mohammad63
Well-known member
در زمستانی سرد، کلاغی برای جوجه هایش غذا پیدا نمی کرد و به ناچار از گوشت تنش میکند و به جوجه هایش می داد تا آنها زنده بماند.
زمستان که تمام شد، کلاغ مرد. بعد از مرگ مادر، جوجه هایش گفتند: چه خوب شد که مرد؛ خسته شده بودیم از این غذای تکراری!!!!
"این است واقعیت روزگاری تلخ"
به من سر بزنید. نقطه. سر خط ...MOHAMMADGOLALI
زمستان که تمام شد، کلاغ مرد. بعد از مرگ مادر، جوجه هایش گفتند: چه خوب شد که مرد؛ خسته شده بودیم از این غذای تکراری!!!!
"این است واقعیت روزگاری تلخ"
به من سر بزنید. نقطه. سر خط ...MOHAMMADGOLALI