دروود از بدروود پیوسته بدم اومده ولی یاد شعر فرزین میوفتم یا استاد گلپایگانی
قسمت می دم پشت سر من من مسافر گریه نکن ،
گریه نکن بیشتر از جونم من دوست دارم این دم آخر گریه نکن گریه نکن
می برم با خود من کوله بار خاطره هارو گریه نکن گریه نکن
می خوام ببینی با لب خندون صبح فردا رو گریه نکن گریه نکن بر می گردم با یه دنیا جلوه های عاشقانه گریه نکن
بر می گردم که بخونم در وصف تو باز ترانه گریه نکن توی دنیا تو رو دارم برای من همین بسه گریه نکن
خوب ترینه بهترینه اون که با من هم نفسه گریه نکن گریه نکن قسمت می دم پشت سر من من مسافر گریه نکن ،
گریه نکن بیشتر از جونم من دوست دارم این دم آخر گریه نکن گریه نکن
می برم با خود من کوله بار خاطره هارو گریه نکن گریه نکن
می خوام ببینی با لب خندون صبح فردا رو گریه نکن گریه نکن
بر می گردم با یه دنیا جلوه های عاشقانه گریه نکن
بر می گردم که بخونم در وصف تو با ترانه گریه نکن خوب ترینه بهترینه اون که با من هم نفسه گریه نکن گریه نکن
توی دنیا تو رو دارم برای من همین بسه گریه نکن خوب ترینه بهترینه اون که با من هم نفسه گریه نکن
آهنگ استاد گلپایگانی
تنگ غروب آن روز ، وقتی که می رفتم
تو گریه می کردی ، آهسته آهسته ، آهسته آهسته
گفتی مگو هرگز ، هرگز خداحافظ
من بی تو می میرم ، آهسته آهسته ، آهسته آهسته
گفتی تو به من برگ گلی عطر بهارانی ،
در دشت کویر دل من نعمت بارانی
فریاد تمنّای منی وقت پشیمانی ،
عطر نفسی در قفس ِ، سینه تو پنهانی
در آسمان تن ، زد عطر بی مهری
آمد نم باران ، آهسته آهسته ، آهسته آهسته
شد نوبهاران طی ، آمد خزان از پی
بر ماه من شد دی ، آهسته آهسته ، آهسته آهسته
پیوند ما پیوند عشقی جاودانی بود
حرف و حدیث ما کلام مهربانی بود
گفتی به من تا زنده ام با تو می مانم
نفرین به تو عشقت ولی بی ناگهانی بود
گفتی تو به من برگ گلی عطر بهارانی ،
در دشت کویر دل من نعمت بارانی
فریاد تمنّای منی وقت پشیمانی ،
عطر نفسی در قفس ِ، سینه تو پنهانی
تنگ غروب آن روز ، وقتی که می رفتم
تو گریه می کردی ، آهسته آهسته ، آهسته آهسته
گفتی مگو هرگز ، هرگز خداحافظ
من بی تو می میرم ، آهسته آهسته ، آهسته آهسته
آهسته آهسته ، آهسته آهسته
آهسته آهسته ، آهسته آهسته
آهسته آهسته ، آهسته آهسته