دیالوگهای بازیگران....برگرفته از سایت .......

sa@@ra

New member
چارلی هارپر(Charlie Sheen):‌ یه قانونی بین مرداست ...
اگه دوتا رفیق از یه دختر خوششون بیاد ، یکیشون میکشه عقب.
مگر اینکه دختره خیلی خوش هیکل باشه ، اون موقع دیگه قانونی وجود نداره ...!

"Two And Half Man - Season 3 Episode 08
 

sa@@ra

New member
فرانک اسليد (آل پاچينو): تو زندگيم هر وقت به يه دو راهي رسيدم ،
بدون استثنا مي دونستم راه درست کدومه ، ولي هميشه راه غلط رو انتخاب کردم.مي دوني چرا؟
چون راه درست لعنتي هميشه سخت تر بود.


Scent of a Woman
 

sa@@ra

New member
بعضی از مردم برای این بدنیا میان که کنار رودخونه باشن
عده ای با رعد و برق برخورد میکنن
بعضی ها برای موسیقی بدنیا میان
برخی هنرمند زندگی میکنند
بعضی هام هیچی
بعضی ها بازیگرن
بعضی ها مادر هستند
بعضی هم میرقصند

سرگذشت عجیب بنجامین باتن 2008 - دیوید فینچ
 

sa@@ra

New member
تروی : ببین لِينی ! همۀ اون‌چیزی که لازم داریم...

یکی دو نخ سیگار، یه فنجون قهوه... ، و یه ریزه گپ زدنِ . خودم و خودت و یه پنج دلاری ...

Reality Bites - 1994
 

sa@@ra

New member
تروی : ببین لِينی ! همۀ اون‌چیزی که لازم داریم...

یکی دو نخ سیگار، یه فنجون قهوه... ، و یه ریزه گپ زدنِ . خودم و خودت و یه پنج دلاری ...

Reality Bites - 1994
 

sa@@ra

New member
الیز:
اين خداي يوناني" جانوس" ‍ه.وقتي كه بچه بودم، مادرم اينو بهم داد
اون ميخواست بهم ياد بده كه آدم‌ها
دو رو دارن، يه رو خوب و يه رو بد
گذشته و آينده
و اين چيزهاييه که بايد در کسي که دوستداريم، بپيذيريم
the tourist 2010
 

kaveh1316

New member
زنها وقتی میگن نه دقیقا منظورشون آره هست
یک تابستان گرم
پل نیومن
 

sa@@ra

New member
چون عروسک‌بازی‌شون هم جدیه، روی عمرشون حساب می‌شه.
از دو سالگی مادرن.
بعد مادرِ برادرشون می‌شن.
بعد مادرِ شوهرشون می‌شن.
باباشون که پا به سن می‌ذاره ازشون پرستاری ِ یه مادرو می‌خوان.
گاهی وقتا حتی مادرِ مادرشون هم می‌شن.
من شوهر نکردم ولی مادرِ مادرم بودم.
مادرِ پدرم بودم.
مادرِ برادرم بودم.
تازه به همه‌ی این‌ها، بچّه‌های به دنیا نیاورده‌ام رو هم اضافه کنین،
مادر اون‌ها هم بودم...
(باغ‌های کندلوس......ایرج کریمی
 

sa@@ra

New member
روزایه خوب و بد برای همه وجود داره...
همه خوب و بد زندگی رو میچشن...
ولی بعضی وقتا باید بتونی روزایه خوب و تشخیصشون بدی...
مثلا بعضی وقتا بد از بدتر خوب محسوب میشه...


Revolutionary Road 2008
 

sa@@ra

New member

ضیافت مرگ، عطر و طعمش دعاست.
روغن خوبم تو خونه داریم، زعفرونم هست، اما چربی و شیرینی ملاک نیست،
این حرمتیه که زنده ها به مرده هاشون می ذارن

مادر - علی حاتمی
 

t.gh

New member
ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﻭﺯ، ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﭘﯿﺮﺗﺮ ﻣﯽﺷﻮﯼ...
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯼﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻓﻘﺮﺍ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯽ
ﺑﮕﻮﯾﯽ...
ﯾﮏ ﺗﻘﻼﺳﺖ ﻭ ﯾﮏ ﺟﻨﮓ...
ﻭ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯽﺑﺨﺸﺪ...
ﻳﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﯽﻫﺪﻑ ﺳﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﭼﻪ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺩﺍﺭﺩ... ؟
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﮐﻤﺘﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ...
ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺳﺮﺩﺕ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ...
ﻭ ﻟﺒﺎﺳﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺗﻦ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﺣﻔﻆ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ...
ﻭ ﺩﺭﺳﺘﮑﺎﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﻣﯽﮔﺬﺭﻧﺪ...
ﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﮔﺮﻳﻪﯼ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺷﻨﻮﻧﺪ...
ﻭ ﻃﺎﻋﻮﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﻣﯽﺷﺘﺎﺑﺪ...
ﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ...
ﻳﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﻣﺮﮒ ﻧﺰﺩﻳﮏﺗﺮ ﻣﯽﺷﻮﯼ...
ﺩﺭ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺭﻭﺯ، ﺭﻭﺯ ﺩﻳﮕﺮﯼ ﺁﻏﺎﺯ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ...
ﻭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺩﺭ ﺻﺒﺢﺩﻡ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻃﻠﻮﻉ ﺍﺳﺖ...
ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﻮﺝﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺷﻦﻫﺎ ﻓﺮﻭ ﻣﯽﺭﻳﺰﺩ...
ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻃﻮﻓﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺁﯾﺪ...
ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﻗﺤﻄﯽ ﺍﺳﺖ...
ﻭ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﮔﺰﺍﻓﯽ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ...
ﻭ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩ...
بینوایان
 

