من سردم است

binam

Active member
حالا آن سوی این همه جهان
شومینه هاروشن است
رختخوابها گرم
سفره ها لبریز
دستها پر
دلها خوش و
دنیا دنیاست برای خودش
پس وقت تقسیم جهان
من کجا بودم
که جز این کارتن خیس و
این زمستان زمهریر
چیزی نصیبم نشد ؟
خیابان خیس
مقوا خیس
تخته ها،کبریت ،حلبی
چشمهاو چکنم ها ... خیس،
خواب و خیال شما چطور ؟
حالا خیلی ها
پشت پنجره ایستاده
با پیاله ی گرم چایشان دردست
سرگرم تماشای بارش برف اند.
سرگرم فعل ماضی حرف اند
و هی از سنگسار عدالت
آدمی سخن میگویند
من سردم است بی انصاف
من گرسنه ام بی انصاف
من بی پناهم بی انصاف
پس وقت تقسیم جهان من کجا بودم؟
که هیچ کنج دنجی از این همه خانه
قسمت من بیقرار نشد.
پس این حشرات کجا میخوابند
که تا فردا صبح ... باز آفتاب راخواهند دید.
هی زمستان ذ لیل کش ، بی انصاف !


*
***
به من بگو
حشرات کجا می خوابند
که باز فردا صبح
آفتاب را خواهند دید
حقوق بشر،..
دریغ کلمات علیل
این همه بی دلیل
در دهان یاوه چه می گویید؟
من سردم است
من گرسنه ام
 
آخرین ویرایش:

taranom

New member
خیلی گشنگ بود دوست جونممممممممممممممممممممممممم:riz481:
 

MD217

New member
خوب بود برای اینکه به بادمون بیاره که خداوند مهربان چه نعمت های بزرگی بهمون داده و ما باز با ناشکری میگیم هیچی نداریم!!!!!!!!1
 

RBC!

New member

در کوچه باد می آید
این ابتدای ویرانیست
آن روز هم که دست های تو ویران شدند باد می آمد
ستاره های عزیز
وقتی در آسمان, دروغ ورزیدن می گیرد
دیگر چگونه می شود به سوره های رسولان سرشکسته پناه آورد؟
ما مثل مرده های هزاران هزار سال به هم می رسیم و آنگه
خورشید بر تباهی اجساد ما قضاوت خواهد کرد.

من سردم است
من سردم است و انگار هیچ وقت گرم نخواهم شد

ای یار، ای یگانه ترین یار
آن شراب مگر چند ساله بود؟
نگاه کن که در اینجا زمان چه وزنی دارد
و ماهیان چگونه گوشت های مرا می جوند
چرا مرا همیشه در ته دریا نگه میداری؟

من سردم است و از گوشواره های صدف بیزارم
من سردم است و می دانم
که از تمامی اوهام سرخ یک شقایق وحشی
جز چند قطره خون
چیزی به جا نخواهد ماند.

من عریانم، عریانم، عریانم
مثل سکوت های میان کلام های محبت عریانم
و زخم های من همه از عشق است
از عشق، از عشق، از عشق
 
بالا