مشاعره

sepideeee

New member
فایز یه دیووانه !! حالا حالا ها باید بگم :)) بعدشم تازه بابا طاهره :)
تو تا زلف سیه مرغوله بستی
بهای مشک ماچین را شکستی
ز تیر مژه و شمشیر ابرو
تو کشتی فائز و فارغ نشستی
 

abtin13

New member
این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
چون آب به جویبار و چون باد به دشت
هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
روزی که نیامده ست و روزی که گذشت
 

mw.ashel

New member
موی سپيد را فلکم آسان نداد / اين رشته را به نقد جوانی داده ام
 

abtin13

New member
این شعر یکی از بهترین مناظره های پروین اعتصامیه.چون زیاده همین یه بیت رو گذاشتم
محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست
 

abtin13

New member
هان ای دل عبرت بیناز دیده عبر کن هان
ایوان مداین را آیینه عبرت دان
 

abtin13

New member
گفتمش کشتی مرا بر گردنت خون من است
گفت از جان بگذرد آن کس که مفتون من است
 

abtin13

New member
دلم پر آتش و چشمم پر آب شد هر دو
دو خانه وقف تو کردم خراب شد هر دو
 

abtin13

New member
رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین
نه حق نه حقیقت نه شریعت نه یقین
اندر دو جهان کرا بود زهره این
 
بالا