من از نزدیکی دشت محبت نردبتنی کرده ام پیدا
که تا قصر خداهم پلکان دارد....................
در انجا دستهایم را به سویش با تمنا باز کردم
برایت بهترین را آرزو کردم....................
من از نزدیکی دشت محبت نردبانی کرده ام پیدا
که تا قصر خداهم پلکان دارد....................
در انجا دستهایم را به سویش با تمنا باز کردم
برایت بهترین را آرزو کردم....................
مزن بر سر ناتوان دست زور
که روزی بیفتی به پایش چو مور
واعظان کین جمله در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت می روند ان کار دیگر میکنند