زیباترین جمله دکتر شریعتی ازدید شما

mahsa.

New member
دوستان ممنون میشم هرکس هرکدوم از جملات دکترو که دوست داره اینجا برامون بنویسه.
 

mahsa.

New member
[FONT=&quot]آدمهای ساده را دوست دارم[/FONT][FONT=&quot]

.همان ها که بدی هیچ ﮐس را باور
ندارند. همان ها که برای همه
لبخند
دارند. همان ها که همیشه هستند،
برای همه هستند.
آدمهای ساده را
باید مثل یک تابلوی نقاشی
ساعتها تماشا کرد؛
عمرشان کوتاه است.
بسکه هر کسی از راه می رسد
یا ازشان سوءاستفاده می کند یا
زمینشان میزند
یا درس ساده نبودن بهشان می دهد.
آدم های ساده را دوست دارم.
بوی ناب
“آدم” می دهند[/FONT]
 

mahsa.

New member
[FONT=&quot]همواره روحی مهاجر باش به سوی م[/FONT][FONT=&quot][/FONT][FONT=&quot]بدا به سوی آنجا که بتوانی انسانتر باشی[/FONT][FONT=&quot]
و از انچه که هستی و هستند فاصله بگیری این رسالته دائمی توست[/FONT]
 

bio 2014

New member
اما چه رنجي است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كوير است
 

bio 2014

New member
بگذار هرکجا تنفراست بذرعشق بکارم
هرکجا آزادگی هست ببخشایم
وهر کجا غم هست شادی نثار کنم
الهی توفیقم ده که بیش ازطلب همدلی همدلی کنم
بیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم
زیرا در عطا کردن است که ستوده می شویم
و در بخشیدن است که بخشیده می شویم
 

globe

New member
سپاسگزار معلمی هستم که به من اندیشیدن بیاموزد نه اندیشه ها را.
 

..eli

New member
غریب است دوست داشتن،

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

تقصیر از ما نیست؛

تمامی قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند...
 

..eli

New member
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من در انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی او تمام شد
من آغاز شدم
و چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن
مثل تنها مردن
 

..eli

New member
زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند... ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر... مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي...
براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني...
در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ...
اوكتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ... او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني ... او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ... او بي خوابي مي كشد و تو
خواب حوريان بهشتي را مي بيني ... او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر
 

..eli

New member
خدایا هر که را عقل دادی ، چه ندادی؟ و هر که را عقل ندادی ، چه دادی؟؟؟
 

biochemista

New member
خدایا رحمتی کن که ایمان نام و نان برایم نیاورد.قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم.

خدایا چگونه زندگی كردن را تو به من بیاموز .چگونه مردن را خود خواهم آموخت.

خداوندا تو می دانی كه انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است. چه زجری می كشد آنكس كه انسان است و از احساس سرشار است.
 
آخرین ویرایش:

biochemista

New member
شگفتا! وقتی که بود نمی دیدم،
وقتی می‌خواند نمی شنیدم...
وقتی دیدم که نبود...
وقتی شنیدم که نخواند...!

چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای سرد وزلال،
در برابرت، می جوشد و می خواند و می نالد،
تشنه آتش باشی و نه آب ...

و چشمه که خشکید،
چشمه از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد
و به هوا رفت،
و آتش، کویر را تافت
و در خود گداخت
و از زمین آتش روئید
و از آسمان بارید

تو تشنه آب گردی و نه تشنه آتش،
و بعد ِعمری گداختن
از غم ِنبودن کسی که،
تا بود،
از غم نبودن تو می‌گداخت.
 

biochemista

New member
این هم یک شعر زیبا از دکتر عزیز

پوپکم، پوپک شیرین سخنم!
این همه غافل
از این شاخه به آن شاخه مپر

اینهمه قصه شوم از کس و ناکس مشنو

غافل از دام هوس
اینهمه دربر هر ناکس و هرکس منشین

پوپکم، پوپک شیرین سخنم!
تویی آن شبنم لغزنده گلبرگ امید

من از آن دارم بیم
کین لجنزار تو را پوپکم آلوده کند

اندر این دشت مخوف
که تو آزادیش ای پوپک من می خوانی
زیر هر بوته گل
لب هر جویه آب
پشت آن کهنه فسونگر دیوار
که کمین کرده ترا زیر درختان کهن
پوپکم! دامی هست

