فامیل دور : بابا این جیگره اسمش جیگگگگره
حرفایی میزنیییی
مر خونه اقا مجری ام کجامممم
مر اران بغل یه اُراغ گرفتم خوابیدم تو باید ایرجوری صحبت کنی با منننن؟؟؟
با من نیست میگه جیگرم جیگرم داره خودشو معرفی میکنه
بیا خودتو معرفی کن ..بگو جیگرم ا...ُراغ
جیگر : دورره..جیگرم..جیگرمم..جیگرمم
فامیل دور : شنیدی؟ شنیدی دوره جان؟؟ صدا به کُرُفتی صدایه..الووو؟؟الوووو؟
ای بابااااااا نگاه کن چه مکافاتی شد امشب
قط کردد :||||
یه شب عروسی میخواستیم بریمم
اقای مجری : شب موقع خوابه ..موقع این کارا نیست که!
فامیل دور : اقای مجری یه شب اومدیم حرف بزنیم تموم زندگیمون از هم پاشید..اگه میشه شما زنگ بزن جیگرو معرفی کن به این دوره ماا
اقای مجری: بخواب ..بخوابین بچه ها
فامیل دور : اون بحث عروسی تموم شد باید زنگ بزنم آشتی کنم آقای مجری
.
.
فامیل دور : نه بابا..جیگرو که دیده بودی..عکسشو برات فرستاده بودم که..
مر معضرت میخوام اصلا ببخش منو..تو نفس منییی
پسر عمه زا : اسم شوهر دختر خالش چی بود؟؟
ببعی : dadyy omm
اقای مجری : نفسای من عشقای من بخوابین
فامیل : تو به حرف من گوش بده چرا به حواشی گوش میدییی
اقای مجری : حواشیا بگیرین بخوابین
فامیل : آخه قربونت برم مر بدون تو مثل دری میمونم که پاشنه نداره
مر دستم رای در بمونه
مر کلم رای در چیز گیر کنه اگه نگاهی به....
عجب حرفایی ما باید بزنیم امشب!!!
مایکل اسکافیلد :مایکل اسکافیلد 94941
بلیک :تو مذهبی هستی اسکافیلد ؟
مایکل اسکافیلد :دربارش فکر نکردم..
بلیک: خوبه چون هیچ فرقی بحالتون نمیکنه ,ما فقط دوتا دستور از خداوند داریم,اول اینکه هیچی به کمکتون نخواهد اومد.
مایکل اسکافیلد: دستور دوم چیه ؟
بلیک: به دستور اول توجه کنید.
- لوئیز : ما داریم بچه دار می شیم.
- ویرجیل : شوخی میکنی!
- لوئیز : نه , من رفتم دکتر ، ما داریم بچه دار میشیم. این هدیه کریسمس من به توئه.
- ویرجیل : اما تموم چیزی که من لازم داشتم فقط یک کراوات بود!
(Take The Money And Run)
رز (کیت وینسلت): همونجایی که هستی واستا . جدی می گم . خودم رو پرت می کنم
جک (لئوناردو دی کاپریو): نه پرت نمی کنی !
رز (کیت وینسلت): منظورت چیه که " پرت نمی کنی " فکر نکن می تونی به من بگی چیکار کنم یا نکنم ، تو من رو نمی شناسی .
جک (لئوناردو دی کاپریو): خب اگه می خواستی بپری تا حالا پریده بودی!
دن: دلم میخواد آنا برگرده.
لری: اون انتخاب خودش رو کرده.
دن: من یه معذرت خواهی به تو بدهکارم. من عاشق آنا شدم، اما اصلا قصدم این نبود که تو رو اذیت کنم… اگه تو عاشقش هستی باید بذاری بره تا بتونه خوشحال باشه.
لری: اون نمی خواد خوشحال باشه!
دن: همه دلشون می خواد خوشحال باشن!
لری: افسرده ها نمی خوان! اونا دوست دارن غمگین باشن تا مهر تائیدی برای افسردگیشون باشه. اگه خوشحال باشن که دیگه نمی تونن افسرده باشن. اونوقت مجبورن برگردن توی دنیا و مثل آدم زندگی کنن، که البته این خودش افسرده کننده ست...!
شهردار : اونا رو می بینی آقای رنگو ؟
اونا دوستها و همسایه هام هستن . زندگی اینجا سخته ، خیلی سخت
می دونی اونا چه جوری تا الان دووم آوردن ؟
اونا باور دارن ! باور دارن که اوضاع بالاخره بهتر میشه ، اونا باور دارن که برخلاف همه ی شواهد و قرائن فردا بهتر از امروز میشه ؛ مردم باید به یه چیزی باور داشته باشن ...
تایلر داردن : ما مصرف کننده ایم
ما پیامد جانبی نگرانی از نحوه ی زندگی کردن هستیم . . .
می خوام بهت بگم که سعی کن هیچ وقت کامل نشی از تمام و کمال بودن دست بردار
بذار تا تحول پیدا کنی و به نتایج کارا اهمیتی نده . . .