نمونه های بالینی

rawy

New member
ترس از بدریختی مطرح نیست مگر اینکه فرد برای از بین بردن عیب فرضی کارهایی انجام داده باشه
به نظر من در صورت رد شدن اسکیزوفرنی تشخیص وسواس هست

صفورا جان ممنون که نظرت رو گفتی, معمولا دقیق نظر می دی, اگه ممکنه دلایلشم ذکر کن که ماهم یاد بگیریم
من تو هذیان بدریختی این مورد تردید دارم از طرفی حالتهای اجتنابی رو داره و در مورد شکل ظاهرش نگرانه
از طرفی اونچه در هذیان مسئله ی اصلیه شدت مختل شدن واقعیت هست که این مورد گویا خیلی واقعیت درش مختل نشده و محکم معتقد نیست که دچار بدریختی و برای رفع تردیدش از روانشناسش سوال می کنه که آیا هست یا نه, یا وقتی تو آینه نگاه می کنه مطمئن میشه که مشکلی نداره
اما اینکه شما مطرح کردید که بدریختی وقتی مطرحه که فرد کارهایی برای از بین بردنش انجام بده رو لطفا بیشتر توضیح بدین
من از کاپلان اینطور برداشت کردم که شیوع این اختلال کم هست به خاطر اینکه به جای مراجعه برای رواندرمانی سراغ جراح پلاستیک و ... می رن به همین دلیل شیوعش کمتر از اونچه هست برآورد می شه, اما لزوما افرادی که هراس بدریختی دارن اقدامی برای رفع ظاهری انجام نمی دن.
منتظرم که نظرم رو اصلاح کنی چون اخیرا سایکوتیک ها رو می خونم برام مهمه که به شکل درست تو ذهنم بمونه
مرسی
 

rawy

New member
حمیده جان آخرش تشخیص درست رو میگی؟
هرچند چون کلومی پرامین استفاده می کرده فکر می کنم همون وسواس تشخیص داده شده درسته؟
و اینکه گفتی "شدیدا اعتقادداشت مشکلش نیاز به دارونداره اما پذیرش دارویی اش بالا بود" منظورت چیه؟
 

safoora

New member
صفورا جان ممنون که نظرت رو گفتی, معمولا دقیق نظر می دی, اگه ممکنه دلایلشم ذکر کن که ماهم یاد بگیریم
من تو هذیان بدریختی این مورد تردید دارم از طرفی حالتهای اجتنابی رو داره و در مورد شکل ظاهرش نگرانه
از طرفی اونچه در هذیان مسئله ی اصلیه شدت مختل شدن واقعیت هست که این مورد گویا خیلی واقعیت درش مختل نشده و محکم معتقد نیست که دچار بدریختی و برای رفع تردیدش از روانشناسش سوال می کنه که آیا هست یا نه, یا وقتی تو آینه نگاه می کنه مطمئن میشه که مشکلی نداره
اما اینکه شما مطرح کردید که بدریختی وقتی مطرحه که فرد کارهایی برای از بین بردنش انجام بده رو لطفا بیشتر توضیح بدین
من از کاپلان اینطور برداشت کردم که شیوع این اختلال کم هست به خاطر اینکه به جای مراجعه برای رواندرمانی سراغ جراح پلاستیک و ... می رن به همین دلیل شیوعش کمتر از اونچه هست برآورد می شه, اما لزوما افرادی که هراس بدریختی دارن اقدامی برای رفع ظاهری انجام نمی دن.
منتظرم که نظرم رو اصلاح کنی چون اخیرا سایکوتیک ها رو می خونم برام مهمه که به شکل درست تو ذهنم بمونه
مرسی
خوب فردی که نگران بدریختی خودش هست حتی با دیدن خودش در اینه متقاعد نمیشه که مشکلی وجود نداره و اغلب برای رفع اون یا به پزشک مراجعه میکنه یا مثلا مدل مو رو به شکل خاصی درست میکنه که مشکلش دیده نشه یا کارهایی از این قبیل....در مورد این کیس بیشتر نگران هست که صورتش با دیگران متفاوت نباشه و وقتی خودش رو در اینه میبینه خیالش راحت میشه (یک علامت مربوط به وسواس)
در مورد اسکیزوفرنی راستش من خودم هنوز هم زیاد نمیدونم......کیس هایی داشتم که سوپروایزرم احتمال اسکیزوفرنی رو درش مطرح میدونست ولی علامت بارزی ندارشتن......در مورد این کیس دوتا شک برای سایکوز وجود داره یکی افکارش که کمی عجیب هست و دیگه عدم پاسخ به دارو.........به نظرم باید بررسی دقیق بشه و اسکیزوفرنی رد بشه یا تایید بشه
تشخیص دیگه به نظر شما مطرح هست؟ اقای شفیع گفتن چهارتا تشخیص که فکر کنم یکی مواد مد نظرشون بوده
 

