nazanin91
New member
از خلاف آمد به طلب کام که من/کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردمیک دو روزی میگذارد یار من تنها مرا
وه! که هجرانمیکشد امروز یا فردا مرا
از خلاف آمد به طلب کام که من/کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردمیک دو روزی میگذارد یار من تنها مرا
وه! که هجرانمیکشد امروز یا فردا مرا
آنکه از سنبل او غالیه تابی دارد
باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد
آتش به زمستان ز گل سوری به
یک زشت وفادار به صد هوری به
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت........
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت........
تا شدم حلقه به گوش در میخانۀ عشق
هردم آید غمی از نو به مبارک بادم
ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسند
یار مهروی مرا نیز به من باز رسان
من و گذاشتی و بازم یه بار دیگه رفتی سفر
نمی دونم شاید سفر برای دردات مرهمه.......
من و گذاشتی و بازم یه بار دیگه رفتی سفر
نمی دونم شاید سفر برای دردات مرهمه.......
هیچ کس مارا نمی ارد به خاطر ای عجب
یاد عالم می کنیم اما فراموشیم ما
- - - Updated - - -
هیچ کس مارا نمی ارد به خاطر ای عجب
یاد عالم می کنیم اما فراموشیم ما
بچه ها خیلی بهم ریخته شد...
ای که دایم به خویش مغروری/ گر تو را عشق نیست معذوری
يك دانه ز تسبيح نماز سحرت را
يكبار به نام من محتاج بينداز....