VERSA
New member
-در اتاقي پر از اسباب و وسايل فضا را نمي توان درك كني. آن هنگام كه اتاق را تخليه كني فضا را كشف مي كني . فضايي كه پيش از اينهم بود ، ولي اشغال بود .
- منفي بودن يعني خود را خالي كردن . كاري مثبت انجام ندادن .
- آنچه را كه تلاش ميكني كشف كني ، از پيش در توست .
- ذهن را از اثاث كه همان افكار توست خالي كن ، آنگاه ذهن يك فضا مي شود و آنگاه روح تو خواهد بود .
- تسليم باش ، تنها زماني كه تسليم باشي مي تواني در ناشناخته ها قدم بگذاري و شناخته ها را ترك كني .
- ناشناخته ها وراي ذهن و تازه و اصيل هستند ، شناخته ها كهنه اند . " بنابراين تازه شو "
اگر مي خواهي به خدا برسي ، بايد از ذهن فراتر روي ، از شناخته ها بگذري و به شناخته ها پا بگذاري .
ناشناخته ها را هم روزي ذهن خواهد شناخت ، پس از شناخته ها و ناشناخته ها فراتر برو .
به وراي ماوراء برو ، به بي خواهشي و خاموشي خواهش ها برو .
- براي داشتن يك زندگي اصيل و واقعي ، يك چهره واقعي نياز است
- تمام نقش هاي تو در زندگي براي تو يك چهره مي سازد ، اما تو هيچكدام از چهره ها و نقشهايت نيستي .
- تو هيچ چهره اي نداري اين چهره واقعي توست .
- براي داشتن چهره واقعي به ساخت چهره اي خاص نياز نداري .
- اگر چهره بسازي ، آنگاه چهره كاذب ديگري ساخته اي كه باز هم حقيقي نيست .
- چهره حقيقي تو فقط هست و تنها كار تو شناسايي آن است نه توليد آن .
- از چسبيدن به چهره هاي كاذب دست بردار ، آنگاه كاذب فرو ميريزد و آنچه كه واقعي است باقي مي ماند .
- تو افكار وذهنت نيستي ، با افكارت نجنگ و موافق هم نباش .
- اگر با افكارت بجنگي ، فكر ديگري را خلق كرده اي ، اگر موافق باشي با آن فكر هويت گرفته اي .
- هوشيار باش ، با چشماني بي تعصب نگاه كن و فقط بي تفاوت بنگر .
- هوشيار باش ، به افكارت خوب و بد اطلاق نكن تو ناظري نه قضاوت كننده .
- مراقبه كننده هيچ فكري را سركوب نمي كند ، او فقط به سادگي مي بيند .
- براي مراقبه كردن ، به فلسفه ، ايدئولوژي و نگرش خاصي نياز نيست ، فقط انساني ساده باش .
- به افكارت نگاه كن ، مشاهده گري خالص باش .
- بدون تعبير و تفسير به افكارت نگاه كن مانند جريان حركت يك رودخانه بنگر .
- منفي بودن يعني خود را خالي كردن . كاري مثبت انجام ندادن .
- آنچه را كه تلاش ميكني كشف كني ، از پيش در توست .
- ذهن را از اثاث كه همان افكار توست خالي كن ، آنگاه ذهن يك فضا مي شود و آنگاه روح تو خواهد بود .
- تسليم باش ، تنها زماني كه تسليم باشي مي تواني در ناشناخته ها قدم بگذاري و شناخته ها را ترك كني .
- ناشناخته ها وراي ذهن و تازه و اصيل هستند ، شناخته ها كهنه اند . " بنابراين تازه شو "
اگر مي خواهي به خدا برسي ، بايد از ذهن فراتر روي ، از شناخته ها بگذري و به شناخته ها پا بگذاري .
ناشناخته ها را هم روزي ذهن خواهد شناخت ، پس از شناخته ها و ناشناخته ها فراتر برو .
به وراي ماوراء برو ، به بي خواهشي و خاموشي خواهش ها برو .
- براي داشتن يك زندگي اصيل و واقعي ، يك چهره واقعي نياز است
- تمام نقش هاي تو در زندگي براي تو يك چهره مي سازد ، اما تو هيچكدام از چهره ها و نقشهايت نيستي .
- تو هيچ چهره اي نداري اين چهره واقعي توست .
- براي داشتن چهره واقعي به ساخت چهره اي خاص نياز نداري .
- اگر چهره بسازي ، آنگاه چهره كاذب ديگري ساخته اي كه باز هم حقيقي نيست .
- چهره حقيقي تو فقط هست و تنها كار تو شناسايي آن است نه توليد آن .
- از چسبيدن به چهره هاي كاذب دست بردار ، آنگاه كاذب فرو ميريزد و آنچه كه واقعي است باقي مي ماند .
- تو افكار وذهنت نيستي ، با افكارت نجنگ و موافق هم نباش .
- اگر با افكارت بجنگي ، فكر ديگري را خلق كرده اي ، اگر موافق باشي با آن فكر هويت گرفته اي .
- هوشيار باش ، با چشماني بي تعصب نگاه كن و فقط بي تفاوت بنگر .
- هوشيار باش ، به افكارت خوب و بد اطلاق نكن تو ناظري نه قضاوت كننده .
- مراقبه كننده هيچ فكري را سركوب نمي كند ، او فقط به سادگي مي بيند .
- براي مراقبه كردن ، به فلسفه ، ايدئولوژي و نگرش خاصي نياز نيست ، فقط انساني ساده باش .
- به افكارت نگاه كن ، مشاهده گري خالص باش .
- بدون تعبير و تفسير به افكارت نگاه كن مانند جريان حركت يك رودخانه بنگر .