parnian24
New member
بشنو از من كه ز شبكاری اینجا گویم
از شلوغی و نفس گیری شبها گویم
از اسید اوریك و cbc و هماچوری
از كراتینین دستگاهی و قند فوری
از پلاكتهای پیدرپی و كشت ادرار
از بیلیروبین پر حادثه و پر تكرار
از dnaz منو باند و HLA تایپینگ
پیگیریهای جواب كشت بعد از واشینگ
تا خود صبح جواب تلفن باید داد
زنگ در پشت سر هم كه نموده بیداد
ICU نمونه دارند 2ساعت یكبار
هشت بار پیج شدم برای یك CPR
اوره هایم چو شب پیش پایین میخواند
قندهایم كه همواره همین میخواند
سمپلرها مكش نصفه و نیمه دارند
سوسكها مثل خودم تا خود صبح بیدارند
ABG هنگ نموده است كالیبریشن نیست
اثری از Pco2 و اكسیژن نیست
كامپیوتر همه پیغام خطا دارد وبس
ورژن و هارد ندارد نما دارد وبس
تست هایم چو تمام گشت و من خوابیدم
باز هم خواب بلادكالچر و میكروب دیدم
تازه چشمم كمكی گرم شدو خوابش برد
تلفن زنگ زدو پیام نرمی آورد
انترن بخش روانم معذرت خواهم
جواب CBCیك ماه پیش میخواهم
در جوابش چه صمیمانه و خوشرو گفتم
صبح تشریف بیارین كه من آشفتم
باز خوابیدم وناگه كسی بر در میكوفت
زنگ میزد چه هراسانه وبرسر میكوفت
مثل اسپند پریدم و دو در بگشودم
نسخه CBC و U.A اورژانس دیدم
كار اورژانس OKشد كه خوابم آمد
به دلم گفتم تمام شد؟ جوابم آمد
باز هم زنگ زدند پشت هم و پر خواهش
در گشودم و شدم شوكه از این آزمایش
نسخه از بخش زنان بود نه از زایشگاه
همكار محترم بنده در آزمایشگاه:
از گروه Oمنفی كه از آن آگاهم
15 واحد اورژانس پكسل خواهم
گیج گشتم كمكی ملاج من درد گرفت
فشارم افت نمود و عرقی سرد گرفت
خلاصه پكسلها را كه كراسمچ كردم
خوردم آنگاه چه بی علاقه شام سردم
بازهم زنگ زدند و بدنم بی جان بود
تست های شیش صبح بخش نوزادان بود
صبح شد من عصبانی و پر از غم بودم
خسته و كوفته و در هم و بر هم بودم
گفتم آخر این چه وضعی است كه ماهاداریم ؟
شیفت شب داریم وتا خود سحر بیداریم
آقای رئیس به من گفت چه خونسردانه:
2تا شب بیشتر ندارید شما ماهانه
شیفت شب جای خرامیدن و خوابیدن نیست
وقت آگاهی و هشیاری وهم بیداریست
گفتم آقای رئیس حرف شما خوب قبول
ولی این خاطر من یك كمكی گشته ملول
ما گرفتار دورنجیم یكی از غیر است
دیگری از خود ماهاست نه از لاغیر است
همچو پروانه به كنج قفسی محبوسیم
جای خود گرم نشستیم و به خود می سوزیم
اسمان دلمان سرد و غبارالود است
در سكوتیم . كه تقدیر جهان این بوده است
كاهش ساعت كاری زحقوق ماهاست
سختی كارگرفتن به نگاهی پیداست
نه صدایی نه غریوی نه نوای گله ها
همه لبخند به لب در دلمان ولوله ها
خود من گر نبوم فكر خودم این درداست
كنده آتش نگرفته است كماكان سرد است
كارمان قهرو سكوت است نه فریاد و غریو
خودمان محو تماشای شماهای شریف
سی امین روز بهاراست ولی پاییز است
روز روز من وتو مثل شب جالیز است
تواگر در طلب حق خودت برخیزی
خنده سبز بهار است به هر پاییزی
نوبت ما كه شده رسم حقیقت گم شد
كارمان سخت ولی اسم حقیقت گم شد
در سكوتیم ولی از همه چیز اگاهیم
ناله از ظلم براریم عدالتخواهیم
چو یكی اجیر بی اجر ومواجب هستیم
در سكوتیم . و مشغول . مراقب هستیم
كم گرفتیم چو خود را كه فرودست شدیم
به امید سر آبی كه سراب است شدیم
