباشد

غيرت بايد سر جايش باشد

مرد بايد هميشه مرد باشد

شناكردن جهت جريان آب بايد باعث افتخار نباشد

دل آدم بايد طويله نباشد

آدم بايد همرنگ جماعت نباشد

قيافه آدم بايد همه جا يك جور باشد

حرف ديگران بايد هيچوقت مهم نباشد

آدم بايد پرپر زدن هاي قبل از كنكور را هميشه يادش باشد

دانشجو بايد مسلمان شرمنده نباشد

مريض فقير بايد درجه 2 نباشد

روزگار مردم بايد سياه نباشد

غير از انرژ ي هسته ا ي هنوز چ یزهاي ز يادي هست كه با ي د حق مسلم ما باشد

عشق بايد عاقل باشد

عقل بايد عاشق باشد

عاشقي بايد شيوه رندان بلا كش باشد

آدم بايد به فال حافظ اميدوار باشد

زندگي بايد تكرار مكرر روزها نباشد

جواني بايد باد هوا نباشد

آدم بايد هيچوقت منتظر شنبه موعود نباشد

امروز بايد عين كوه محكم باشي
 

biosta

Well-known member
راحله جون چرا کلمه رو مینویسم حذف میکنه؟؟؟///// ..........

من هم حالم چند باری به خاطر همین اشتباه گرفته شد
پیشنهادم این هست که مطلبی که نوشته اید را کپی کنید
سپس دوباره وارد سایت شوید و بعد از paste
ادامه دهید .
 

biosta

Well-known member
سعدی

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی


دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی


آن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشان که دل اهل نظر برد که سریست خدایی




پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند تو بزرگی و در آیینه کوچک ننمایی



حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبان این توانم که بیایم سر کویت به گدایی



عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت همه سهلست تحمل نکنم بار جدایی



روز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشا در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی




گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی



شمع را باید از این خانه به دربردن و کشتن تا كه همسایه نگوید که تو در خانه مایی



سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد که بدانست که دربند تو خوشتر ز جدایی



خلق گویند برو دل به هوای دگری ده نکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی
 

biosta

Well-known member
شعر از خودم هست

سرزنش بیخبران


شیرین شراب جان و لبان جان نداشت
شیرین به خواب فرهاد مگر گمان نداشت

دانی آئین سپهر تیرفکندن است و لیک
تیر قضا چپ و راست ما را امان نداشت

عمر چون می بری زنهار چه می خری
بازار دهرهیچ متاع به رایگان نداشت

گندم چو زر به همت دستان می دهند
این چرخ سفله به خانه هیچ مهمان نداشت

آخر به کید و مَکر سوی این و آن شدیم
در راه کج شدیم ، دل ره پیچان نداشت

صدگز ره ست میان کرده و ناکرده
ای کاش جهان رهی به شیطان نداشت

آسمان دگر قطره ای باران نداشت
کز دیده ما سیلاب پایان نداشت

گه شفق بسی تیغ آسمان جفاست
جز حق کسی مگر سینه عریان نداشت

درزی ایام جامه اش گریبان نداشت
عمرچون توسنی ست که عنان نداشت

گر ما نمی شدیم خریدار رنگ و بوی
دیو هوا بر رهگذر ما دکان نداشت

جودی بکن زهمت وجود خویش
دولت هما به خواب و خیال آستان نداشت

از دل جان شدیم و برگِل میان شدیم
روی بتان جز دل مگر مکان نداشت

هزار سخن نیست چو گویائی عمل
هزار بیان هیچ چو دل کیان نداشت
 
آخرین ویرایش:

sanaz

New member
جناب بیو شعرتون خیلی زیبا بود واقعا کارتون درسته :rose:
 

amirreza

New member
امییییییییییییییییییید دادااااااااااااش من عاشقتم بد جوررررررررر:thumbsupsmileyanim::thumbsupsmileyanim::riz304::
متناتم مثه خودت تکه تکن
:applause:
 
آخرین ویرایش:

biosta

Well-known member
حدودا" 5 سال پیش گفتم ، آخرین باری هم که خواندمشان حدود همون سال ها بود



هر چند به اختيار جبر روي تو ديدم
صد دام و كمان در خم ابروي تو ديدم
از روي تو سرگشته شدم هيچ نديدم
آنسان كز چشم تو صد روي تو ديدم




بر مدارم سپهر نقش ادبار کشید
کزمن اقبال برید و توسن فلک رمید

در مدارم تیر بچرخید و آهنگ عمید
تا ثریا زبختم خون و خونابه چکید





ای که خوانی ز سر سنگ مزار عمر مرا

عشق کردست بدین گونه نزار عمر مرا
بنگـر و دیـده عبـرت به تـمنا بگـشا
تا که امید تو نشـکسته نگار عـمر مـرا