ghasedak69

New member
پذیرش دارویی بالا بوده.... آیا منظور اینه که به دارو خوب جواب داده و علائمش کمتر شده ؟؟؟

منم حدسم وسواس فکری خیلی شدید هستش... البته با توجه به توضیحاتی که دوستان در مورد بدریخت انگاری دادند.
 

ghasedak69

New member
خوب فردی که نگران بدریختی خودش هست حتی با دیدن خودش در اینه متقاعد نمیشه که مشکلی وجود نداره و اغلب برای رفع اون یا به پزشک مراجعه میکنه یا مثلا مدل مو رو به شکل خاصی درست میکنه که مشکلش دیده نشه یا کارهایی از این قبیل....در مورد این کیس بیشتر نگران هست که صورتش با دیگران متفاوت نباشه و وقتی خودش رو در اینه میبینه خیالش راحت میشه (یک علامت مربوط به وسواس)
در مورد اسکیزوفرنی راستش من خودم هنوز هم زیاد نمیدونم......کیس هایی داشتم که سوپروایزرم احتمال اسکیزوفرنی رو درش مطرح میدونست ولی علامت بارزی ندارشتن......در مورد این کیس دوتا شک برای سایکوز وجود داره یکی افکارش که کمی عجیب هست و دیگه عدم پاسخ به دارو.........به نظرم باید بررسی دقیق بشه و اسکیزوفرنی رد بشه یا تایید بشه
تشخیص دیگه به نظر شما مطرح هست؟ اقای شفیع گفتن چهارتا تشخیص که فکر کنم یکی مواد مد نظرشون بوده

نمی دونم چرا تو بیمارستان بیشتر اختلال اسکیزوفرنی یا دوقطبی رو مطرح می کنند درمورد بیماران مختلف... این به این خاطره که شیوع این دو اختنلال واقعا زیاده؟؟ یا روانپزشکان محترم بیشتر این دو تشخیص رو مطرح می کنند؟؟؟؟
 

hamidehjoon

New member
نمی دونم چرا تو بیمارستان بیشتر اختلال اسکیزوفرنی یا دوقطبی رو مطرح می کنند درمورد بیماران مختلف... این به این خاطره که شیوع این دو اختنلال واقعا زیاده؟؟ یا روانپزشکان محترم بیشتر این دو تشخیص رو مطرح می کنند؟؟؟؟


سلام
به نظرم چون روانپزشکابرای این دواختلال ترجیحشون بربستری کردن هست امااختلالهای دیگه روترجیح میدن به صورت سرپایی تودرمانگاه هادرمان کنند
 

hamidehjoon

New member
پذیرش دارویی بالا بوده.... آیا منظور اینه که به دارو خوب جواب داده و علائمش کمتر شده ؟؟؟

منم حدسم وسواس فکری خیلی شدید هستش... البته با توجه به توضیحاتی که دوستان در مورد بدریخت انگاری دادند.

