*بهونه ای واسه خنده*

maxin

Well-known member
دکترای ریاضی !!!

یه آقایی که دکترای ریاضی محض داشته، هر چقدر دنبال کار می گرده بهش کار نمیدن!! خلاصه بعد از کلی تلاش، متوجه میشه شهرداری تعدادی رفتگر بی سواد استخدام می کنه!!
میره شهرداری خودش رو معرفی می کنه و مشغول به کار میشه…!
بعد از دو سه ماه میگن همه باید در کلاسهای نهضت شرکت کنید! این بنده خدا هم شرکت می کنه!!:smilies-azardl (181
یه روز معلم محترم درکلاص چهارم، ایشون رو می بره پای تخته تا مساحت یک شکلی رو حساب کنه! تو این فکر بوده که انتگرال بگیره یا نه:21: ...که می بینه همه دارن داد می زنن:
"انتگرال بگیر
:smilies:....انتگرال بگیر …"!!!
 
آخرین ویرایش:

maxin

Well-known member
اخبار ایران در50 سال بعد. |:

* قيمت هر سكه طلا امروز در بازار با ۶۰ ميليون تومان كاهش به يك ميليارد و چهل ميليون تومان رسيد.

* ايران خودرو: هفتاد و نهمين مدل پژو با نام پژو xd-870-pl q آماده عرضه به بازار است كه نسبت به مدل قبلي تحول زيادي داشته. طول آنتن آن ۱۰ سانتي متر افزايش داشته چراغ ترمز آن هم پررنگتر شده و فقط ۴۵ ميليون تومان گران تر است.

* براي اولين بار ايران به دور دوم مسابقات جام جهاني راه يافت. علي دايي: هلوز قثد ندالم كه از دنياي فوتبال خداحافثي كنم و شلايط خوبي بل تيم ملي حاكم اثت …… به قولي……

* دولت موفق شد نرخ تورم را كاهش داده و آنرا از 87% به 86/9% برساند.

* يكصد و شصت و سومين قطعنامه شوراي امنيت در مورد فعاليتهاي هسته اي ايران به تصويب رسيد. در عين حال رئيس آژانس هسته اي اعلام كرد عليرغم هشتصد و سي و دومين گزارش ايران در مورد فعاليتهاي هسته اي هنوز ابهاماتي در اين زمينه وجود دارد كه اميدواريم به زودي بر طرف شود.

* به علت اتمام ذخاير نفت و گاز دولت در اطلاعيه اي از مردم عزيز ايران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جويي نمايند.

* يكي از نمايندگان مجلس خواهان كاهش سن ازدواج شد. وي گفت دولت با تدابير صحيح و اصولي سعي دارد متوسط سن ازدواج دختران را از ۵۰ سال به ۴۵ سال كاهش دهد. همچنين وي گفت در نظام طبيعت اصولا مرد نيز مانند زن حق مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي و سياسي را دارد.

* نيروي انتظامي كرج چند سارق را كه به سرقت ديش هاي ماهواره مردم اقدام مي كردند دستگير كرد و ديش هاي مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.

* شوراي نگهبان ۲۹۹۹ نفر از ۳۰۰۰ كانديداهاي اصلاح طلب نمايندگي مجلس را رد صلاحيت كرد.

* به علت برخي مشكلات و نواقيص، چشم انداز ۲۰ ساله باز هم تمديد شد.

* قيمت هر كيلو مرغ به هفت ميليون تومان رسيد. جالب است بدانيد در ۵۰ سال قبل مردم با هفت ميليون مي توانستند يك اتومبيل بخرند.

* روئساي جمهوري اسلامي انگليس و جمهوري اسلامي آلمان از عمل نشدن و عدم اجراي صحيح اسلام در ايران ابراز نگراني كردند.


* 96درصد مردم زير خط فقر زندگي ميكنند اين در حاليست كه اين آمار نسبت به سال قبل كاهش خوبي را نشان مي دهد.


* نيروگاه اتمي بوشهر به زودي به بهره بر داري مي رسد.

* مديرعامل سايپا: با تكيه به دانش بومي تانك و تراكتور پرايد را طراحي كرديم.

