بیایید در ماه میهمانی خدا، همدیگه رو حلال کنیم!

mj1919

New member
actufm7iidqt6gn7os.jpg

با سلام و احترام به همه ی دوستان
از امشب ، انشاالله وارد ماه میمهانی خدا میشویم، کسانی که سعادت داشتند(من که نداشتم)، توی این دو ماه خودشون رو آماده ی ماه مبارک رمضان کردند، و دلهاشان رو پذیرای شب قدر.
به بهانه ی آغاز این ماه، که چه خوب بهانه ای هم هست، بیایید اولین قدم رو در گذشتن از همدیگر برداریم، همدیگه رو حلال کنیم، اگه از دست هرکسی که ناراحت هستیم، به هر دلیلی، بیاییم ، ببخشیم همدیگه رو، اینجوری بهانه می دیم دست خدا که اونم با نگاه رحمتش مارا وارد این ماه عزیز کنه،

هرکسی، هرکدوم از کاربرای انجمن، هر کدوم از دوستان، اعضای خانواده، فامیل، هرکسی ، هر جایی، که کمی یا خیلی دلگیر هستیم، فقط کمی تامل کنیم، فکر کنیم، بگیم، خدایا من بخشیدمش، با امید بخشندگی بی انتهای تو، تو هم منو و هم اونو ببخش،

التماس دعا برای همه،
خصوصا لحظه ی افطار
 

mj1919

New member
خودم اول بگم، من در این انجمن، بعضی ها رو ، و بسیاری رو در بیرون، از دست خودم ناراحت کردم، می دونم که حق الناس بر گردنم، هست،

امیدوارم من رو حلال بفرمایند
 
آخرین ویرایش:

bioshimi93

New member
بیاین دلمنو از آلودگی و غبار بتکانیم و از هر کسی کینه ای به دل داریم ببخشیمش.

من از همه دوستان میخوام منو ببخشن اگه بعضی وقتا شیشه ی دلشونو شکوندم.ببخش تا بخشیده بشی
التماس دعا
 

Asena90

New member
من كه از دست كسي ناراحت نيستم ولي اگه كسي رو ناراحت كردم حلالم كنه ان شا الله اخر ماه رمضان يه بنده ي ديگه باشيم به خدا نزديكتر بشيم:riz304:
 

حسان

Well-known member
دکتر مجتبی من از شما بدی ندیدم... و خیلی چیزا رو هم از شما یاد گرفتم.... اگه جایی من باعث دلخوری شما شدم حلال کنید...

از همه دوستان دیگه هم که ناخواسته باعث ناراحتیشون شدم حلالیت میخوام.. امیدوارم منو ببخشن...
آقا محسن ک
اقا BBt
مهسا بانو
ايمونو
ارشد
مهنا
ليلا
زوت
a-67
گلچین
و همه....

من از هیچکی ناراحت نیستم... و ملتمس دعای خیر همتونم
 
آخرین ویرایش:

TUMS

Well-known member
منم همه کسایی که اینجا بودن را بخشیدم امیدوارم کسی را هم ناراحت نکرده باشم و اگر کسی را ناراحت کردم ازش معذرت می خوام
امیدوارم همدیگه را حلال کنیم
مرسی آقا مجتبی بابت تاپیک
 

mohana

Well-known member
سلام...
امیدوارم اگر کسی و ناراحت کردم، منو ببخشن....
التماس دعا دارم از همگی...
 

arezoomand

New member
رمضان یه فرصته که ازروزمرگی ها و دلمشغولی های دنیا فاصله بگیریم و با قلب پاک و بی کینه به طرف خدابریم.من تصمیم گرفتم این 30روزو کلا روزه باشم یعنی نه فقط ازنظرخوردن واشامیدن بلکه ازبابت رفتاروگفتار..سعی میکنم رفتارمو بهترکنم و ازکسایی که رنجشی به دل دارم فراموش کنم....خلاصه خدایی بشم.امیدوارم ماه رمضون اثرات مثبتشو بعدازتموم شدنش بیشتردرما نشون بده........:riz304:کوله بارت بربند.شایداین چندسحرفرصت اخرباشد .....که به مقصدبرسیم.بشناسیم خداو بدانیم که یک عمرچه غافل بودیم..میشوداسان رفت...میشودکاری کرد....که رضاباشداو.....ای سبکبال دراین راه شگرف ...دردعای سحرت ..درمناجات خدایی شدنت....هرگزازیادمبر....من جامانده بسی محتاجم............:bunnyearsmiley:
 

k-b

New member
من از بچه های اینجا جز خوبی ندیدم، اگه ناخواسته دلی رو شکوندم معذرت میخوام دوستان حلالم کنین.
 

arshad246

New member
دکلمه ی زیبای علی فانی در فراق امام مهدی (عج)
به طاها...به یاسین...به معراجِ احمد...
به قدر و...به کوثر...به رضوان و طوبی...