پذیرش دارویی یکی ازمواردیست که توی تعیین پروگنوزبیمار موردتوجه قرارمیگیره
یعنی بیمارداروهاشومرتب مصرف میکنه وبرای دارودرمانی کوپریتیو هست یعنی همکاری میکنه
 

hamidehjoon

New member
حمیده جان آخرش تشخیص درست رو میگی؟
هرچند چون کلومی پرامین استفاده می کرده فکر می کنم همون وسواس تشخیص داده شده درسته؟
و اینکه گفتی "شدیدا اعتقادداشت مشکلش نیاز به دارونداره اما پذیرش دارویی اش بالا بود" منظورت چیه؟

حتماتشخیص درست رومیگم
امابحثای جالبی مطرح شددوست دارم بچه هابیشتردرموردتشخیصهابحث کنند
هنوزبرای جواب درست گفتن زوده
 

hamidehjoon

New member
صفورا جان ممنون که نظرت رو گفتی, معمولا دقیق نظر می دی, اگه ممکنه دلایلشم ذکر کن که ماهم یاد بگیریم
من تو هذیان بدریختی این مورد تردید دارم از طرفی حالتهای اجتنابی رو داره و در مورد شکل ظاهرش نگرانه
از طرفی اونچه در هذیان مسئله ی اصلیه شدت مختل شدن واقعیت هست که این مورد گویا خیلی واقعیت درش مختل نشده و محکم معتقد نیست که دچار بدریختی و برای رفع تردیدش از روانشناسش سوال می کنه که آیا هست یا نه, یا وقتی تو آینه نگاه می کنه مطمئن میشه که مشکلی نداره
اما اینکه شما مطرح کردید که بدریختی وقتی مطرحه که فرد کارهایی برای از بین بردنش انجام بده رو لطفا بیشتر توضیح بدین
من از کاپلان اینطور برداشت کردم که شیوع این اختلال کم هست به خاطر اینکه به جای مراجعه برای رواندرمانی سراغ جراح پلاستیک و ... می رن به همین دلیل شیوعش کمتر از اونچه هست برآورد می شه, اما لزوما افرادی که هراس بدریختی دارن اقدامی برای رفع ظاهری انجام نمی دن.
منتظرم که نظرم رو اصلاح کنی چون اخیرا سایکوتیک ها رو می خونم برام مهمه که به شکل درست تو ذهنم بمونه
مرسی

این بیماربعدازاینکه تواینه نگاه میکنه یاخودش روبااطرافیان مقایسه میکنه یاازاطرافیان درموردصورتش وبدنش می پرسه به یقین نمیرسه وبازذهنش درگیره
 

hamidehjoon

New member
به نظر من دو تشخیص اسکیزوفرنی و وسواس اینجا فعلا مطرح هستند
داروهایی که قبلا مصرف کرده چی بوده و به کدوم جواب داده؟


درموردتشخیص اسکیزوفرنیا میشه براساس critriaها بگیدکدوماش تاییدمیشن؟؟
 

شفيع

Well-known member
خوب فردی که نگران بدریختی خودش هست حتی با دیدن خودش در اینه متقاعد نمیشه که مشکلی وجود نداره و اغلب برای رفع اون یا به پزشک مراجعه میکنه یا مثلا مدل مو رو به شکل خاصی درست میکنه که مشکلش دیده نشه یا کارهایی از این قبیل....در مورد این کیس بیشتر نگران هست که صورتش با دیگران متفاوت نباشه و وقتی خودش رو در اینه میبینه خیالش راحت میشه (یک علامت مربوط به وسواس)
در مورد اسکیزوفرنی راستش من خودم هنوز هم زیاد نمیدونم......کیس هایی داشتم که سوپروایزرم احتمال اسکیزوفرنی رو درش مطرح میدونست ولی علامت بارزی ندارشتن......در مورد این کیس دوتا شک برای سایکوز وجود داره یکی افکارش که کمی عجیب هست و دیگه عدم پاسخ به دارو.........به نظرم باید بررسی دقیق بشه و اسکیزوفرنی رد بشه یا تایید بشه
تشخیص دیگه به نظر شما مطرح هست؟ اقای شفیع گفتن چهارتا تشخیص که فکر کنم یکی مواد مد نظرشون بوده