* شركت ايرباس، طي شكايتي به سازمان ملل خواستار آزاد سازي هواپيماهايش از دست ايران شد و خاطر نشان كرد كه اين هواپيماها ۷۰ سال پيش از رده خارج شده اند
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: ساحل

maxin

Well-known member
حکایت شارژ به دوست دختر!

10000ریالی: مرسی عزیزم (تو دلش ای گدا)


20000ریالی: ای جانم مرسی گلم دستت درد نکنه


50000ریالی: وای ممنون عشقم،خیلی میخامت نفس منی تو،بیا این بوس برای تو


100000 ریالی: الهی من فدات بشم تو زندگی منی،عمر من، خیلی ممنون عشقم ،همه کسم،
میمیرم برات،بیا بغلم،کجایی بیا ببینمت دلم برات یه ذره شده...


200000 ریالی: کسی اینقدرا دیگه خر نشده از اینا بخره |:
 

maxin

Well-known member
روشهای مردم آزاری

چادر سرتون کنین رو بگیرین برین تو خیابون به خانومای بد حجاب تذکر بدین. سکته می کنن
یه آگهی استخدام از طرف یه شرکت معتبر با مدت تماس یک هفته تو روزنامه بدین شمارشم بذارین.ﺗﻮﯼ ﺗﺎﻛﺴﯽ ﺍﮔﻪ ﻛﻨﺎﺭﺕ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻦ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺸﯿﻦ ، ﺑﻬﺶ ﺑﮕﯿﻦ ﻣﮕﻪ ﻧﻤﯿﺎﯼ ؟
ﺍﻭﻥ ﻫﺎﺝ ﻭ ﻭﺍﺝ ﺷﻤﺎ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﻛﻨﻪ .
ﺑﻬﺶ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﺪﯾﻦ ﻭ ﺑﮕﯿﻦ : ﭼﻪ ﺯﻭﺩ ﺟﺎ ……ﺯﺩﯼ؟
ﺑﻌﺪﺵ ﺩﺭ ﺗﺎﻛﺴﯽ ﺭﻭ ﺑﺒﻨﺪﯾﻦ ﻭ ﺑﺮﯾﻦ
اگر کسی توی خیابون تف انداخت بلافاصله صورتتون رو بگیرید و بگید «اخ» (یعنی آب دهن طرف افتاد رو صورتت و میتونید دعوا راه بیاندازید).دوست دخترتان را به بیرون ببرید و از مسیرهای دارای گشت ارشاد گذر کنید تا قلب دوست دخترتان بایستد و موجب خنده و شادی شما شود.قبل از اینکه قربانی بره حموم برید تو حموم سر دوش رو باز کنید(قسمتی که پیچی هست) بعدش تا اونجایی که میشه کره بچپونید توش ولی حواستون باشه زیاد نریزین که سوراخاشو بند بیارید.. خوب حالا ببندینش و منتظر شید طرف بیاد دوش اب گرم بگیره و حسابی چرب بشهدومین باری که با دوست پسر/دوست دخترتون قرار دارید ، از این پودرا هست که ایجاد دل پیچ و اسهال می کنن ( مُسهِل ) همراتون ببرید و آب میوه یا قهوه ، … بخواهید و وقتی برای هر دو نفرتان خرید در فرصتی مناسب پودر را در آب میوه اَش یا … ریخته و صبر کنید و لذت ببرید
توجه : اگر رابطه تان ادامه دار بود هیچ وقت اعتراف نکنید
