مشاعره..... با حرفی که نفر قبلیت میگه شعر بگو.. برای نفر بعدیت یه حرف بگو

Rainy Lady

New member
رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

راهي بجز گريز برايم نمانده بود

اين عشق آتشين پر از درد بي اميد

در وادي گناه و جنونم کشانده بود

ج
 

shiny

New member
جمیله است عروس جهان ولی هشدار

که این مخدره در عقد کس نمی آید

ف
 

abtin13

New member
فارغ دل آن کسی که مانند حباب
هم در سر میخانه سرانداز شود
ش


- - - Updated - - -

فارغ دل آن کسی که مانند حباب
هم در سر میخانه سرانداز شود
ش
 

shiny

New member
شکر شکن شوند همه طوطیان هند

زین قند پارسی که به بنگاله میرود

و

- - - Updated - - -

شکر شکن شوند همه طوطیان هند

زین قند پارسی که به بنگاله میرود

و
 

abtin13

New member
وقت است کز فراق تو وز سوز اندرون
آتش درافکنم به همه رخت و بخت خویش

ی
 

shiny

New member
یاد باد آنکه زما وقت سحر یاد نکرد

به وداعی دل غم دیده ما شاد نکرد

د
 

zErOOn3

Well-known member
دیوونه دیوونه ... دیوونه رو نیگا کن ... ببین چــ خوبــه حالش ... (نم دونوم چیلا همیشه (ها) ایـ اولژ همه میادندی: ذهنکی یادکی)

تو این دو روزه دنیا ... الباقی رو نم دونوم (شاید همون مصرع بالا باوشه)

:a2d3:

SLM
 

abtin13

New member
در دست هر که هست ز خوبی قراضه‌هاست
آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست

ک


- - - Updated - - -

در دست هر که هست ز خوبی قراضه‌هاست
آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست

ک
 

shiny

New member
كاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها
دل پر از صحبت اين شاعر كاشاني بود

ر

- - - Updated - - -

كاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها
دل پر از صحبت اين شاعر كاشاني بود

ر
 

abtin13

New member
رفقا خاطر خود شاد بدارید و ره غم مسپارید و گل و لاله بیارید و به هر سو بگذارید، که یک بار دگر فصل بهار آمد و نوروز درآمد ز در و کرد طبیعت هنر و ابر برآورد سر و ریخت ز باران گهر و سبز شد از نو شجر و داد نوید ثمر و گشت چنان جلوه‌گر و یافت جهان زیب و فر و لطف و صفایی دگر و کرد غم از دل به در و می‌ دهدت باد بهاری خبر از طی شدن فصل زمستان
ز


- - - Updated - - -

رفقا خاطر خود شاد بدارید و ره غم مسپارید و گل و لاله بیارید و به هر سو بگذارید، که یک بار دگر فصل بهار آمد و نوروز درآمد ز در و کرد طبیعت هنر و ابر برآورد سر و ریخت ز باران گهر و سبز شد از نو شجر و داد نوید ثمر و گشت چنان جلوه‌گر و یافت جهان زیب و فر و لطف و صفایی دگر و کرد غم از دل به در و می‌ دهدت باد بهاری خبر از طی شدن فصل زمستان
ز
 

farnaz55

New member
زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است
تا در آن دوست نباشد همه دلها بسته است
ف
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: shiny

abtin13

New member
فغان که آن مه نامهربان مهرگسل
به ترک صحبت یاران خود چه آسان گفت
ک
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: shiny

shiny

New member
کاش در دهکده عشق فراوانی بود

زیر بازار محبت کمی ارزانی بود

ز
 

abtin13

New member
زنبور شهد جانت هر چند ناپدید است
شش خانه‌های او بین از شهد پر نهاده
پ
 

shiny

New member
پیراهنی که آید از او بوی یوسفم

ترسم برادران غیورش قبا کنند

ل
 

abtin13

New member
لاجرم صید دلی در همه شیراز نماند
که نه با تیر و کمان در پی او تاخته‌ای
ی


- - - Updated - - -

لاجرم صید دلی در همه شیراز نماند
که نه با تیر و کمان در پی او تاخته‌ای
ی
 

SH!LA

New member
یا رب چه ها به سینه این خاکدان دراست

کس نیست واقف این همه راز نهفته را


( داغ لاله - شهـریـــار )


" ت "
 

abtin13

New member
ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی
که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت
ق


- - - Updated - - -

ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی
که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت
ق
 

SH!LA

New member
قرض است کارهای بدت نزد روزگار

یک روز اگر ز عمر تو ماند ادا کند


" گ "
 

abtin13

New member
گر چئکه تیغ جفاسین هر دم او شاهد منه
من شهید عشق اولام جمله جهان شاهد منه
ن
 
بالا