دوست من میدونستی اختلال بد ریخت انگاری با اختلالاتی مانند وسواس،فوبیا اجتماعی و افسردگی همایندی داره؟
 

شفيع

Well-known member
من یه موردی داشتم:
من تو یکی از مراکز انتظامی کار میکردم:
نشسته بودیم یهو دیدم سروصدایی بلند شده رفتم بیرون دیدم یه خانم اومد تو اتاقم به همراه دو مرد و یه زن.
خانم 30 ساله بودن که به همراه مادر ،شوهر و برادر شوهر بودن .زن بهم گفت اقا اینا کین اومدن اینجا چرا دست از سرم برنمیدارن؟من اینارو نمیشناسم .گفت شوهر من کارمند بانک ملت هست لطفا تلفنتونو بدین زنگ بزنم بعد شروع کرد به گفتن اعداد.
میگفت این مادرم نیست به دروغ میگه مادرتم و اینم یه غریبه هست که میگه شوهرمه و اگه شوهرم بفهمه اینو میکشه.
مادرش گفت این دخترمه و دیشب از خواب بلند شد و اومد تو کوچه تا صب نگهش داشتیم و صب که میخواست بیاد بیرون من نذاشتم اما با مشت و لگد به جونم افتاد و صورت مادرش زخمی بود.شوهرش میگفت ما سه تا بچه داریم.
حالا بریم تو جلسه:
زنه بهم گفت اقا من دیونه هستم؟گفت اینا همه بهم میگن تو دیونه هستی اون خانم که اونجا کار میکنه برام چای آورد اما ترسیدم بخورم چون میدونستم توش موادی ریختن میخواستن منو بکشن.من اولین تشخیصم روی خانواده اسکیزوفرنی بود و از اولین علایم ها شروع کردم هیچ کس داخل نبود از توهم و هزیان ها شروع کردم:خلاصه مطالب این بود:گفت بله من صدا هایی میشنوم و الان یکیشون روی مبل کنار شما نشسته و داره به شما نگاه میکنه(خودمونیم وقتی اینو گفت ترسیدم کنارو نگاه کنما ههههه)اما نگاه کردم گفت اون داره بهم میگه چکار کنم و دوستشم باهاش صحبت میکنه اما فک کنم زنو شوهرن چون بعضی وقتا باهم دعوا میکنن.بهم گفت تو دیونه هستی یا من؟هزیان هم که اسیب و گزند مدنظرم بود.جهت یابیش درست بود .و این قضیه از 5 روز قبل شروع شده بود.تشخیصاون؟
 

safoora

New member
این بیماربعدازاینکه تواینه نگاه میکنه یاخودش روبااطرافیان مقایسه میکنه یاازاطرافیان درموردصورتش وبدنش می پرسه به یقین نمیرسه وبازذهنش درگیره

من فکر کردم گفتید بیمار توی اینه نگاه میکنه تا خیالش راحت بشه صورتش بهم نریخته
 

safoora

New member
دوست من میدونستی اختلال بد ریخت انگاری با اختلالاتی مانند وسواس،فوبیا اجتماعی و افسردگی همایندی داره؟
بله
ولی زمانی که رفتارهای وسواسی دیگری غیر از نگرانی در مورد بدن وجود داشته باشه میشه تشخیص وسواس گذاشت
البته در مورد این کیس برای تشخیص افتراقی اطلاعات کافی نداریم
 

