داستان خلقت ( بر گرفته از تورات )+میلاد مسیح مبارک

binam

Active member
در آغار هیچ نبود ٬ کلمه بود ٬ و آن کلمه خدا بود ٬

و کلمه ٬ بی زبانی که بخواندش و بی اندیشه ای که بداندش

چگونه می توان بود ؟

و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود ٬و با نبودن چگونه می توان بودن ؟

و خدا بود ٬ با او ٬ عدم ٬

و عدم گوش نداشت

حرفهایی هست برای گفتن ٬

که اگر گوشی نبود ٬ نمی گوئیم ٬

حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند .

حرفهای شگفت ٬ زیبا و اهورایی همین هایند ٬

و سرمایه ی ماورایی هر کسی به اندازه ی حرفهائی است که برای نگفتن دارد ٬

هر کسی گمشده ای دارد و خدا گمشده ای داشت .

هر کس دوتاست و خدا یکی بود .

هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ٬ هست .

هر کسی را نه بدان گونه ای که هست ٬ احساس نمی کنند

بدان گونه که احساسش می کنند ٬ هست .

انسان یک لفظ است

که بر زبان آشنا می گذرد ٬و بودن خویش را از زبان دوست می شنود

هر کس کلمه ای است که از عقیم ماندن می هراسد

و در خفتان جنین ٬ خون می خورد .و کلمه مسیح است .

آنگاه که روح القدس ٬ فرشته ی عشق ٬ خود را بر مریم ظاهر ٬ میکند .

و با یاد آشنا ٬ فراموش خانه ی عدمش را فتح می کند و خالی معصوم رحمش را که عدمی خواهند منتظر ٬ محتاج از حضور خویش لبریز می سازد

و آنگاه مسیح را که آنجا ٬ چشم براه شدن خویش بی قراری می کند ٬ می بیند ٬ می شناسد ٬ حس می کند

و این چنین مسیح زاده میشود

کلمه هست می شود ٬ در فهمیده شدن ٬ می شود و در آگاهی دیگری به خودآگاهی میرسد . که کلمه ٬ در جهانی که فهمش نمی کند ٬ عدمی است که وجود خویش را حس میکند و یاد جودی که عدم خویش را .

و در آغاز هیچ نبود ٬

کلمه بود ٬

و آن کلمه خدا بود
 
آخرین ویرایش:
بالا