فقط برای خداوند...

M@RY@M

New member
خدای خوبم...دلم میخواد هرچی که تا حالا خودم ساختم و دارم,ازم بگیری و خراب کنی..
دلم میخواد همه چی رو خودت از نو برام بسازی...
نمیخوام از دستای کسی غیر از تو چیزی بگیرم...
کمکم کن و این راه رو دوباره خودت برام بساز..
 

hamidehjoon

New member
میگن بدی های دیگران رو به خاطر خوبی هاشون ببخشید
اگر خوبی ندارند به خوبی خودتون ببخشید
اگر شما هم ندارید به خاطر بدی هاتون ببخشید که محتاج بخشش خداست
ببخشیم تا بخشیده شویم
 

ROJO

New member
خدایا
دوستم چقد به من کمک میکنه، ولی اون یه مشکلی سر راهشه من نمیتونم کمکش کنم، خودت کمکش کن که فقط خودت میتونی، فقط...
 

TUMS

Well-known member


خدا : بنده ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است .
بنده : خدايا ! خسته ام ، نمي توانم .
خدا : بنده ي من ، دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر بخوان .
بنده : خدايا ! خسته ام برايم مشکل است نيمه شب بيدار شوم .
خدا : بنده ي من قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان .
بنده : خدايا ! سه رکعت زياد است .
خدا : بنده ي من فقط يک رکعت نماز وتر بخوان .
بنده : خدايا ! امروز خيلي خسته ام ! آيا راه ديگري ندارد ؟
خدا : بنده من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله .
بنده : خدايا ! در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد !
خدا : بنده ي من همانجا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله .
بنده : خدايا ! هوا سرد است ! نميتوانم دستانم را از زير پتو در بياورم .
خدا : بنده ي من در دلت بگو يا الله ما نماز شب برايت حساب ميکنيم .
بنده اعتنايي نمي کند و مي خوابد .
خدا : ملائکه ي من ! ببينيد من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابيده است چيزي به اذان صبح نمانده ، او را بيدار کنيد دلم برايش تنگ شده است امشب با من حرف نزده .
ملائکه : خداوندا ! دوباره او را بيدار کرديم ، اما باز خوابيد .
خدا : ملائکه ي من در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست .
ملائکه : پروردگارا ! باز هم بيدار نمي شود !
خدا : اذان صبح را مي گويند هنگام طلوع آفتاب است اي بنده ي من بيدار شو نماز صبحت قضا مي شود خورشيد از مشرق سر بر ميآورد .
ملائکه : خداوندا ! نمي خواهي با او قهر کني ؟
خدا : او جز من کسي را ندارد ... شايد توبه کرد ...
بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری .
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: mohana

TUMS

Well-known member

به دنبال خدا نگرد .
خدا در دیر و بتکده و مسجد نیست ...
لابلای کتاب های کهنه نیست ...
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دوری از انسانها نگرد ...
آنجا نیست ...
خدا در دستی است که به یاری می گیری ...
در قلبی است که شاد می کنی ،
در لبخندی است که به لب می نشانی ...
در فاصله نفس های من و توست که به هم آمیخته ...
در قلبیست که برای تو می تپد ...
در میان گرمای دستان ماست که به هم پیچیده ...
خدا اینجاست همسفر مهربان من
 

tkia

New member
خدایا خودت می دونی 6/6/92چقدازت دلگیر و ناراحت شدم(هنوزم باورم نمیشه که با تمام تلاشی که برای ارشد داشتم،قبول نشدم:sad:sad:sad::sad:) اماااااااااااااااا بازم شکررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررت
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Artmis.a

لبخند

New member
خدایا خودت می دونی 6/6/92چقدازت دلگیر و ناراحت شدم(هنوزم باورم نمیشه که با تمام تلاشی که برای ارشد داشتم،قبول نشدم:sad:sad:sad::sad:) اماااااااااااااااا بازم شکررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررت

me2.......
 

بانو

New member
خدایا خودت می دونی 6/6/92چقدازت دلگیر و ناراحت شدم(هنوزم باورم نمیشه که با تمام تلاشی که برای ارشد داشتم،قبول نشدم:sad:sad:sad::sad:) اماااااااااااااااا بازم شکررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررت
منم داغون شدم ولی آدم با اهداف و ارزوهاش زندس .حالم بهتر شده چون ذهنم شده پر هدف جدید
بازم میخونم عیب نداره

خدایا ............
 

asal 92

New member
[h=5]‏خدا را صدا کن تنها خداست که میماند
[/h][h=5] و من خدایی دارم که هیچگاه مرا فراموش نمیکند،
او که مرا دوست دارد وبهترینها را برایم میخواهد،
خداییکه لحظه ای مرا بحال خود وا نمیگذارد
وهمیشه در کنار من است حتی لحظاتی که
سرشار از معصیتم وگناه وجودم را فراگرفته است....
خداییکه میبخشد بی منت، به منتهایی بزرگیش
و نعمت میدهد بی اندازه، به بی کرانگی مهربانیش.
آری این زبان من است که رسوا شده ی این خدای بزرگ است.
بارالها! تو تنها دارایی من هستی و براستی که ثروتمندم وبی نیاز از غیر تو.
هرگز از رحمت تو نامید نخواهم شد،
چون به یقین میدانم دوستم داری...