روی دیوار سفید خونه همسایه با حروف بزرگ بنویسید: لطفا اینجا چیزی ننویسیدیه مردم آزاری تو روزای امتحان اینکه تو برگه پاسخنامه جوابهارو در هم بنویسی ,بیچاره استاد هی از این صفه به اون صفه می کنه دنبال جواب سوال ۳توی فروشگاه بارکد همه چیزهایی را که برداشتین رو خط خطی کنید تا اسکن نشهبچه ها هروقت رفتید سینما فیلمای عشقولانه و احساسی ، یه کوکا کولا ۲٫۲۵ لیتری ببرین با خودتون هر ۵ دقیقه یبار یه قلپ نوشابه یه عاروق مشتی … فیلمو اختصاصی ببینین لذذذتشو ببرین !!!!!با سارایدار مدرسه رفیق بشید تا وقتی بفهمید سیگار مورد علاقش چیه بعد یک نخ بخرید و توش سیگارت کار بذارید و بهش تعارف کنید .البته طرف زیاد پیر نباشه که ممکنه منجر به مرگش بشهتو دانشگاه وقتی خانمها واسه خودشیرینی CD فیلم به دفتر فرهنگ می دن بورو اونارو با فیلمهای بالای ۱۸ سال عوض کن که دیگه هوس خودشیرینی نکنیک شب به دوستت زنگ بزن بگو من برادر فلانی ( دوست دختر طرف ) هستی و یهو سر فحش و بکش بهش اینقدر گیج می شه صدای شمارو تشخیص نمی ده فردا که باهاش بودی حرف و بکش طرف دوست دخترش . از صدای لرزیدن دست و پاش از خنده خودت و خیس می کنیاگه صندلی شاگرد جلویی فلزی باشه خوراک گرفتن فندک زیرشهیک آچارآلن(نوعی ابزار)ببرید مدرسه تو زمستون پیچ رادیاتور شوفاژ و شل کنید . ظرف ۱۵ دقیقه تبدیل به سونای بخار می شهوقت خلوتی مدرسه تمام پلاکاردهای بالای سر دفاتر مثل مدیر و معاون و آبدارخونه و.. باهم عوض کنید فردا صدای خنده هاش میرسهتو جمعی که وارد شدین سخت با بقیه روبوسی و سلام تعارف کنین بعد بگین این آنفولانزای نوع A هم مریضی کثیفیه ها ،‌چند روزه مارو از پا درآورده !!!!!اسم خودتو یواشکی تو گوشی رفیقت به اسم دوس پسرش save کنیو هی دم به دیقه بزنگی قط کنی…برین سوپر مارکت و یه تخم مرغ بگیرین دستتون و از فروشنده بپرسین این تخم مرغ تضمینیه؟ طرف هم که فکر میکنه کیفیتشو میگی میگه آره . شما هم وسط مغازه وایسین و تخم مرغ رو ول کنین رو زمین و بگین واااااااااااااااااای این که شکست. و سریع از محل حادثه فرار کنین.چند تا از همکارات میخوان فقط دو سه ساعت اضافه کاری کنند و تو هم داری میری خونه.
بدون اینکه به کسی بگی از تلفن شرکت زنگ بزن به یه رستوران گرون قیمت و این که میگم سفارش بده:
۱- چلوکباب زعفرانی وِیژه سلطانی……. به تعداد……. پرسی ۲۰٫۰۰۰ تومان
۲- سالاد فصل وِیژه………. به تعداد………… ظرفی ۳۰۰۰ تومان
۳- نوشابه خارجی………… به تعداد………… هر عدد ۲۵۰۰ تومان
۴- نوشابه خانواده…. مشکی…. به تعداد………… هرعدد ۸۰۰ تومان
چیز دیگه هم نیاز بود خودت سفارش بده

