خاطرات یه دختر در زمان دانشگاه

TUMS

Well-known member


اونقد بدم میاد از این استادا....حالا گوش کنید به خاطره ی یکی از استادای من که خانوم هستش.اینایی که میگم از زبون استادمه.یه استاد داشتیم اصلا با دخترا جور نبود یعنی دنبال سوژه بود تا دخترارو ضایع کنه برعکس با پسرا خیلی دوست بود.یه روز ما دخترا تصمیم گرفتیم اگه استاد یه بار دیگه به ما تیکه انداخت از کلاس پاشیم بریم بیرون....از قضا یکی از دخترا رفته به دوست پسرش اینو گفته و چون پسرام استادو دوست دارن به استاد قضیه رو توضیح دادن.....یه روزی میرن سر کلاس می بینن هنوز استاد نیومده استاد خیلی دیر سر کلاس رسید(پسرا همیشه هماهنگ بودند با استاد)پسرا پرسیدن استاد چرا دیر کردی؟استاد:نمی دونید چه ترافیکی بود؟ پسرا:استادواسه چی؟ استاد:نمی دونید تو خیابون از کجا تا کجا صف بود.پسرا: صف چی؟ استاد:صف شوهر.....حالا دخترا پاشدن که برن بیرون استاد گفت کجااااااا تموم شد.:25r30wi:
خیلی باحال بود
خیلی حال کردم به دور از هر گونه دختر ستیزی:4d564ad6:
دمشون گرم
من بودم میزدم زیر خنده:a2d3:
 

Delaram92

New member
اااااااااااهههههههههههههه! میبینم که همه از این مدل پسرای خز تو کلاسشون داشتن که سوژه باشه!!!:riz481:

اتفاقا ما هم داشتیم! منتها این بنده خدا خیلی سرش شلوغ بود ، کلاسی کار نمیکرد که، دانشکده ای کار میکرد !!!
از هر رشته ای یه دونشو داشت ....
هیچی دیگه حالا بنده خدا هنوز هم حیرونه ! نمیدونه بره سراغ کدوم! امشب که لیله رغائبه واسش دعا کنید که راهشو پیدا کنه، جوون مردم گناه داره ، از عشق این همه دختر داره از دست میره:25r30wi::25r30wi::25r30wi:
خدا به راه راست هدایتش کنه که دیگه دخترای مردمو سرکار نذاره....
 

MAHSABANOO

New member
ما تو کلاسمون زیاد سوژه نداشتیم ولی تو سرویسایی که داشتیم کلی سوژه بود از دست بعضی از این آقایون
یه روز که سوار سرویس شدیم تا برگردیم (دانشگاه ما یک ساعت ونیم راه بود) دقیقه آخر که سرویس داشت حرکت میکرد یه پسره با 4 تا از دوستاش اومدن سوار شدن از اونجایی که جا نبود سرپا واستادن یکم که گذشت خسته شدن پسره دوره ورشو نگاه کرد دید دخترن کفشاشو در اورد خدا اون روزو دوباره نیاره جوراباش بویه گربه مرده میداد :smiliess (5):دختره بهش اعتراض کرد پسره فرمود اگه من راحتم اگه ناراحتی میتونی پاشی خلاصه دختره پا شد پسره نشست کفشاشم پاش کرد و گفت آخیش خسته شده بودما حالا حال دختررو تصور کنید چه دعوایی شد اونروز یادش بخیر
 

mj1919

New member
ما تو کلاسمون زیاد سوژه نداشتیم ولی تو سرویسایی که داشتیم کلی سوژه بود از دست بعضی از این آقایون
یه روز که سوار سرویس شدیم تا برگردیم (دانشگاه ما یک ساعت ونیم راه بود) دقیقه آخر که سرویس داشت حرکت میکرد یه پسره با 4 تا از دوستاش اومدن سوار شدن از اونجایی که جا نبود سرپا واستادن یکم که گذشت خسته شدن پسره دوره ورشو نگاه کرد دید دخترن کفشاشو در اورد خدا اون روزو دوباره نیاره جوراباش بویه گربه مرده میداد :smiliess (5):دختره بهش اعتراض کرد پسره فرمود اگه من راحتم اگه ناراحتی میتونی پاشی خلاصه دختره پا شد پسره نشست کفشاشم پاش کرد و گفت آخیش خسته شده بودما حالا حال دختررو تصور کنید چه دعوایی شد اونروز یادش بخیر

نشان درجه یک خلاقیت و ابتکار رو باید به این شازده پسر اهدا کنند!:25r30wi:
 

MAHSABANOO

New member
نشان درجه یک خلاقیت و ابتکار رو باید به این شازده پسر اهدا کنند!:25r30wi:

با این حال که کارش درست نبود ولی خلاقانه بود کلا پسر خلاقی بود هر وقت توسرویسا بود سر بچه هارو تا برسیم گرم میکرد کلا ازش خاطره زیاد دارم
 

aManofDetail

New member
ههه چ خاطره ای دخترای شما اینطوری بودن اگ جلوی دخترای ما یکی میمردم پا نمیشدن جاشون رو بدن بهش
 

Delaram92

New member
ما تو کلاسمون زیاد سوژه نداشتیم ولی تو سرویسایی که داشتیم کلی سوژه بود از دست بعضی از این آقایون
یه روز که سوار سرویس شدیم تا برگردیم (دانشگاه ما یک ساعت ونیم راه بود) دقیقه آخر که سرویس داشت حرکت میکرد یه پسره با 4 تا از دوستاش اومدن سوار شدن از اونجایی که جا نبود سرپا واستادن یکم که گذشت خسته شدن پسره دوره ورشو نگاه کرد دید دخترن کفشاشو در اورد خدا اون روزو دوباره نیاره جوراباش بویه گربه مرده میداد :smiliess (5):دختره بهش اعتراض کرد پسره فرمود اگه من راحتم اگه ناراحتی میتونی پاشی خلاصه دختره پا شد پسره نشست کفشاشم پاش کرد و گفت آخیش خسته شده بودما حالا حال دختررو تصور کنید چه دعوایی شد اونروز یادش بخیر

دختره نباید از جاش پا میشد تا حال اون پسره جا بیاد..عجب پسرای بی ادبی...خنده بازاری داشتینا شما:4d564ad6:
 

mahsa.

New member
ههه چ خاطره ای دخترای شما اینطوری بودن اگ جلوی دخترای ما یکی میمردم پا نمیشدن جاشون رو بدن بهش

محض رضای خدا یبار تو تاپیکی که میری به تناسب موضوع پاسخ بده مثلا اینجا میتونی خاطره بگی
یا تو عکسا عکس بذاری ............
:smiliess (6):نزن بابا ..............شوخی بود دیگه همشهری هستیم ......خو
 

am-ml

New member
آخی حتما دیگه رو نداشتی تو صورت استاد نگا کنی...چه داستان زیبایی داشتی عزیزم خیلی ممنون از گفتن خاطرات قشنگت.

استادم لبخندی زد و به روم نیاورد ،منم که مطمئن شدم قضیه تو ذهنش مونده ،بعد کلاس رفتم عذرخواهی کردم ...حل شد ولی بعدا تو طول ترم گاهی میگفتن: خانم ... شوخی ام بی مزه اس ولی توصیه ام به جا ،گوش کن.

یادشون گرامی ،امیدوارم هر کجا هستن موفق باشن.
 
آخرین ویرایش:

MD217

New member
كلاس ما هم كه اصولاً با قحطي پسر مواجهه:shocked::
به ازاي 60 دختر___2 پسر!!!
البته خدا از اون سوژه هاش نصيبمون كرده...
 
بالا