گرگ خونخوارهء بدکارهء بدنامی هست

سالها پیش دل من، که به عشق ایمان داشت
تا که آن نغمه جانبخش تو از دور شنید
اندر این مزرع آفت زدهء شوم حیات
شاخ امیدی کشت

چشم بر راه تو بودم
که تو کی میآیی

بر سر شاخه سرسبز امید دل من
که تو کی میخوانی؟

پوپکم! یادت هست؟
در دل آن شب افسانه‌ای مهتابی
که بر آن شاخه پریدی
لحظه‌ای چند نشستی
نغمه‌ای چند سرودی
گفتم: این دشت سیه خوابگه غولان است
همه رنگ است و ریا
همه افسون و فریب
صید هم چون تویی، ای پوپک خوش پروازم
مرغ خوش خوان و خوش آوازم
به خدا آسان است

این همه برق که روشنگر این صحراهست
پرتو مهری نیست
نور امیدی نیست

آتشین برق نگاهی ز کمینگاهی است
همه گرگ و همه دیو
در کمین تو و زیبایی تو
پاکی و سادگی و خوبی و رعنایی تو

مرو ای مرغک زیبا که به هر رهگذری
همه دیو اَند کمین کرده، نبینند تو را
دور از دست وفا، پنهان از دیده عشق
نفریبند تو را، نفریبند تو را...

احتمالا پوپک یک انسان نورسیده بی آلایشی است که دکتر به کمک آن در آینده امید بسته اما در عین حال نگران از اینکه به زشتی های روزگار آلوده شود، شاید هم استعاره از فرزندانش هست.
 
آخرین ویرایش:

ZOT

New member
به نظر من جملاتی که دلایل برتری دوست داشتن بر عشق رو بیان می کنن زیبا هستن یکیش هم اینه : "عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است ، اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار و سرشار از نجابت"

و جملاتی که آخرش گفتن " نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست. فاطمه، فاطمه است."
 

mahsa.

New member
[FONT=&quot] انها(دشمنان)از فهمیدن تو می ترسند.از گاو که گنده تر نمیشوی می دوشنت و از[/FONT][FONT=&quot] اسب[/FONT][FONT=&quot]
که دونده تر نمیشوی سوارت میشوند و از خر که قوی تر نمیشوی بارت میکنند. انها از
فهمیدن تو میترسند [/FONT]
 

mahsa.

New member
[FONT=&quot]خدایا:[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT][FONT=&quot]به من توفیق تلاش در شکست[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]
[/FONT][FONT=&quot]
صبر در نومیدی[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT][FONT=&quot]
رفتن ، بی همراه[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT][FONT=&quot]
جهاد، بی سلاح[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT][FONT=&quot]
کار، بی پاداش[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT][FONT=&quot]
فداکاری ، در سکوت[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT][FONT=&quot]
دین ، بی دنیا[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT][FONT=&quot]
مذهب ، بی عوام
[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT][FONT=&quot]عظمت ، بی نام[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT][FONT=&quot]
خدمت ، بی نان[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT][FONT=&quot]
ایمان ، بی ریا[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT][FONT=&quot]
خوبی ، بی نُمود[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT][FONT=&quot]
گستاخی ، بی حامی
[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT][FONT=&quot]عشق ، بی هوس[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT][FONT=&quot]
تنهائی ، در انبوه جمعیت[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT][FONT=&quot]و[/FONT][FONT=&quot]
دوست داشتن ، بی آنکه دوست بدارند ...[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT][FONT=&quot]روزی کن[/FONT][FONT=&quot] ![/FONT]
 
زن عشق می کارد و کینه درو میکند
میتواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی......
دیه اش نصف دیه توست ومجازات زنایش با تو برابر.......
برای ازدواجش درهر سنی اجازه لازم است و تو هر زمان بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی.....
در محبسی بنام بکارت زندانیست و تو....
او کتک میخورد وتو محاکمه نمیشوی....
او میزاید و تو برای فرزندش نام انتخاب میکنی....
او درد میکشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد....
او بی خوابی میکشد و تو خواب حوریان بهشتی را میبینی ..
او مادر میشود و همه جا میپرسند نام پدر......
 
بالا