زنگ بزنید چند تا دوستتون رو دعوت کنید به یه مهمونی ، که قراره یه دوست دیگتون بگیره ، بگید خودش نرسیده و اینا ، مهمونیه خوبیه ، گفته همه رسمی و شیک بیان ، ترجیحا هم دختر باشن تو دعوتیا هم پسر ، بگید برنامه ۹ به بعد هم هست ، و دیگه کاری نکنید ، بقیش خودش جور میشه توکلاس توپ کاغذی درست کن هی بزن به بچه ها بعد یک گلوله کاغذی و فشرده کن و توش و پر از سوزت ته گرد کن و اونو خیلی آروم لای یک توپ بزرگتر بذار و زیاد مچالش نکن. وقتی بچه ها از اون توپ بازی قبلیت حسابی حرسی شدن این توپ آماده شدرو بزن تو سر کسی که ازش متنفری اونم تا بهش می خوره برش می داره می خواد خوب مچالش کنه و بزنه بهت . طفلک نمیدونه توی اون توپ چندتا سوزن منتظرشن. ماکه حال کردیم شمام امتحان کنیدو ببینید.
 

maxin

Well-known member
یه زن نداریم که...

.یه زن نداریم که هر روز پامیشه میز صبحانه اماده باشه
2.یه زن نداریم لباسامون رو اتو بزنه

3.یه زن نداریم غصه ی چک فردامون رو بخوره

4. یه زن نداریم واسه وام خونه طلاهاش رو بفروشه

5.یه زن نداریم وقتی میریم خونه ی مامانش برامون سفره بندازه بیا و ببین
 

21Tir

New member
کامپیوترو روشن میکنی صبر می کنی ویندوز بالا بیاد
یه قلوب از چاییتو میخوری
کلیک می کنی رو مای کامپیوتر
میری تو درایو D
یه
سیگار روشن می کنی
میری تو مای پیکچر
یه پک سنگین
دنبال یه فایل قدیمی می گردی
یه پک سنگین دیگه
پیداش می کنی ، بازش می کنی . . .
یه پک دیگه
عکسا رو نگاه می کنی
یه لبخند میزنی به خاطراتی که زنده شدن و دارن جلوت راه میرن
میرسی به یه عکس . . .
این عکس یه اشکالی داره
یه پک سنگین ، نه دو تا پک سنگین . . .
نمی خوای قبول کنی . . .
جای یکی تو زندگیت خالیه
” دقیقا همونی که توی عکس خودشو چسبونده بهت ”
محو عکسی . . .
کم کم داغی سیگار دستتو میسوزونه . . .
به خودت میای . . .
سیگارو تو جاسیگاری خاموش می کنی
کامپوتر رو خاموش می کنی
خودتو پرت میکنی روی تخت
چشاتو می بندی و زیر لب میگی :
.
.
.
عجب تی شرتی بود حیف که گمش کردم
icon_neutral.gif
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: maxin

maxin

Well-known member
واقعا که چی

اینایی که مثلا بهشون قهوه تعارف می کنی بعد می پرسی: شیر؟ شکر؟
بعد می گن : تلخ
خب مثلا که چی؟ متفاوتی؟ خیلی خرابی؟ داغونی؟ با کلاسی؟ مقرون به صرفه ای؟ یا چی؟
اونایی که میگن : شیر
خب مثلا که چی؟ نرمی استخون داری؟ وزیر بهداشتی؟ گاو دوست داری؟ با دقت انتخاب کنی؟ یا چی؟
... ... اونایی که میگن: شکر
خب که چی مثلا؟ دیابت نداری؟ تلخی روزگار تاثیری روت نداره؟ درگیر رژیم غذایی و اینا نیستی؟ یا چی؟
اونایی که میگن: شیر و شکر
خب که چی مثلا؟ از قحطی اومدی؟ مفت باشد کوفت باشد؟ یا مثلا خیلی ریلکسی؟ من و تو نداره؟ یا چی؟
اونایی که میگن: هرچی شد
خب که چی مثلا؟ از دنیا بریدی؟ هر چی من بخوام می خوری؟ بی اهمیته برات این چیزا؟ یا چی؟
اونایی که میگن: میل ندارم
خب که چی مثلا؟ خودتو با قهوه می شوری تو حموم؟ خیلی با کلاسی؟ قهوه جواب نمیده برات؟ یا چی؟
ایناییم که الان داره با یه لبخند رو لب ماسیدهه و به این حالت :| این پستو میخونن:
خب که چی؟میخوای بگی بیمزه بود؟میخوای بگی نخندیدی؟میخوای بگی خیلی بی کارم این اراجیفو مینویسم؟میخوای بگی بره بابا؟یا چی
 

maxin

Well-known member
مهارت های یک مامان :

1- تشخیص دما با نگاه کردن
2- تشخیص بو از 5 تا اتاق اون ور تر
3- تشخیص صدا از 5 تا اتاق اون ور تر

4- تشخیص میزان کثیفی لباسها از طریق بو کردن
5- بلند کردن در قابلمه ی روی گاز ( اصلنم دستش نمیسوزه )
6- انجام حداقل 3-4 کار در ان واحد :))
khansariha%20%2824%29.gif

7- بزرگ کردن 5-6 تا بجه باهم
8- تامین تمام مخارج با حقوق بابا
khansariha%20%2848%29.gif

9- دیدن تمام سریال های فارسی وان و جم تی وی
10- انداختن تیکه هایی به فرزندان، مانند خرس گنده و لندهور و امثالها
11- یاد نگرفتن نحوه ی فرستادن اس ام اس
12- حمل طلا، تا جایی که بشه
13- درست کردن کوکو از گوشت کوبیده گرفته تا قیمه ی یه هفته پیش
khansariha%20%2813%29.gif