به وحی الهی...به قرآنِ جاری
به تورات موسی...و انجیل عیسی
بسی پادشاهی کنم در گدایی
چو باشم گدایِ گدایان زهرا
چه شب ها که زهرا، دعا کرده تا ما
همه شیعه گردیم و بیتاب مولا
غلامی این خانواده، دلیل و مرادِ خدا بوده از خلقت ما
مسیرت مشخص...امیرت مشخص
مکن دل دل، ای دل...بزن دل به دریا
که دنیا...که دنیا...که دنیا...به خسران عقبی، نیرزد
به دوری ز اولاد زهرا نیرزد...
و این زندگانیِ فانی...جوانی...خوشی های امروز و اینجا...
به افسوس بسیار فردا...نیرزد
اگر عاشقانه هوادار یاری
اگر مخلصانه گرفتار یاری
اگر آبرو میگذاری به پایش
یقینا...یقینا...خریدارِ یاری
بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت
چه اندازه در ندبه ها زاریاری
به شانه کشیدی...غم سینه اش را
و یا چون بقیه تو سربارِ یاری
اگر یک نفر را به او وصل کردی
برای سپاهش تو سردارِ یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا نه
چه مقدار بیتاب و بیمارِ یاری
دل آشفته بودن...دلیل کمی نیست
اگر بیقراری بدان یارِ یاری
و پایان این بیقراری...بهشت است
بهشتی که سرخوش ز دیدارِ یاری
نسیم کرامت وزیدن گرفته
و باران رحمت چکیدن گرفته
مبادا بدوزی نگاه دلت را...به مردم که بازار یوسف فروشی در این دورهِ بد...شدیدا گرفته
خدایا به روی درخشان مهدی...
به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش که دریای داغ است
به چشمان از غصه گریان مهدی
به لب های گرم علی...یا علیش
به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش
به چشم امیدِ فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش...
به سبحان...سبحان...سبحان مهدی
به برق نگاه و به خال سیاهش
به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش...به جاه جلیلش
به صوت حجازیه قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش
به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش
به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا
مرا همدم و محرم و هم رکاب
سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان
یا مهدی...یا مهدی...مددی
 

am-ml

New member
انشالله من رو حلال کنین بچه ها.
اگر کسی چیزی ازم به دل داره که نمی تونه بدون جبران من ببخشه ،خواهش می کنم بهم بگه ،انشالله بتونم شرطش رو انجام بدم و حلالم کنه.
 

leyla-h

New member
چشمهام پر از اشک و دلم لبریز از نیاز ،به آسمون نگاه میکنم ، جویای لطف و محبت توام پروردگارا .ظرفیت بخشش به من عطا کن...
حلالت باد هر آنچه بینمان بود و نبود........... حلالم کنید :riz513:
 

leylii

New member
تا الان که کسی به من بدی نکرده که بخوام حلالش کنم ...اما اگر کسی از من بدی دیده و دلشو شکستم به هر حال منو حلال کنین .....ممنونم....
 

mw.ashel

New member
خوب یا بد حـــلالـــم کنید...

حلالم کنید ... :dadad4:
اگر روزی ناخواسته دلی را شکستم

حلالم کنید

اگر درب دل را به رویي بستم

حلالم کنید
اگر کلبه ی مهر را هم نساختم

حلالم کنید
اگر از صبر بویی نداشتم

حلالم کنید

اگر حرف سردی زدم .چشم بستم

حلالم کنید
اگر خسته بودم صدایی را شکستم

از همه شما عزیزان به خاطر محبتی که تا حالا به من کردند تشکر میکنم و اگه کسی رو ندانسته ناراحت کردم خواهش میکنم
حلالم کنید.

:riz304::riz304::riz304:


 

mahnam

New member
ممنون بابت این تاپیک خوب
امیدوارم کسی رو تو انجمن ناراحت نکرده باشم
اگه ناراحت کردم همین جا ازش عذر می خوام و می خوام که حلالم کنه ... :riz513:
خودمم اینجا از کسی ناراحت نیستم... اگه بودم حلالش می کنم... :rose:


یک صحنه تاریخی و مهم از زندگانی پر برکت پیامبر (ص)

قضیه به روزهای آخر عمر پیامبر (ص) و دوران بیماری منجر به ارتحال ایشان مربوط میشود که به نقل از صفحه 324 جلد سوم ترجمه فارسی تاریخنامه طبری منسوب به بلعمی و تصحیح محمد روشن نقل می شود:


