خدايا

iran khanom

Member
خدایا خیلی بهت نیاز دارم ...... خیلی
خدایا .. من همونی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شه
همونی که وقتی دلش می گیره و بغضش می ترکه .. میاد سراغت
من همونی ام که همیشه دعاهای عحیب و غریب می کنه ،
همونی که چشم هاش رو می بنده و می گه :
من این حرف ها سرم نمی شه .. باید دعام رو مستجاب کنی ،
... همونی که گاهی لج می کن و گاهی خودش را برات لوس می کنه ،
همونی که نمازهاش یکی در میون قضا می شه و کلی روزه نگرفته داره ،
همونی که بعضی وقتا پشت سر مردم حرف می زنه ،
گاهی بد جنس می شه البته گاهی هم خود خواه ،
حالا یادت اومد من کی هستم !
الان هم خیلی بهت نیاز دارم ... خیلی ......
 

roj

New member
نشون میده ماچقدپررو و اون چقدمهربان است
 
یکی با خدا صحبت می کرد می گفت خدایا یه جای پارک برام گیر بیار دیگه نماز می خونم در همین لحظه یه جای پارک پیدا کرد و گفت نمی خواد خدا خودم پیدا کردم!!!
نتیجه اخلاقی: متاسفانه همه ما گاهی اینطور می شیم و موفقیت هامون رو مدیون خودمون می دونیم.
 
وقتی که قلب*هایمان* کوچک*تر از غصه*هایمان* میشود،
وقتی نمیتوانیم* اشک هایمان *را پشت* پلک*هایمان* مخفی کنیم*
و بغض هایمان *پشت* سر هم* میشکند

وقتی احساس* میکنیم
بدبختیها بیشتر از سهم*مان* است
و رنج*ها بیشتر از صبرمان ...

وقتی امیدها ته* میکشد
و انتظارها به* سر نمیرسد ...


وقتی طاقتمان تمام* میشود
و تحمل مان* هیچ


آن* وقت* است* که* مطمئنیم* به* تو احتیاج* داریم
و مطمئنیم* که* تو
فقط* تویی که* کمکمان* میکنی ...


آن* وقت* است* که* تو را صدا میکنیم
و تو را میخوانیم


آن* وقت* است* که* تو را آه* میکشیم
تو را گریه *میکنیم ...
و تو را نفس میکشیم ...


وقتی تو جواب *میدهی،
دانه *دانه* اشکهایمان *را پاک* میکنی ...
و یکی یکی غصه*ها را از دلمان *برمیداری ...

گره* تک*تک* بغض*هایمان* را باز میکنی
و دل شکسته*مان* را بند میزنی ...


سنگینی ها را برمیداری
و جایش* سبکی میگذاری و راحتی ...


بیشتر از تلاشمان* خوشبختی میدهی
و بیشتر از حجم لب*هایمان، لبخند

خواب*هایمان* را تعبیر میکنی،
و دعاهایمان* را مستجاب ...


آرزوهایمان* را برآورده می کنی ؛

قهرها را آشتی میدهی

و سخت*ها را آسان

تلخ*ها را شیرین میکنی

و دردها را درمان

ناامیدی ها، همه امید میشوند

و سیاهی*ها سفید سفید ...
 

vitamin

New member
امشب ؛ از هر کجای این دنیای بزرگ که در بزنی

صاحبخانه برای استقبال می آید

با طبقی از آرزوهایی کــه می خواهی

پس از بزرگ ، چیزهای کوچک نخواهیم . . .

.
 

vb2

New member
از هر کرانه یک تیر کرده ام روان/باشد کز آن میانه یکی کارگر شود
 

vb2

New member
من و خداوند هر روز صبح فراموش میکنیم او خطاهای مرا و من لطف او را
 
بالا