جمله هاي کوتاه حكيمانه

آنقدر در زمین لطافت هست

که به آن روز و شب رکوع کنی

خشم را بسپری به آب روان

با کمی مهر سّد جو کنی

بروی با بهانه ای زیبا

ناگهان عشق را شروع کنی

آنقدر شعر خوب و زیبا هست

که بخواهی به آن رجوع کنی

آسمان حدّ همطرازی تُست

گر به زیر آیی و خضوع کنی

شب یلدا بدون پایان نیست

می توانی از آن طلوع کنی
 
دلم را سپردم به بنگاه دنیا

و هی آگهی دادم اینجا و آنجا

و هر روز

برای دلم

مشتری آمد و رفت

و هی این و آن

سرسری آمد و رفت

ولی هیچ کس واقعا

اتاق دلم را تماشا نکرد

دلم قفل بود

کسی قفل قلب مرا وا نکرد
 
یکی گفت:

چرا این اتاق

پر از دود و آه است

یکی گفت:

چه دیوارهایش سیاه است

یکی گفت:

چرا نور اینجا کم است

و آن دیگری گفت:

و انگار هر آجرش

فقط از غم و غصه و ماتم است

و رفتند و بعدش

دلم ماند بی مشتری
 
ومن تازه آن وقت گفتم:

خدایا تو قلب مرا می خری؟

و فردای آن روز

خدا آمد و توی قلبم نشست

و در را به روی همه

پشت خود بست

و من روی آن در نوشتم:

ببخشید، دیگر

برای شما جا نداریم

از این پس به جز او

کسی را نداریم...
 
به دنبال خدا نگرد


خدا در بیابان های خالی از انسان نیست


خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست


به دنبالش نگرد


خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست


خدا در قلبی است که برای تو می تپد


خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد


خدا آنجاست


در جمع عزیزترینهایت
 
خدا در دستی است که به یاری می گیری


در قلبی است که شاد می کنی


در لبخندی است که به لب می نشانی


خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و


دور از انسان ها جست و جو مکن


خدا آنجا نیست


او جایی است که همه شادند


و جایی است که قلب شکسته ای نمانده


در نگاه پرافتخار مادری است به فرزندش


در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش
 
یکی از راههایی که می توان فهمید

خدا ما را به حال خود وا گذاشته یا نه ،

اینست که ببینیم آیا توانایی عبادت

برای او را از دست داده ایم یا نه ...

التماس دعا...
 
با دستات یه پروانه میگیری ،

میخوای ببینی زنده است یا نه انگشتاتو باز میکنی ،

فرار میکنه ، محکم میگیریش می میره.

" دوست داشتن " هم یه همچین چیزیه ...
 
من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها میبینم،

و ندایی که به من می گوید :

" گرچه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است. "
 
بعضــــــی ها گـــریه نمی کنند !

اما …

از چشـــــم هایشان معلوم است ؛

که اشکــــی به بزرگی یک سکــــوت ،

گــــوشه ی چشمشان به کمیــــــن نشسته …
 
تمام خوبی ها را برایت آرزو می کنم نه خوشی ها را؛

زیرا خوشی آن است که تو می خواهی؛

و خوبی آن است که خدا برای تو می خواهد ...
 
اگر می‌دانستیم،

یک محکوم به مرگ،

چقدر در آرزوی بازگشت به زندگی است،

آنگاه قدر روزهایی را که

با غم و اندوه و نگرانی و بدخلقی می‌گذرانیم را می‌دانستیم.
 
بالا