مشاعره

bioelectric

Active member
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
 

ZOT

New member
تا خدا بنده نواز است به خلقم چه نیاز

میکشم ناز یکی تا به همه ناز کنم
 

bioelectric

Active member
من بی مایه که باشم که خریدار تو باشم
حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم
 

ZOT

New member
مسافر چون بود رهرو کدام است
که را گویم که او مرد تمام است
که شد بر سر وحدت واقف آخر
شناسای چه آمد عارف آخر
 

bioelectric

Active member
روم به جای دگر دل نهم به یار دگر
هوای یار دگر دارم و دیار دگر
وحشی بافقی
 

leylii

New member
روز ازل از کلک تو یک قطره سیاهی
بر روی مه افتاد که شد حل مسائل
 

سیدعلی

New member
یوسف ب رها شدن از چاه دل نبند
این بار میبرند که زندانیت کنند
فاضل نظری
 

leylii

New member
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آنست که مجنون باشی
 

pashmak

New member
یاری اندر کس نمیبینم یاران را چه شد / دوستی کی آخر امد دوستان داران را چه شد
 

leylii

New member
در چمن هر ورقی دفتر حالی دگرست
حیف باشد که ز کار همه غافل باشی
 

mehdi.sh

New member
یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض
پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت.
 
بالا