14- درست کردن انواع دم کنی و دستگیره توسط تی شرت فرزندان

عاشقششششششششم به افتخار هرچی مادر مهربونه :)
khansariha%20%288%29.gif
 

پیچک

New member
مکسین یه روز انتقاممو ازت میگیرم آبرومو جلوی بابام بردی

وقتی داشتم این تاپیکت و میخوندم از خنده ترکیدم لامذهب :25r30wi:
پدر که فک میکرد خیر سرم دارم درس میخونم همچین نگام کرد و گفت: هر هر هر ...پاشو اول اون مودم و خاموش کن ...
 

ZOT

New member
1- تشخیص دما با نگاه کردن
2- تشخیص بو از 5 تا اتاق اون ور تر
3- تشخیص صدا از 5 تا اتاق اون ور تر

4- تشخیص میزان کثیفی لباسها از طریق بو کردن
5- بلند کردن در قابلمه ی روی گاز ( اصلنم دستش نمیسوزه )
6- انجام حداقل 3-4 کار در ان واحد :))
khansariha%20%2824%29.gif



7- بزرگ کردن 5-6 تا بجه باهم
8- تامین تمام مخارج با حقوق بابا
khansariha%20%2848%29.gif

9- دیدن تمام سریال های فارسی وان و جم تی وی
10- انداختن تیکه هایی به فرزندان، مانند خرس گنده و لندهور و امثالها
11- یاد نگرفتن نحوه ی فرستادن اس ام اس
12- حمل طلا، تا جایی که بشه
13- درست کردن کوکو از گوشت کوبیده گرفته تا قیمه ی یه هفته پیش
khansariha%20%2813%29.gif

14- درست کردن انواع دم کنی و دستگیره توسط تی شرت فرزندان

عاشقششششششششم به افتخار هرچی مادر مهربونه :)
khansariha%20%288%29.gif

آخی الهی من قربون مامانم برم! بلند کردن در قابلمه و اون تشخیص ها خیلی باحاله! واقعا همینه ها! من در قابلمه رو با دستگیره برمیدارم خخخخخخ مامانم میگه نسوزی! خخخخخ
 

maxin

Well-known member
نامه مادر غضنفر...

غضنفر جان سلام! ما اینجا حالمام خوب است. امیدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد.
این نامه را من میگویم و جعفر خان کفاش براید مینویسد.
بهش گفتم که این گضنفر ما تا سوم بیشتر نرفته و نمیتواند تند تند بخواند،
آروم آروم بنویس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند
وقتی تو رفتی ما هم از آن خانه اسباب کشی کردیم. پدرت توی صفحه حوادت خوانده
بود که بیشتر اتفاقا توی 10 کیلومتری خانه ما اتفاق میافته. ما هم 10
کیلومتر اینورتر اسباب کشی کردیم.
اینجوری دیگر لازم نیست که پدرت هر روز بیخودی پول روزنامه بدهد.
آدرس جدید هم نداریم. خواستی نامه بفرستی به همان آدرس قبلی بفرست.
پدرت شماره پلاک خانه قبلی را آورده و اینجا نصب کرده که دوستان و فامیل اگه خواستن
بیان اینجا به همون آدرس قبلی بیان
آب و هوای اینجا خیلی خوب نیست. همین هفته پیش دو بار بارون اومد.
اولیش 4 روز طول کشید ،‌دومیش 3 روز . ولی این هفته دومیش بیشتر از اولیش طول کشید
گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجیه که خواسته بودی را مجبور شدم جدا جدا برایت پست کنم. آن دکمه فلزی ها پاکت را سنگین میکرد. ولی نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توی کارتن مقوایی برایت فرستادم
پدرت هم که کارش را عوض کرده. میگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زیر دستش هستن. از کارش راضیه الحمدالله. هر روز صبح میره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهای اونجا رو کوتاه میکنه و شب میاد خونه
ببخشید معطل شدی. جعفر خان کفاش رفته بود دستشویی حالا برگشت
اون یکی خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نمیدونم بچه اش دختره یا پسره .
فهمیدم بهت خبر میدم که بدونی بالاخره به سلامتی عمو شدی یا دایی
راستی حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصیت کرده بود که بدنش را به آب دریا بندازن.
حسن آقا هم طفلکی وقتی داشت زیر دریا برای مرحوم پدرش قبرمیکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده
همین دیگه .. خبر جدیدی نیست
قربانت .. مادرت
راستی:‌گضنفر جان خواستم برات یه خرده پول پست کنم، ‌
ولی وقتی یادم افتاد که دیگه خیلی دیر شده بود و این نامه را برایت پست کرده بودم
 