rahil

New member
اگه خدا با ماست پس کی با اوناست؟

نجات سربازان راین
 

sa@@ra

New member
Scent of a Woman
بعد از پايان فيلمبرداری فيلم بوی خوش زن
آل پاچينو: کريس به نظرت من چطور بازی کردم؟ بازی من خوب بود ؟
اودانل: آل به نظرم تو عالی بودی.مثل هميشه بی نظير. من افتخار می کنم در کنارتو بودم.
راستی آل من چطور؟ من چطور بازی کردم ؟
پاچينو: کريس عزيز من شخص مناسبی برای جواب دادن به اين سوال تو نيستم بهتره از کارگردان بپرسی يا کس ديگه ای.
اودانل: چرا آل ...! چرا...! خب راحت باش اگر بد بازی کردم بهم بگو من ناراحت نمی شم.
پاچينو: نه موضوع اين نيست. آخه من که نديدم تو چطور بازی کردی. آخه من کور بودم
 

zErOOn3

Well-known member
SLM

(عشـق : سانسـور شـد)

مي‌دونم ساکت هستم...

و مي‌دونم بايد بيشتر حرف بزنم

ولي اگه چيزهايي رو که اغلب اوقات توي ذهن منه مي‌دونستي ...

اون وقت معناي واقعيش رو مي‌فهميدي

اين که چقدر شبيه هم هستيم

و چه سختي‌هاي مشابهي رو کشيديم

و اين که تو کوچيک نيستي

تو ... (سانســور)


The Perks of Being a Wallflower (2012) 8.1


 

t.gh

New member
>یکی از دیالوگ های خیلی زیبا بین فامیل دور و آقای مجری در برنامه نوروزی کلاه قرمزی
>
>آقای مجری: واسه چی در ُ باز گذاشتی؟
> فامیل دور: واسه بهار. از در بسته دزد رد می‌شه ولی از در باز رد نمی‌شه. وقتی یه در ُ باز بذاری که دزد نمیاد توش. فکر می‌کنه یکی هست که در ُباز گذاشتی دیگه. ولی وقتی در بسته باشه، فکر می‌کنه کسی نیست ُ یه عالمه چیز خوب اون ‌تو هست ُ می‌ره سراغ‌شون دیگه. در باز ُ کسی نمی‌زنه. ولی در بسته رو همه می‌زنند. خود شما به خاطر این‌که بدونی توی این پسته دربسته چیه، می‌شکنیدش. شکسته می‌شه اون در. دل آدم هم مثل همین پسته می‌مونه. یه سری از دل‌ها درشون بازه. می‌فهمی تو دلش چیه. ولی یه سری از دل‌ها هست که درش بسته ‌اس. این‌قدر بسته نگهش می‌دارند
که بالاخره یه روز مجبور می‌شند بشکنند و همه‌چی خراب می‌شه.
> آقای مجری: در دل آدم چه‌جوری باز می‌شه؟
> فامیل دور: در دل آدم با درد دله که باز می‌شه
 

love virology

New member
"وقتی گریه ام می گیره ، هنوز امیدوار می شم که جون دارم

گوزن ها بهروز وثوقی

- - - Updated - - -

خان دایی حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمیاد

کی واسه من قد یه نخود مردونگی رو کرد تا من... واسش یه خروار رو

کنم . این دنیا واسه من همش کلک بوده و نامردی

به هر کی گفتم نوکرتم با خنجر کوبید تو این جیگرم

قیصر بهروز وثوقی
 

love virology

New member
عاشق این دیالوگم

«يه روز تابستون، هوا داغ داغ بود... هوس بستنی كردم... هشت سالم بود... رفتم تو يه بستنی‌فروشی... يه بستنی خوردم... به يارو بستنی‌فروشه گفتم: "پول ندارم"... يارو بربر نيگام كرد... بعدش بردم تو پستو، حالا نزن كی بزن... انقذه زد كه يه هفته خون می‌رفتم
بيرون... بعدش خيلی رفتم سراغش، اما پيداش نكردم...؛

امشب می‌خوام پيداش كنم... امشب می‌خوام پيداش كنم»

کندو بهروز وثوقی
 

love virology

New member
این غیرتاااااااااااا فقط تو تنگسیرا پیدا میشه هاااااا نگو زار ممد بگووووووووووو شیر ممد

تنگسیر بهروز وثوقی
 
بالا