حجاب دخترم

siHSzG_535.jpg



اگر یک دختری را پدر بهش احترام کرد، پس‌فردا زندگی خانوادگی‌شان هم زندگی بسیار زیبایی خواهد بود، دختری که سرشار از محبّت است، حالا چهارتا خطای شوهرش را هم با اغماض برخورد می‌کند، می‌گوید: عیبی ندارد.

دختر خانم! شما چقدر بزرگوار هستید، این مرد بدی می‌کند، شما با لبخند و بزرگواری برخورد می‌کنی. این دختر محبّت چشیده است، گرسنه نیست، سیراب است، لبریز است. ببین چه آثاری دارد. دختر محبّت چشیده، دنبال جلب علاقهٔ دیگران نیست، آدم الان می‌بیند بعضی از دخترهای دبیرستانی، بعضاً تبرّج می‌کنند. حالا کسی هم بهشان ممکن است نگاه نکند ها! خودنمائی می‌کنند، اصرار دارند درخیابان، دیگران بهشان توجّه کنند. پدر و مادرها! شما چکار دارید می‌کنید؟ نصیحت فایده ندارد، محبّت کنید به دخترانتان.

البته یک راز دیگری را هم من باید اینجا عرض بکنم و آن راز این است که بعضی وقت‌ها ممکن است شما بفرمائید، که پدری هست به دخترش محبّت می‌کند، ولی این دختر، دست از تبرّج برنمی‌دارد، دست از بدحجابی یعنی خودنمائی یعنی دست از جلب توجّه دیگران، خراب کردن خانواده‌های دیگران برنمی‌دارد. با اینکه پدرش به او محبّت دارد، امّا آثار تربیتی خوبی روی این دختر نداشته، اینجا چکار باید کرد؟ اینجا من آن راز را باید عرض کن خدمت سروران خودم.

شرط اینکه محبّت پدر روی دختر خیلی مؤثر باشد این است که پدر در خانه، سالار باشد. اگر پدر در خانه ذلیل شده و کتک‌خور خانم باشد، این پدر، محبت به دختر بکند اثر ندارد. بله. دختر دوست دارد یک کوهی پشت سرش باشد، پر از مهربانی، پر از چشمه‌‌سار عاطفه، ولی یک کوه. مرد باید در خانه مگر سالار باشد؟ بله، یک سالار مهربان. نه یک سالار ظالم.

و شما تصوّر بفرمائید اگر دختران محبّت کافی نبینند، بنا بشود این محبّت را در خیابان‌ها پیدا کنند. دیگر باید فاتحهٔ صلاح و اخلاق و ایمان را در جامعه بخوانی، به همین سادگی، به همین سادگی. نیروی انتظامی، بخش‌های اجتماعی‌شان باید چکار کنند؟ باید بگویند که ما فساد را در جامعه ریشه‌کن کنیم!؟ ناامنی را از بین ببریم!؟ چکار کنیم!؟
 
علاقه هایمان فطری است یا غیرفطری؟!

حجت الاسلام پناهیان:
علاقه‌های فطری و غیر فطری تفاوت‌هایی دارند. توجه به این تفاوت‌ها، معرفت ما را نسبت به ماهیت محبت امام حسین(ع) [که فطری است] افزایش می‌دهد.
یکی اینکه : علاقه‌های فطری کشف می‌شوند و کسب نمی‌شوند اما علاقه‌های غیرفطری کسب می‌شوند.
به خاطر همین است که نباید حرف هر کسی را گوش کنیم و نباید هر فیلمی را ببینیم، چون ممکن است چیزی را به انسان تحمیل کند. اساساً مهارت فیلم‌ها در تحمیل کردنِ علاقه به انسان‌ها هست. و انسان‌ها وقتی پای بسیاری از این فیلم‌ها می‌نشینند، فطرت خود را گم می‌کنند.

دومین تفاوت: علاقه‌های فطری به انسان استقلال می‌دهند و علاقه‌های غیرفطری به انسان وابستگی می‌دهند، آن‌هم وابستگی به کسی که از خودش پست‌تر است. ولی وابستگی‌ای که در علاقه‌های فطری پدید می‌آید وابستگی به کسی است که بسیار بالاتر از خودِ انسان است و او مدام استقلال انسان را تأمین می‌کند. به همین خاطر، عاشقان خدا آدم‌های بسیار مستقلی می‌شوند و از چیزی در این عالم تأثیر نمی‌پذیرند.

تفاوت سوم : علاقه‌های فطری پایدارند ولی علاقه‌های غیر فطری غیرپایدار و تنوع ‌بردارند. اصلاً نمی‌توانی در علاقه‌های غیرفطری پایدار بمانی، چون افول می‌کنند. یعنی امروز چیزی را دوست‌ دارید اما چند صباحی دیگر آن را دوست ندارید. علاقه‌های غیرفطری این‌گونه هستند که وقتی زیاد به آن بپردازید، زیاد از آن سخن بگویید و تکرارش کنید از چشم آدم می‌افتد، اما علاقه‌های فطری این‌طور نیستند.
به همین خاطر است که هر چقدر حسین حسین می‌گوییم و هرچقدر در خانهٔ اباعبدالله(ع) می‌رویم نه تنها از چشممان نمی‌افتد، بلکه محبتمان تقویت می‌شود.

چهارمین تفاوت: علاقه‌های فطری بسیار شدید و قدرتمند هستند ولی علاقه‌های غیرفطری ضعیف‌تر هستند. کسی که اسم عاشقی را بر روی علاقه‌های غیرفطری می‌گذارد، اشتباه بزرگی می‌کند. صحبت از عاشق شدن در علاقه‌های غیرفطری توهم و دروغی بیش نیست.
 
برای این تاپیک رتبه نظر گرفتم مزخرف!!! :5:
کی به تاپیک من رتبه مزخرف داده؟! مزخرف خودشه!!! :eek:t0837h0nn8zfqu8ult
 
admin : توهین به اقوام و مذاهب ممنوع
اگر از مطلبی خوشتون اومد لایک بزنید
اگر با پست یه نفر خیلی خیلی حال کردین و میخواین کلی به اون بنده خدا حال بدین، از دکمه ستاره پایین هر پست(امتیازدهی) استفاده کنید.
 
بالا