BioScientist
New member
فلک جز عشق محرابی ندارد
جهان بی خاک عشق آبی ندارد
نظامی
با س
سرو بلند من که به دادم نمی رسی
دستم اگر رسد به خدا می رسانمت
شهریار
با حرف م
فلک جز عشق محرابی ندارد
جهان بی خاک عشق آبی ندارد
نظامی
با س
زندگی آینه نیست که در آن مینگری
زندگی خاک ره است که از آن میگذری
پریش شهرضایی
با ب
سرو بلند من که به دادم نمی رسی
دستم اگر رسد به خدا می رسانمت
شهریار
با حرف م
تابش جان یافت دلم،واشد و بشکافت دلمبھار بود و تو بودی و عشق بود و امید
بھار رفت تو رفتی و ھر چھ بود گذشت
ایرج دهقان
با حرف ت
من رستم شعرم و تو سهراب منی
از خنجر من جان نبری جان پدر
سوزنی سمرقندی
با ذ
تابش جان یافت دلم،واشد و بشکافت دلم
اطلس نو بافت دلم،دشمن این ژنده شدم
مولوی
با گ
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیستگویند رمز عشق نگویید و نشنوید
در گوش ما نمی رود این پند و مند ها
علیرضا بدیع
با حرف د
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است
ادبیات دوم دبیرستان!!!!!!!!!!
با پ
پاییز عاشق است و راھی نمانده است
جز این که روز و شب بنشیند دعا کند
شاید اثر کند و خداوند فصل ھا
یک فصل را به خاطر او جا به جا کند
ع.بدیع
با حرف ک
کس در آن سلسله غیر از من و دلبند نبود
یک گرفتار از آن جمله که هستند نبود
وحشی بافقی
با ظ
صفایی به دست آوری خیره روی
که ننمایند آیینه ی تیره روی
ج
جان دادم و فارغ شدم از محنت هجران
یعنی که زشبهای دگر بهترم امشب
ن
چو بشکفد ز لبت غنچه های پاک دعا
تورا به فاطمه سوگند التماس دعا