من جهان خودم هستم وجدان صداي خداست

نظر شما در مورد این تاپیک چیست؟


  • مجموع رای دهندگان
    0

leyla-h

New member
به این فرشته کوچولوی زیبای ایرانی از یک تا ده چه نمره ای میدید؟

یگانه به علت فقر مالی روزانه ۸ ساعت به همراه پدرش در ساختمان های در حال ساخت در نقش یک کارگر ساختمانی فعالیت می کند. پدر این دختر بچه می گوید: چون کسی را ندارم مجبورم دخترم را روزانه به سر ساختمان بیاورم که با توجه به اینکه زمان رفت و آمدم به شهر مامازن ۶ ساعت است به شدت دخترم خسته و اذیت می شود.
متن زیرگفت‌وگو با این کودک 5 ساله است، دختری که اگر چه فقیر است، اما پدرش برای تربیت او نهایت تلاش خود را کرده است.

یگانه! چرا اینجا کار می‌کنی؟
پدرم مریض است و پول نداریم. من هر روز با او می‌آیم که در خانه تنها نباشم. پدرم پایش درد می‌کند هر وقت کیسه‌های سیمان را بلند می‌کند اذیت می‌شود و شب‌ها از شدت درد خوابش نمی‌برد. من زور ندارم، اما کمکش می‌کنم که کمتر اذیت شود.

خانه‌تان کجاست؟
خیلی دور است ما در خانه‌مان یخچال و تلویزیون و تلفن نداریم.

چرا پیش مادربزرگ یا خاله‌ات نمی‌روی؟
مادرم مرده است. تازه مادربزرگم هم مرده و خاله و عمه هم ندارم.

چه درخواستي از مسوولان داري؟
پدرم نمی‌تواند کار کند، اما اگر کار نکند پول نداريم. هیچ‌ کس کمکمان نمی‌کند. پدرم می‌گوید اگر سرایدار یک ساختمان شود زندگی‌مان خوب می‌شود.


آخی توقعش از زندگی فقط به اندازه سرایدار شدنه..........خیلی قشنگ بود لااااااایک
 

leyla-h

New member
دلم آتیش گرفت ولی خب حیفم اومد تا آخر نخونم همه صفحاتو خوندم، ادامه بده یه امید اینکه تاثیرش اینقدر عمیق شه که فقط محدود به تاسف هنگام خوندن نشه و بعدش یادمون بره،.... واقعا بهشون عمل کنیم....
 

Martian

New member
فرشاد درکه قهرمان ملی کشور زير سينک ظرفشويی می خوابد...
وقتی برای قهرمانی در مسابقات بين المللی حتی از يک تشکر خشک و خالی هم خبری نباشد درد دارد.

وقتی با نان خالی تمرين کنی و بعد از تمرين از شدت فشار بيهوش شوی ، فقط برای اينکه برای کشورت افتخار کسب کني، اما پاداشت 50 هزار تومان آن هم از سوی هيات استان محل تولدت باشد، احساس می کنی که تمام غرورت لگد مال شده است.
وقتی قهرمان باشی و يکه تاز ميدان نبرد تن به تن اما مجبور شوی از درد نداريت بگويی و برای کار و جای خواب به مسئولين التماس کنی و کتاب زندگيت را برای همه بخوانی ، ميتوانی درد را احساس کنی.
«قرار بود جايزه ای به دليل اينکه من در مسابقه جهانی اول شدم به من تعلق بگيرد اما وقتی برای دريافت جايزه مراجعه کردم گفتند جايزه برای خارجی هاست نه ايرانی ها!»
دارنده کاپ آزاد آسيا و 10 مدال کشوری از فدراسيون ورزش های رزمی گله دارد چرا که به جای باز کردن گره مشکلاتش، تهديدش کرده اند




 

Hematologist

New member
مارتین جان خییییییییییییییییییییلی عالی بودن:thanks:
واقعا ارزش وقت گذاشتن داشت
 

Martian

New member
مـــن کساني را مي شــناسم که با صـــداي بلند دعــــا ميخوانند امـــا دستشان به ستـــاره اي نمي رسد
امــا کساني هستند که بي دعـــــا با خــــدا دست مي دهـــند..


 

Martian

New member
دست هايم در حسرت
نوازش نگاه پدرم
روي شيشه خشک شد
و هيچ وقت
برنگشت


 

Martian

New member
تو خیابون دیدم یه پسره رو زمین نشسته و داره یه چیزی رو کاغذ مینویسه.رفتم پیشش و بهش گفتم اسمت چیه گفت آرش.گفتم بابات کجاست؟گفت پیش خداست.گفتم مامانت کجاست؟گفت اونم مریضه داره میره پیش خدا..یهو نگام افتاد به اون کاغذ که آرش روش نوشته بود: "خدا باهات قهرم"



 
بالا