hamidehjoon

New member
من یه موردی داشتم:
من تو یکی از مراکز انتظامی کار میکردم:
نشسته بودیم یهو دیدم سروصدایی بلند شده رفتم بیرون دیدم یه خانم اومد تو اتاقم به همراه دو مرد و یه زن.
خانم 30 ساله بودن که به همراه مادر ،شوهر و برادر شوهر بودن .زن بهم گفت اقا اینا کین اومدن اینجا چرا دست از سرم برنمیدارن؟من اینارو نمیشناسم .گفت شوهر من کارمند بانک ملت هست لطفا تلفنتونو بدین زنگ بزنم بعد شروع کرد به گفتن اعداد.
میگفت این مادرم نیست به دروغ میگه مادرتم و اینم یه غریبه هست که میگه شوهرمه و اگه شوهرم بفهمه اینو میکشه.
مادرش گفت این دخترمه و دیشب از خواب بلند شد و اومد تو کوچه تا صب نگهش داشتیم و صب که میخواست بیاد بیرون من نذاشتم اما با مشت و لگد به جونم افتاد و صورت مادرش زخمی بود.شوهرش میگفت ما سه تا بچه داریم.
حالا بریم تو جلسه:
زنه بهم گفت اقا من دیونه هستم؟گفت اینا همه بهم میگن تو دیونه هستی اون خانم که اونجا کار میکنه برام چای آورد اما ترسیدم بخورم چون میدونستم توش موادی ریختن میخواستن منو بکشن.من اولین تشخیصم روی خانواده اسکیزوفرنی بود و از اولین علایم ها شروع کردم هیچ کس داخل نبود از توهم و هزیان ها شروع کردم:خلاصه مطالب این بود:گفت بله من صدا هایی میشنوم و الان یکیشون روی مبل کنار شما نشسته و داره به شما نگاه میکنه(خودمونیم وقتی اینو گفت ترسیدم کنارو نگاه کنما ههههه)اما نگاه کردم گفت اون داره بهم میگه چکار کنم و دوستشم باهاش صحبت میکنه اما فک کنم زنو شوهرن چون بعضی وقتا باهم دعوا میکنن.بهم گفت تو دیونه هستی یا من؟هزیان هم که اسیب و گزند مدنظرم بود.جهت یابیش درست بود .و این قضیه از 5 روز قبل شروع شده بود.تشخیصاون؟
سلام اقای شفیع درموردکیس اولی هنوزبه نتیجه قطعی نرسیدیم کاش این کیسوبعدروشن شدن تکلیف اون یکی کیسه مطرح میکردید اماخب من تشخیصامومیگم شماکمک کنید
اول احتمال دلیریوم دادم یادم اومدتوی دلیریوم اختلال موقعیت سنجی یاهمون جهت یابی مختله این بیمارجهت یابیش درمورداشخاص مختله درموردزمان ومکان بایدبررسی بشه وظاهراشماگفتیدموقعیت سنجیش مختل نیست.از
 

hamidehjoon

New member
ادامه حرفام
اطلاعاتی درموردسابقه مصرف موادوداروهای غیرمجاز و بیماری طبی عمومی یازایمان و احتمال سابقه ابتلابه اختلالات سایکوتیک درخویشاوندان وعلایم خلقی هم نیازداریم.
بااین اطلاعات که داریم احتمال اختلال سایکوتیک گذراامانه به صورت net مطرح می باشد
شایداطلاعات تکمیلی تشخیصهای دیگری روپیش بکشه
 

شفيع

Well-known member
سلام اقای شفیع درموردکیس اولی هنوزبه نتیجه قطعی نرسیدیم کاش این کیسوبعدروشن شدن تکلیف اون یکی کیسه مطرح میکردید اماخب من تشخیصامومیگم شماکمک کنید
اول احتمال دلیریوم دادم یادم اومدتوی دلیریوم اختلال موقعیت سنجی یاهمون جهت یابی مختله این بیمارجهت یابیش درمورداشخاص مختله درموردزمان ومکان بایدبررسی بشه وظاهراشماگفتیدموقعیت سنجیش مختل نیست.از
باشه حمیده جان من متوجه این قضیه نشدم.اول روی کیس شما کار کنیم.بعد مال من
 

rawy

New member
من فکر کردم گفتید بیمار توی اینه نگاه میکنه تا خیالش راحت بشه صورتش بهم نریخته

