OMID2010
New member
يكي از كشاورزان منطقه اي، هميشه در مسابقه ها، جايزه بهترين غله را به دست مي آورد و به عنوان كشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همكارانش، علاقه مند شدند راز موفقيتش را بدانند. به همين دليل، او را زير نظر گرفتند و مراقب كارهايش بودند. پس از مدتي جستجو، سرانجام با نكته عجيب و جالبي روبرو شدند. اين كشاورز پس از هر نوبت كِشت، بهترين بذرهايش را به همسايگانش مي*داد و آنان را از اين نظر تأمين ميكرد. بنابراين، همسايگان او مي بايست برنده مسابقه ها مي شدند نه خود او!
كنجكاويشان بيشتر شد و كوشش علاقه مندان به كشف اين موضوع كه با تعجب و تحير نيز آميخته شده بود، به جايي نرسيد. سرانجام، تصميم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از اين راز عجيب بردارند.
كشاورز هوشيار و دانا، در پاسخ به پرسش همكارانش گفت: «چون جريان باد، ذرات باروركننده غلات را از يك مزرعه به مزرعه ديگر ميبرد، من بهترين بذرهايم را به همسايگان مي دادم تا باد، ذرات باروركننده نامرغوب را از مزرعه هاي آنان به زمين من نياورد و كيفيت محصول هاي مرا خراب نكند!»
همين تشخيص درست و صحيح كشاورز، توفيق كاميابي در مسابقه هاي بهترين غله را برايش به ارمغان مي آورد
كنجكاويشان بيشتر شد و كوشش علاقه مندان به كشف اين موضوع كه با تعجب و تحير نيز آميخته شده بود، به جايي نرسيد. سرانجام، تصميم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از اين راز عجيب بردارند.
كشاورز هوشيار و دانا، در پاسخ به پرسش همكارانش گفت: «چون جريان باد، ذرات باروركننده غلات را از يك مزرعه به مزرعه ديگر ميبرد، من بهترين بذرهايم را به همسايگان مي دادم تا باد، ذرات باروركننده نامرغوب را از مزرعه هاي آنان به زمين من نياورد و كيفيت محصول هاي مرا خراب نكند!»
همين تشخيص درست و صحيح كشاورز، توفيق كاميابي در مسابقه هاي بهترين غله را برايش به ارمغان مي آورد