دل بـهر نشـان یار رود خـانه به خـانه
از روی بتان دل شده است هزار فسانه
بیچاره کسی که نیستش عشق دل افروز
باشد که شـده مـرده‌ای بـر دار زمـانـه




عاشـق رهـا شـو از خود هـزار بـار
از دل طلب شو بر سوی دلدار
بی خود ز خود شو جان را نثار شو
چون یار بیامد خوبان به دیدار



ز هجر روی تو من در حزینم
رخی چون روی دارم نازنینم
بیا که لحظه‌ای در بر تو بنشین
چو عمری دورم و رویت ببینم




به تیشه می زند گردون دل من
که عاشق تر زفرهاد چون دل من
چو دل صحرای چشمان تو را دید
بدان مجنون تر از مجنون دل من



کسی را غم نباشد از تو ای دوست
دهن پر خنده و شادی به هر سوست
بس اوقات خوشیست دیدار رویت
که هر چه هست از تو روی نیکوست




ز هجر روی تو صد غصه هاهست
اَلا دنیــا پـر از ایــن قـصه هــا هــست
نباشی دل ز درد و غـم بـمردسـت
به دل صد زخم و هر دم غصه ها هست



نــشانـه مــی‌رود رویـت نـگـارا
کمـان خـانة ابـرویت دل مـا
ز جعد گیسویت زنجیر شده پا
زمـژگـانـت بـیـنداز تیر بر ما




نازندة نازک بدن مستم نازنینم
درناز تو نازک بین هستم نازنینم
هر چند به نازی به نازت نازنینم
بازنازکش ناز تو هستم نازنینم


تـا دل به تـو دادم دلـبر و دلدار من
ز غیر تو دسـت کشـیدم نـگار مـن
دل باخته چون روی دلارای تو دیدم
روی دل افروز تو نور شب تار من



تــا روی تـو مـا را در آغــوش شــد
هـوش مـا از روی تـو مدهوش شد
دیگر چه نیازست به می و باده فروش
یک بوسه زلب های تو تا نوش شد


آنسـان که دل سـوی دلدار بــشد
هر سوی که روی گشت رخ یار بشد
هیهات که عاشق ندانست نصیبش
یـک عــمر از رخ یــار دلِ زار بـشـد



اَلا نگارا ای جان و جانان من
جانا دلربا ای جمله جهان من
تـولا تـولا کـن بـر جـان مـن
وفاعـطا کـن ای مـهربان مـن



دین و دل من به تو مشتاق
جانم گرفتار غم و درد فراق
زهجر یار ترا کمی فی احتراق
نگارا ترحمی بنما بر عشاق


ای لب شیرین می کنی کی آهنگ
دل ما را شیرین می بری بی درنگ
آنسان کاندر خم ابروان می کنی آژنگ
از پی قتل عاشقان می‌کنی صد جنگ



عشق آمد و من را ز پرگار وجود
کرد در دایره یار هزار بار به وجود
عشق کز نقطة پرگار مدارها بنمود
من بیچاره هر سو هـزار بار آزمـود


تـو را دلــبر چـون دل بـستر شــد
مرا در بسـتر اخـتر بـه سر شـد
چنان عشق تو در من شعله افروخت
که دریا اشک چشمم بی ثمر شد
 
آخرین ویرایش:

yekta_63

New member
ممنون بیو بسیار زیبا. فکر کنم آماریها واقعا طبع شعر دارند خودمم 6 یا 7سال پیش دفتر شعر داشتم و یه 8تا شعر گفتم و توش نوشتم.یادمه اردوی دانشجویی رفته بودیم ومسئول اتوبوسمون خیلی سخت میگرفت بهمون مخصوصا به من و دوستم چون یه کم از بقیه شلوغ تربودیم.خلاصه تو راه برگشت بود که تو اتوبوس یه مسابقه گذاشتند و گفتند در4بیت هرکدومتون میتونین این کلمات رو هم بکار ببرین ویه شعر بگین اسم مسئولمون هم جزو کلمات بود منم که دل پری ازش داشتم یه شعر پر کنایه گفتم و وقتی خوندمش اتوبوس از خنده ریسه رفت... شعرم برنده شد(هرچند هیچوقت نرفتم جایزم رو بگیرم)خلاصه مسئوله که خودشم رشته ش ادبیات بودبهش برخوردو شروع کرد درجوابش یه شعر گفت که یه بیتش این بود که یادمه: دیوانه ام کردید آخر شما دانشجویید/ انگار که از کوهید... خلاصه به ما هم برخورد و2باره در جوابش یه شعر بلند بالا گفتم و هر چیزی که مارو تو اون اردو اذیت کرده بود رو تو اون شعر اوردم...یادم باشه میارم یکیشو مینویسم
 

azno

New member
سلام جناب بیو عزیز
ایول،آفرین. دست به قلم خوبی دارین. آیا تو مسابقه ای هم شرکت کردین؟
موفق باشید
 