منم فکر کردم بعد از اطمینان دهی اطرافیان اعتماد می کنه که مشکلی نیست
پس احتمال هذیان همچنان مطرح هست
 

rawy

New member
من یه موردی داشتم:
من تو یکی از مراکز انتظامی کار میکردم:
نشسته بودیم یهو دیدم سروصدایی بلند شده رفتم بیرون دیدم یه خانم اومد تو اتاقم به همراه دو مرد و یه زن.
خانم 30 ساله بودن که به همراه مادر ،شوهر و برادر شوهر بودن .زن بهم گفت اقا اینا کین اومدن اینجا چرا دست از سرم برنمیدارن؟من اینارو نمیشناسم .گفت شوهر من کارمند بانک ملت هست لطفا تلفنتونو بدین زنگ بزنم بعد شروع کرد به گفتن اعداد.
میگفت این مادرم نیست به دروغ میگه مادرتم و اینم یه غریبه هست که میگه شوهرمه و اگه شوهرم بفهمه اینو میکشه.
مادرش گفت این دخترمه و دیشب از خواب بلند شد و اومد تو کوچه تا صب نگهش داشتیم و صب که میخواست بیاد بیرون من نذاشتم اما با مشت و لگد به جونم افتاد و صورت مادرش زخمی بود.شوهرش میگفت ما سه تا بچه داریم.
حالا بریم تو جلسه:
زنه بهم گفت اقا من دیونه هستم؟گفت اینا همه بهم میگن تو دیونه هستی اون خانم که اونجا کار میکنه برام چای آورد اما ترسیدم بخورم چون میدونستم توش موادی ریختن میخواستن منو بکشن.من اولین تشخیصم روی خانواده اسکیزوفرنی بود و از اولین علایم ها شروع کردم هیچ کس داخل نبود از توهم و هزیان ها شروع کردم:خلاصه مطالب این بود:گفت بله من صدا هایی میشنوم و الان یکیشون روی مبل کنار شما نشسته و داره به شما نگاه میکنه(خودمونیم وقتی اینو گفت ترسیدم کنارو نگاه کنما ههههه)اما نگاه کردم گفت اون داره بهم میگه چکار کنم و دوستشم باهاش صحبت میکنه اما فک کنم زنو شوهرن چون بعضی وقتا باهم دعوا میکنن.بهم گفت تو دیونه هستی یا من؟هزیان هم که اسیب و گزند مدنظرم بود.جهت یابیش درست بود .و این قضیه از 5 روز قبل شروع شده بود.تشخیصاون؟

حمیده جون درست میگن صبر کنیم اون مورد رو به سلامتی بفرستیم منزل بعد به این دوست گرامی بپردازیم :tonguesmiley:
ولی یه حرفی مدتهاست تو دلم قلمبه شده همش می ترسم تو جمع علما و بحث های علمی مطرح کنم چون از شئونات علم به دوره فقط تو پرانتز یه اشاره کوتاه بهش می کنم که: اونچه که مسلمه جنبه های وسیعی از جهان هستی که هنوز دست علم بهش نرسیده و بشر درکشون نکرده, اگه حقیقتا اون اعتقادات جن زدگی و تسخیر که قبل از اینکه روانشناسی به شکل علم شناخته بشه مطرح بود, حقیقت داشته باشه چی؟؟؟
درسته که برخوردشون فرضا برای درمان احمقانه بوده که, بیمار رو شکنجه بدیم چون تسخیر شده, اما اول باید علت رو شناخت که به درمان رسید, حالا ما هی بیایم ضد سایکوز تجویز کنیم وقتی خانه از پایبست ویران است نباید به فکر اول تشخیص درست بعد درمان درست بود؟
هرچند با توجه به اونچه که علم بشر در حال حاضر در توانش بوده , داروها کمک های زیادی کردند, فیلم Awakenings در این زمینه واقعا تکان دهنده بود.
 
بالا