[/h]
 

saeideh

New member
خدا را صدا کن تنها خداست که میماند


و من خدایی دارم که هیچگاه مرا فراموش نمیکند،
او که مرا دوست دارد وبهترینها را برایم میخواهد،
خداییکه لحظه ای مرا بحال خود وا نمیگذارد
وهمیشه در کنار من است حتی لحظاتی که
سرشار از معصیتم وگناه وجودم را فراگرفته است....
خداییکه میبخشد بی منت، به منتهایی بزرگیش
و نعمت میدهد بی اندازه، به بی کرانگی مهربانیش.
آری این زبان من است که رسوا شده ی این خدای بزرگ است.
بارالها! تو تنها دارایی من هستی و براستی که ثروتمندم وبی نیاز از غیر تو.
هرگز از رحمت تو نامید نخواهم شد،
چون به یقین میدانم دوستم داری...




بارالها! تو تنها دارایی من هستی.

به یقین میدانم دوستم داری...

 

ROJO

New member
دلم می خواست همه چیز را درباره ی خدا بدانم....

در جست و جوی خدا،به سراغ نشانه های او ،
در میان آفریده هایش رفتم:



از خودم پرسیدم((راستی خدا صبح ها چه کار می کند؟))

احساس کردم که پاسخم در لابه لای بوی
شبنم صبحگاهی چمن زار
به مشامم می رسد



به این فکر کردم که خدا شب ها کجاست؟

و چیزی که احساس کردم،گرما و آرامش رخت خوابم بود.



از خودم پرسیدم:((آیا خدا لطیف است؟))

و پرواز پروانه ای را در آسمان دیدم.



از خودم پرسیدم:((آیا خدا قدرتمند است؟))

صدای غرش امواج اقیانوس در گوشم پیچید.



به این فکر کردم که وقتی خدا لبخند میزند،دنیا چگونه میشود؟

همان موقع چشمم به برف هایی افتاد
که زیر تابش نور خورشید می درخشید.



دلم می خواست بدانم آیا خدا موسیقی دوست دارد؟

صدایی شنیدم که در یک غروب تابستانی از سوی برکه می آمد.



از خودم پرسیدم:((آیا خدا هنر را دوست دارد؟))

تارهایی را دیدم که عنکبوتی در زیرزمین خانه ی عمویم تنیده بود.



دلم می خواست بدانم خدا چه رنگ هایی را دوست دارد؟

با بچه هایی دوست شدم که هرکدام از یک نژاد بودند
و پوستشان به یک رنگ بود:سفید،سرخ،زرد و ...



به این فکر کردم که آیا انسان هایی که خدا آفریده،به هم وفا دارند؟

دوستم به من اعتماد کرد و رازی را با من در میان گذاشت.



از خودم پرسیدم:((آیا خدا برای ما ارزشی قائل است؟))

دختربچه ای مدادشمعی هایش را با من قسمت کرد.



به این فکر کردم که عشق خدا،چه احساسی را در من ایجاد می کند؟

مادربزرگم ،دست هایش را باز کرد و من را در آغوش گرم خود گرفت.

دلم می خواست بدانم که خدا دوست دارد به چه جاهایی سر بزند؟

احساس کردم کسی در خانه ی قلبم را می زند.



حالا هروقت می خواهم خدا را پیدا کنم،
دقیقا می دانم کجا دنبالش بگردم...
 

TUMS

Well-known member
آقا به دادم ميرسي !؟

اي راهب كليسا كمتر بزن به ناقوس

خاموش كن صدا را ، نقاره ميزند طوس

آيا مسيح ايران كم داده مرده را جان

بردار جان خود را با ما بيا به پابوس

آنجا كه خادمينش از روي زائرينش

گرد سفر بگيرند با بال ناز طاووس
 

tkia

New member
بچه ها چرا خدا به دادم نميرسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 

hamidehjoon

New member
بچه ها چرا خدا به دادم نميرسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خداوند در بی نهایت خوبیهاست
داد از او گیرید در بی نهایت ها
خدایت به قدر نیازت فرود می آید مگذار بی نهایت به اندازه ظرف خالی نیازهایت تنزل یابد
گاه خداوند تو را از دور می پاید وتوفکر می کنی تو را تنها گذاشته است شاید دوقدم جلوتر شاید ده قدم بالاخره اورامی یابی و می دانی چگونه بی انکه بدانی از دور به دادت رسیده است.......
 

_30min_

New member
خدایااااااا باورم نمیشه اینقدر حوامو داری...
دوست دارم
خدایا دنیامو پر از وجود خودت کن ...
 

varia

Well-known member
همه شب نماز خواندن*همه روز ،روزه رفتن

همه ساله از پی *حج سفر حجاز کردن

زمدینه تا به کعبه*سر وپابرهنه رفتن

دو لب از برای لبیک*به گفته باز کردن

شب جمعه ها نخفتن*به خدای راز گفتن

ز وجود بی نیازش *طلب نیاز کردن

به مساجد و معابد* همه اعتکاف کردن

ز ملاهی و مناهی *همه احتراز کردن

پی طاعت الهی *به زمین جبین نهادن

گه و گه به آسمان ها* سر خود فراز کردن

به مبانی طریقت*به خلوص راه رفتن

ز مبادی حقیقت *گذر از مجاز کردن

به خدا قسم که هرگز* ثمرش چنین نباشد

که دل شکسته ای را *به سرور شاد کردن

به خدا قسم که کس را *ثمر آنقدر نبخشد

که به روی ناامیدی * در بسته باز کردن

 
بالا