21Tir

New member
مَردی , شب موقع برگشتن از ده پدری ، جای این که از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت؛ جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه!این‌طوری تعریف می‌کنه: من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی، ٢٠کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هر کاری کردم روشن نمیشد.وسط جنگل، داره شب میشه، نم بارون هم گرفت. اومدم بیرون یکمی با موتور ور رفتم دیدم نه می‌بینم، نه از موتور ماشین سر در می‌ارم!
راه افتادم تو دل جنگل، راست جاده خاکی رو گرفتم و مسیرم رو ادامه دادم. دیگه بارون حسابی تند شده بود.
با یه صدایی برگشتم، دیدم یه ماشین خیلی آرام و بی‌صدا بغل دستم وایساد. من هم بی‌معطلی پریدم توش.
اینقدر خیس شده بودم که به فکر این که توی ماشینو نیگا کنم هم نبودم. وقتی روی صندلی عقب جا گرفتم، سرم رو آوردم بالا واسه تشکر، دیدم هیشکی پشت فرمون و صندلی جلو نیست!!!
خیلی ترسیدم. داشتم به خودم می‌اومدم که ماشین یهو همون طور بی‌صدا راه افتاد.
هنوز خودم رو جفت و جور نکرده بودم که تو یه نور رعد و برق دیدم یه پیچ جلومونه!
تمام تنم یخ کرده بود. نمی‌تونستم حتی جیغ بکشم. ماشین هم همین طور داشت می‌رفت طرف دره.
تو لحظه‌های آخر خودم رو به خدا این قدر نزدیک دیدم که بابا بزرگ خدا بیامرزم اومد جلو چشمم.تو لحظه‌های آخر، یه دست از بیرون پنجره، اومد تو و فرمون رو چرخوند به سمت جاده.
نفهمیدم چه مدت گذشت تا به خودم اومدم. ولی هر دفعه که ماشین به سمت دره یا کوه می‌رفت، یه دست می‌اومد و فرمون رو می‌پیچوند.
از دور یه نوری رو دیدم و حتی یک ثانیه هم تردید به خودم راه ندادم. در روباز کردم و خودم رو انداختم بیرون. این قدر تند می‌دویدم که هوا کم آورده بودم.دویدم به سمت آبادی که نور ازش می‌اومد. رفتم توی قهوه خونه و ولو شدم رو زمین، بعد از این که به هوش اومدم جریان رو تعریف کردم.
وقتی تموم شد، تا چند ثانیه همه ساکت بودند، یهو در قهوه خونه باز شد و دو نفرخیس اومدن تو، یکیشون داد زد: ممد نیگا! این همون احمقیه که وقتی ما داشتیم ماشینو هل میدادیم سوار ماشین ما شده بود.
 
آخرین ویرایش:

21Tir

New member
تو خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفت
آقا ببخشید, مادر من تو اون آسایشگاه روبرو نگهداری میشه, من روم نمیشه چشم تو چشمش بشم چون زنم مجبورم کرد ببرمش اونجا, این امانتی رو اگه از قول من بهش بدید خیلی لطف کردید.
قبول کردم و کلی هم نصیحتش کردم که مادرته بابا, اونم ابراز پشیمونی کرد و رفتم داخل آسایشگاه, پیر زن رو پیدا کردم, گفتم این امانتی مال شماس, گفت حامد پسرم تویی؟
گفتم نه مادر, دیدم دوباره گفت حامد تویی مادر؟
دلم نیومد این سری بگم نه , گفتم آره, پیرزنه داد زن میدونستم منو تنها نمی ذاری,
شروع کرد با ذوق به صدا کردن پرستار که دیدی پسر من نامهربون نیست؟
پرستاره تا اومد گفت شما پسرشون هستید؟
تا گفتم آره دستمو گرفت, گفت 4 ماه هزینه ی نگهداری مادرتون عقب افتاده , باید تسویه کنید
حالا از من هی غلط کردم واینکه من پسرش نیستم ولی دیگه باور نمی کردن
آخر چک و نوشتم دادم دستش, ولی ته دلم راضی بود که باز این پیر زن و خوشحال کردم , هر چند که پسرش خیلی ... بود.
اومدم از پیرزنه خدافظی کنم تا منو دید گفت دستت درد نکنه , رفتی بیرون به پسرم حامد بگو پرداخت شد , بیا تو مادر!!! :)))
 