در حالی که رسول خاتم محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم از شدت درد، دستمالی بر سر خود بسته بود به مسجد آمد
و چون نتوانست بر پله‌های منبر که 3 تا بیش نبود، بالا رود و توان ایستادن نیز نداشت نشسته با مردم سخن گفت
و پس از درود بر پیامبران و خود و دعا برای شهداء فرمود خدا بنده اش را مخیر کرد بین انتخاب دنیا و آخرت و بنده ،آخرت را انتخاب کرد و خدا وعده کرد او را نزد خود ببرد.
یکی از صحابه فهمید که پیامبر خودش را می‌گوید لذا گریست و مردم نیز گریستند آنگاه رو کرد به مردم و فرمود:
ای مردم مرگ حق است و هیچ کس را از آن گریزی نیست و پس از مرگ، روز عدل و داد است و قصاص اعمال، پس اگر کسی حقی بر من دارد در دنیا بستاند و به عقبی نکشاند تا وقتی بر خدا وارد می‌شوم حقی بر گردنم نباشد که هیچ کس را تاب تحمل عذاب آخرت نیست.
مسجدالنبی به خروش آمد همگان گریستند و عرض کردند یا رسول الله ما حقی بر شما نداریم ، شما بر همه ما حق دارید و اگر داشتیم نیز از آن گذشتیم .
عکاشة بن محصن فزاری برخاست و گفت: ای رسول خدا فلان شب در فلان مکان و در فلان جنگ شتر من و شتر شما کنار هم می رفتند شما با عصائی که در دست داشتید خواستید بر شتر خود بزنید که بر من خورد و من امروز خواهان قصاصم.
ولوله ای در مسجد براه افتاد برخی گفتند ای عکاشه این قصاص را به صد شتر بفروش و از پیامبر قصاص مکن و هر کس سخنی گفت ولی اثری نکرد و عکاشه همچنان خواهان قصاص بود.
پیامبر فرمود: چیزی مگوئید که حق اوست و حق خود خواهد.
پیامبر (ص) بلال را فرمود که عصای مرا از خانه ام بیاور ولی مراقب باش دخترم فاطمه نداند که بردن عصا برای چیست که طاقت شنیدن قصاص از پدرش را ندارد،
عصا را آوردند علی(ع) جلو رفت و گفت ای عکاشه پیامبر مریض است و تحمل این ضربت را ندارد بجای یک بار قصاص از پیامبر صد بار بر من قصاص کن و دست از پیامبر بردار ولی افاقه نکرد.
عکاشه جلو رفت پیامبر عصا را به او داد و فرمود بزن ولی سخت مزن که من ضعیفم و توان زخم ندارم.
عکاشه گفت: ای رسول خدا وقتی عصای شما بر من خورد لباس بر تن نداشتم ولی شما عبا و پیراهن به تن دارید!
پیامبر عبا و پیراهن کنار زد و فرمود حالا بزن.
مسجد را غوغائی فرا گرفته بود و همگان می‌خواستند بدانند چه خواهد شد؟ آیا پیامبر می‌خواهد در آخر عمرش از امتش پاداش بگیرد؟!
که ناگاه دیدند عکاشه عصا را انداخت و خودش را به بدن پیامبر چسبانید و بر بدنش بوسه زد و نگاهش را زمانی به پیامبر دوخت.
مردم گریستند، پیامبر فرمود چرا چنین کردی؟ عکاشه گفت ترسیدم آخرین روزی باشد که ترا می بینیم، خواستم به تو نگاه کنم و خود را بر اندام تو بمالم تا فردای قیامت بدنم در آتش نسوزد و جسدم بر آتش حرام شود.
پیامبر(ص) سه بار فرمودند حرام شد، حرام شد، حرام شد.
و بدینگونه این مرد با دعا و شفاعت رسول خدا خود را بهشتی ساخت .

اکنون که این داستان را ملاحظه فرمودید آیة دوم سوره فتح را ملاحظه کنید:

لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ یَهْدِیَکَ صِرَاطاً مُسْتَقِیماً تا خداوند از گناه گذشته و آینده تو درگذرد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهى راست هدایت کند .
علماء کلام معتقدند پیامبر معصوم است و گناهی ندارد و اگر گناهی داشت نیز به صراحت آیه فوق بخشیده شده است پس چرا پیامبر چنین سخنانی فرمود؟ روشن است که پیامبر خواست با این کار خود به دیگران درس بدهد و در ضمن اینکه بیگناه است باز هم هیچ کدورتی از او به دل مردم نباشد و به ما بیاموزد که ای انسانهای مغرورکه براحتی به جان ، مال و خصوصا آبروی دیگران دست می یازید، فردای قیامت باید پاسخگوی رفتار و کردار خود در مورد دیگران باشید

فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ‌ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً یَرَهُ‌ ( زلزال 7و 8) پس هر که هموزن ذرّه اى نیکى کند [ نتیجه ] آن را خواهد دید . و هر که هموزن ذرّه‏اى بدى کند [ نتیجه ] آن را خواهد دید .
پس به این راحتی چوب حراج به آبروی مؤمنین نزنید و برای خوشایند دیگران خود را بدهکار دیگران نکنید و طوق آتش به خاطر حق‌الناس به گردن نیاویزید که فردای قیامت هیچ خلاصی از آن ندارید.
امیدوارم، خداوند به ما توفیق دهد همین یک درس را از زندگی پیامبر بیاموزیم و آن را عملی کنیم که اگر مردم از ما راضی باشند قطعا خدا از تقصیراتی که در نافرمانی خودش داشته ایم خواهد گذشت.

 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: ghazal26
بالا