خاطرات مرد زود باور!

خزر

New member
مرد : داشتم با ماشینم می رفتم سر کار که موبایلم زنگ خورد گفتم بفرمایید . الووو …

فقط فوت کرد !
65.gif


مرد : گفتم اگه مزاحمی یه فوت کن اگه میخوای با هم حرف بزنیم و اشنا بشیم دوتا فوت کن ، دوتا فوت کرد …


مرد : گفتم اگه زشتی یه فوت کن ، اگه زیبایی دوتا فوت کن ، دوتا فوت کرد …


مرد : گفتم من فردا میخوام برم رستوران شاندیز اگه ساعت دوازده نمیتونی بیای یه فوت کن ، اگه میتونی بیای دوتا فوت کن ، دوباره دوتا فوت کرد …
hypnotized[najiforum.ir].gif


مرد : با خوشحالی گوشی رو قطع کردم فردا صبح حسابی بخودم رسیدم بهترین لباسمو پوشیدم با ادکلن دوش گرفتم تو پوست خودم نمی گنجیدم
. فکرم همش به قرار امروز بود داشتم از خونه در میومدم که همسر صدام کرد و گفت ظهر ناهار میای خونه ؟
whinking[najiforum.ir].gif

اگه نمیای یه فوت کن اگه میای دوتا فوت کن !!
blushing[najiforum.ir].gif
 

maxin

Well-known member
خوب میشه گفت اون آقا گراز بوده نه زودباور:smiliess (3):
 
بالا