21Tir

New member
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]يک روز مردي خيلي خجالتي رفت توي يک كافي شاپ ...[/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]
چند دقيقه كه نشست توجهش به يک دختر خوشگل كه كنار ميز
[/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]بار نشسته بوده جلب شد.[/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]
نيم ساعتي با خودش كلنجار رفت و بالاخره تصميمش رو گرفت و
[/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]رفت سراغ دختر و با خجالت بهش گفت : ميتونم كنار شما بشينم [/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]و يه گپي با همديگه بزنيم و بيشتر آشنا بشيم ؟!
دختر ناگهان و بي مقدمه فرياد زد : چي؟! من هرگز امشب با تو
[/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]نمي خوابم ؟!!

همه مردم توجهشون جلب شد و چپ چپ به مرد نگاه کردند و
[/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]سري تکون دادند !

مرد بيچاره سرخ و سفيد شد و سرشو انداخت پايين و با
[/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]شرمندگي رفت نشست سر جاش ...

بعد از چند دقيقه دختر رفت كنار مرد نشست و با لبخند گفت : من
[/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]معذرت ميخوام! متاسفم كه تو رو خجالت زده كردم. راستش من [/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]فارغ التحصيل روانپزشكي هستم و دارم روي عكس العمل مردم در [/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]شرايط خجالت آور تحقيق مي كنم ...!!!

مرد هم ناگهان فرياد زد : چي؟! منظورت چيه كه 200$ براي يه
[/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]شب مي گيري؟[/FONT]
 

maxin

Well-known member
سوتی فجیع...

سوار تاکسی بودم ،
دیدم یه دختر خوشگل و سنگین جلو نشسته
پیاده شد ، دست کرد تو کیفش ،
گفتم مهمون ما باش خانوم خوشگله

دیدم از تو کیفش یه قبض در آورد داد به راننده گفت :

" این قبض و بگیر، بابا , وقت برگشتن برو عکسهای منم از آتلیه بگیر "

ریدم به خودم ،
هی سرخ و سفید می شدم ، خواستم جمعش کنم، گفتم :

" دخترتون هستن ،
ماشالا چقد حالت چشما و فرم صورتشون شبیه شما بود "

راننده گفت " بیخود شیرین زبونی نکن ،
الان مهمون کردنو بهت نشون میدم
 

maxin

Well-known member
دوست داشتنی ترین موجود جهان...

این پسرایی که همیشه ته ریش دارن !
اینایی که هیچوقت موهاشون بلند نیست !
اینایی که صداشون مردونست ...
اینایی که وقتی ازشون جدا میشی تا یه ساعت دستات بو عطرشون رو میده !
همونایی که وقتی کنارت نشستن بهت sms میدن که دوستت دارم !
اینایی که شبا موقع شب بخیر گقتن میگن مال خودمی ...
اینایی که بد دهن نیستن وقتی یه فحش ازت میشنون میگن بی ادب !
اینایی که دستاشون رو با دو تا دستت باید بگیری !
همونایی که وقتی عصبانی میشی و داد میزنی بغلت میکنن و میگن باهم حلش میکنیم ...
اینا خیلی دوست داشتنین، اره ... خیلی خیلی زیاد !
و حالا سری میزنیم به ...
دختری که اول صبح به زور از خواب بلند میشه !
هپل و ژولیده، با لباسای نازک و به هر طرف کش اومده ...
با چشمای نیمه باز و نیمه بسته !
با پاهای برهنه روی سرامیک !
که داره میگرده دنبال دستشویی و زیر لب غر میزنه ...
بغل کردنی ترین موجود دنیاست !
حتی در بعضی منابع ذکر شده که میشه براش مُرد ...
 

maxin

Well-known member
انواع حالت چشم دانشجوها !!!!