azno

New member
ممنون بیو بسیار زیبا. فکر کنم آماریها واقعا طبع شعر دارند خودمم 6 یا 7سال پیش دفتر شعر داشتم و یه 8تا شعر گفتم و توش نوشتم.یادمه اردوی دانشجویی رفته بودیم ومسئول اتوبوسمون خیلی سخت میگرفت بهمون مخصوصا به من و دوستم چون یه کم از بقیه شلوغ تربودیم.خلاصه تو راه برگشت بود که تو اتوبوس یه مسابقه گذاشتند و گفتند در4بیت هرکدومتون میتونین این کلمات رو هم بکار ببرین ویه شعر بگین اسم مسئولمون هم جزو کلمات بود منم که دل پری ازش داشتم یه شعر پر کنایه گفتم و وقتی خوندمش اتوبوس از خنده ریسه رفت... شعرم برنده شد(هرچند هیچوقت نرفتم جایزم رو بگیرم)خلاصه مسئوله که خودشم رشته ش ادبیات بودبهش برخوردو شروع کرد درجوابش یه شعر گفت که یه بیتش این بود که یادمه: دیوانه ام کردید آخر شما دانشجویید/ انگار که از کوهید... خلاصه به ما هم برخورد و2باره در جوابش یه شعر بلند بالا گفتم و هر چیزی که مارو تو اون اردو اذیت کرده بود رو تو اون شعر اوردم...یادم باشه میارم یکیشو مینویسم

سلام دوست عزیز
زودتر بیارش ببینیم چطوری؟
موفق باشید.
 

sanaz

New member
ببببببللله کار آماریا درسته:thumbsupsmileyanim:
جناب بیو واقعا با استعدادین من که خیلی خوشم اومد.منتظر شعرای یکتا جونم هستیم بله دیگه بچه ها هر کی هنری داره رو کنه:applause:
مام اینجا استفاده کنیم
آخیشش یکم جو تاپیک عوض شد و از جو کنکور اومد بیرون
 

biosta

Well-known member
اشکال نداره که نمیتونی بگی همچین کار مهمی هم نیست
به جاش شما هنر های خودتان را دارید که چه بسا خیلی ها از آن ناتوان هستند .
اشعارم رو به همه ی اون هایی که می خوانند تقدیم می کنم و من راضیم از کسانی که اگر اشعارم رو به نام خودشان مصادره می کنند !



دوستان امید وارم این شعرم به دلتان بنشینه
خودم که از خواندنشان لذت می برم .


«پیام عاشق»

بیا ای دوست تا با هم نشینیم
چو امروزیم و فردا را نمائیم
بیا ای جان من جمله جهانم
کـزهـجر تو جمـله در فـغـانـم
بیا ای تو که بی تو من نزارم
نگو نساری شده من در مـزارم
بیا ای تو همه بود و نبودم
بیـا ای جـود مـن ای تـو وجـودم
بیا ای روی تو همچون می ناب
بـیا رخــسار بنـما ای تـو مـهـتاب
بیـا نـغمـه گـر بـزم شبانه
زتـو بـاشـد تمـام ایـن تـرانـه
بیا ای ساقی میخانه عشق
بده جانی به این جانانه عشق
بیا ای جمله یارم ، بی قرار بی قرارم
زفرق تاپا به دیداررخت در انتظارم
بیا ای تو تمام شعر و شورم
که بی تو از ترانه من بدورم
بـیـا ای تـو امـید نـاامــیـدان
نوید صبح و روز نو امیدان
بیا ای تو همه گلزار و یارم
خزان با تو برفته از بهارم
بیا ای زلف سنبل برگ نوگل
بیا ای ناز تر از هر گونه گل
بیا ای تو نگارم سوی کنعان
بهار آید زتو بر کوهساران
بیا ای عشق هوای مستی از تو
رقیبا ، یار از من هستی از تو
بیا ای که تو را من سیر ببینم
نه از رخسار تو تصویر ببینم
بیا ای تو دلارام تا با هم نشینیم
که آنسان در بهشتی از برینیم
 

simin30

New member
كافه شعر آمارزيستي

مرسي از جناب بيو بابت شعرهاي زيباشون...منتظر خوندن شعرهاي بيشتري از شما و بقيه دوستان هستيم.
من خوندن شعر رو خيلي دوست دارم


درياي بزرگ دور
يا گودال كوچك آب
فرقي نمي كند
زلال كه باشي
آسمان در توست

گروس عبدالملكي
 

simin30

New member
لبخندش را تقسیم کرد،
خنده‌اش به من رسید
و
لبهایش به دیگری..
 

rahele.t

New member
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی،
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم.
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...

تقدیم به تمام دوستان همراه با :rose:
 

rahele.t

New member
دوباره توفیق پیدا کردیم که یه بار دیگه مهمون خدا بشیم. امیدوارم طاعات و عبادات همه قبول باشه. التماس دعا:rose:
(پشت گوش نندازین ها:New (6): خیلی به دعا احتیاج دارم:sad:)
 
بالا