دلمان در طپش فاصله ها محبوس است
جانمان مثل غریقی كه به اقیانوس است
این سخنها كه سرودم همه كم كاری ماست
ظلم كردیم به خود در كش و قوسی كه پاست
ان دگر ظلم كه برماشده از بیگانه است
چون غریب است . زكار من وتو بیگانه است
ماكه هروقت و همه وقت سراپاهوشیم
چوپزشكان و پرستار چنین می كوشیم
ما كه از همسر و فرزند و جوانی زده ایم
ما كه هر لحظه جهاد همگانی زده ایم
ما كه در معرض اماج عفونتهاییم
عاری از شعبده بازی مصونتهاییم
تا مریضی به سلامت برسد بركاریم
گر چه نادیده شده ایم ولی بیداریم
در به روی شعف و عشق و تفنن بستیم
گرچه در زیر زمینیم ولی ما هستیم
اگر او گرم مریض است نه ما بی عاریم
این گزاف است كه او كاری و ما بی كاریم
اگر او گرم مریض است منم در رنجم
اگر او در تب و تاب است منم اسپنجم
اگر او بر سر بیمار دلش خونین است
كار ما سنجش BK به تن چركین است
اگر او بر سر بیمار نمی آرامد
كار ما كرده تلاش همه را كار آمد
اگر او بر سر بیمار چنین بی حس است
كار ما سنجش HIV وHBS است
اگر او بر سر بیمار دلش خونین است
چشم ما خون ز اسید نیتریك و فرمالین است
اگر او بر سر بیمار هراسان بوده است
کار ما كشت و پاساژ LP آلوده است
اگر او بر سر بیمار خودش بیدار است
كار ما چكاپ بی حد همان بیمار است
اگر او در دمش اعجاز مسیحا دارد
در دم ما آلدءیدهای روان جا دارد
ما گناهی كه نكردیم ولی محكومیم
كاهش ساعت كاری كه شده محرومیم
شعر من قطره ای از لایتناه دریاست
كارمان سخت ولی سختی كارم رویاست
پای دل لنگ و دلم تنگ و جهانی سنگ است
دل من بهر یكی جرعه عدالت تنگ است
از وبلاگ محسن آزاد:riz304:
از شلوغی و نفس گیری شبها گویم
از اسید اوریك و cbc و هماچوری
از كراتینین دستگاهی و قند فوری
از پلاكتهای پیدرپی و كشت ادرار
از بیلیروبین پر حادثه و پر تكرار
از dnaz منو باند و HLA تایپینگ
پیگیریهای جواب كشت بعد از واشینگ
تا خود صبح جواب تلفن باید داد
زنگ در پشت سر هم كه نموده بیداد
ICU نمونه دارند 2ساعت یكبار
هشت بار پیج شدم برای یك CPR
اوره هایم چو شب پیش پایین میخواند
قندهایم كه همواره همین میخواند
سمپلرها مكش نصفه و نیمه دارند
سوسكها مثل خودم تا خود صبح بیدارند
ABG هنگ نموده است كالیبریشن نیست
اثری از Pco2 و اكسیژن نیست
كامپیوتر همه پیغام خطا دارد وبس
ورژن و هارد ندارد نما دارد وبس
تست هایم چو تمام گشت و من خوابیدم
باز هم خواب بلادكالچر و میكروب دیدم
تازه چشمم كمكی گرم شدو خوابش برد
تلفن زنگ زدو پیام نرمی آورد
انترن بخش روانم معذرت خواهم
جواب CBCیك ماه پیش میخواهم
در جوابش چه صمیمانه و خوشرو گفتم
صبح تشریف بیارین كه من آشفتم
باز خوابیدم وناگه كسی بر در میكوفت
زنگ میزد چه هراسانه وبرسر میكوفت
مثل اسپند پریدم و دو در بگشودم
نسخه CBC و U.A اورژانس دیدم
كار اورژانس OKشد كه خوابم آمد
به دلم گفتم تمام شد؟ جوابم آمد
باز هم زنگ زدند پشت هم و پر خواهش
در گشودم و شدم شوكه از این آزمایش
نسخه از بخش زنان بود نه از زایشگاه
همكار محترم بنده در آزمایشگاه:
از گروه Oمنفی كه از آن آگاهم
15 واحد اورژانس پكسل خواهم
گیج گشتم كمكی ملاج من درد گرفت
فشارم افت نمود و عرقی سرد گرفت
خلاصه پكسلها را كه كراسمچ كردم