هنگام درس دادن استاد سر کلاص :
(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)

وقتی استاد خبر امتحان رو میده :
(o_O) (o_O) (o_O) (o_O) (o_O) (o_O)

… …

موقع امتحان:
(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)

وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری:
(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)
38.gif
38.gif
38.gif

وقتی که نمره ها رو میزنن :
(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)

 

maxin

Well-known member
میدونی من کی ام....؟

یــه بـار هـم مـاشـیـن و بـرداشـتـیـم و بــا بـچـه هـا رفـتـیـم بـیـرون….

حـالا صـدای ضـبـط تـا آخـر زیـاد هـمـه هـم
داشـتـیـم مـی رقـصـیـدیـم تـو مـاشـیـن,خـلاصـه یـهـو یــه افـسـرِ
جـلـومـون رو گـرفـت گـفـت بـزن بـغـل…


مـنـم به بـچـه هـا گـفـتـم ادای ایـن بـچـه بـاحـالا و بـا مـعـرفـتـها رو در بـیـاریـن بـیـخیال شـه جـریـمـه نـکـنـه

خـلاصـه پـلـیـسـه گـفـت ایـن چـه وضـع رانـنـدگـیـه؟

مـاشـیـن بـایـد بـخـوابـه پـارکیـنـگ!!!

یــهـو مـنـم کـف و تـف قـاطـی کـردم گـفـتـم مـیـدونـی مـن کـیـم؟؟؟

اصـلا حـواسـت هـسـت بـا کـی داری حـرف مـیزنـی؟

بـگـم کـیـم ؟؟؟

بــــــگـــــم؟؟؟

رفیـقام هـم اومـدن جـلـو دهـنـمـو گـرفـتـن گـفـتـن بـیـخـیـال نـگـو بـهـش گـنـاه داره اخــراج مـیـشه….

افـسـره هـم رنـگشـو بــاخـت و آب دهـن قـورت داد گـفـت: نـه نـمـیـدونـم, بـبـخـشـیـد شـمـا کـی هــسـتـیـن؟؟؟

مـنـم بـا یـه صـدای خـسـتـه بـش گـفـتـم:

مــن یــه پــرنــدم ,آرزو دارم تـــو بــاغــم بــاشــی…مــن یــه خــونــه ی سـرد و تــاریــکــم…

(بـچـه هـا هـم دس مـیـزدن)

هـیـچـی دیـگ هـمـگـی دور هــم بـا افـسـره کـلـی خـنـدیـدیـم و گـفـت بـاهـاتـون کـلـی حـال کـردم بـچـه هـای بـاحـالـی هـسـتـیـن

آخـر سـر هـم ۵۰ تـومـن جـریـمـه شـدیـم و مـاشـیـن
هـم رفـت پـارکـیـنـگ و بــانـدهـاش هـم بـاز کـرد و خــودمـون هـم بـردن
تست اعـتـیـاد دادیـم و هــمـه چــی بـه خـیـر و خـوشـی تـمـوم شـد!!!!
 

biotechnologist

New member
هنگام درس دادن استاد سر کلاص :
(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)

وقتی استاد خبر امتحان رو میده :
(o_O) (o_O) (o_O) (o_O) (o_O) (o_O)

… …

موقع امتحان:
(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)

وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری:
(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)
38.gif
38.gif
38.gif

وقتی که نمره ها رو میزنن :
(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)

یه شکل دیگه هم هست که فقط استاد ما تشخیص میده: هروقت من دارم فکر می کنم نمیدونم چه شکلی میشم که میگه خانم فلان داری تحلیل می کنی؟
 

maxin

Well-known member
میدونید چرا برزیلیا تو درس هیچی نمیشن؟

دلیلش اینه!

لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا..

-حاضر

ادسن آرانتس دنا سمنتو…

-حاضر

مانوئل فرانسیسکو دوس سانتوز…

مانوئل فرانسیسکو دوس سانتوز…؟!!-

آقا مانوئل فرانسیسکو دوس سانتوزنیومده غایبه

آنتونیو دی اولیورا فیلهو

-حاضر

رونالدو ده آسیس موریرا

-حاضر…

خوب لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا پاشو بیاد درس جواب بده......

دیریریرینگزنگ خورد !
-2-02-.gif
 
بالا