خوردم آنگاه چه بی علاقه شام سردم
بازهم زنگ زدند و بدنم بی جان بود
تست های شیش صبح بخش نوزادان بود
صبح شد من عصبانی و پر از غم بودم
خسته و كوفته و در هم و بر هم بودم
گفتم آخر این چه وضعی است كه ماهاداریم ؟
شیفت شب داریم وتا خود سحر بیداریم
آقای رئیس به من گفت چه خونسردانه:
2تا شب بیشتر ندارید شما ماهانه
شیفت شب جای خرامیدن و خوابیدن نیست
وقت آگاهی و هشیاری وهم بیداریست
گفتم آقای رئیس حرف شما خوب قبول
ولی این خاطر من یك كمكی گشته ملول
ما گرفتار دورنجیم یكی از غیر است
دیگری از خود ماهاست نه از لاغیر است
همچو پروانه به كنج قفسی محبوسیم
جای خود گرم نشستیم و به خود می سوزیم
اسمان دلمان سرد و غبارالود است
در سكوتیم . كه تقدیر جهان این بوده است
كاهش ساعت كاری زحقوق ماهاست
سختی كارگرفتن به نگاهی پیداست
نه صدایی نه غریوی نه نوای گله ها
همه لبخند به لب در دلمان ولوله ها
خود من گر نبوم فكر خودم این درداست
كنده آتش نگرفته است كماكان سرد است
كارمان قهرو سكوت است نه فریاد و غریو
خودمان محو تماشای شماهای شریف
سی امین روز بهاراست ولی پاییز است
روز روز من وتو مثل شب جالیز است
تواگر در طلب حق خودت برخیزی
خنده سبز بهار است به هر پاییزی
نوبت ما كه شده رسم حقیقت گم شد
كارمان سخت ولی اسم حقیقت گم شد
در سكوتیم ولی از همه چیز اگاهیم
ناله از ظلم براریم عدالتخواهیم
چو یكی اجیر بی اجر ومواجب هستیم
در سكوتیم . و مشغول . مراقب هستیم
كم گرفتیم چو خود را كه فرودست شدیم
به امید سر آبی كه سراب است شدیم
دلمان در طپش فاصله ها محبوس است
جانمان مثل غریقی كه به اقیانوس است
این سخنها كه سرودم همه كم كاری ماست
ظلم كردیم به خود در كش و قوسی كه پاست
ان دگر ظلم كه برماشده از بیگانه است
چون غریب است . زكار من وتو بیگانه است
ماكه هروقت و همه وقت سراپاهوشیم
چوپزشكان و پرستار چنین می كوشیم
ما كه از همسر و فرزند و جوانی زده ایم
ما كه هر لحظه جهاد همگانی زده ایم
ما كه در معرض اماج عفونتهاییم
عاری از شعبده بازی مصونتهاییم
تا مریضی به سلامت برسد بركاریم
گر چه نادیده شده ایم ولی بیداریم
در به روی شعف و عشق و تفنن بستیم
گرچه در زیر زمینیم ولی ما هستیم
اگر او گرم مریض است نه ما بی عاریم
این گزاف است كه او كاری و ما بی كاریم
اگر او گرم مریض است منم در رنجم
اگر او در تب و تاب است منم اسپنجم
اگر او بر سر بیمار دلش خونین است
كار ما سنجش BK به تن چركین است
اگر او بر سر بیمار نمی آرامد
كار ما كرده تلاش همه را كار آمد
اگر او بر سر بیمار چنین بی حس است
كار ما سنجش HIV وHBS است
اگر او بر سر بیمار دلش خونین است
چشم ما خون ز اسید نیتریك و فرمالین است
اگر او بر سر بیمار هراسان بوده است
کار ما كشت و پاساژ LP آلوده است
اگر او بر سر بیمار خودش بیدار است
كار ما چكاپ بی حد همان بیمار است
اگر او در دمش اعجاز مسیحا دارد
در دم ما آلدءیدهای روان جا دارد
ما گناهی كه نكردیم ولی محكومیم
كاهش ساعت كاری كه شده محرومیم
شعر من قطره ای از لایتناه دریاست
كارمان سخت ولی سختی كارم رویاست
پای دل لنگ و دلم تنگ و جهانی سنگ است
دل من بهر یكی جرعه عدالت تنگ است
از وبلاگ محسن آزاد:riz304: